کد خبر:۱۲۹۱۰۵
ديدگاه امام(ره)درخصوصانقلاب فرهنگىدردانشگاهها
اسلامي شدن دانشگاهها مخالف مقاصد دشمنان است
امام خميني(ره) معتقد بودند كه اسلامى شدن دانشگاه، يعني اسلامى شدن جوانهاى ما و اسلامى شدن دانشمندان ما و اين مهم، با مقاصد دشمنان مخالف بوده بنابراين آنها با ترفندهايي مانع رسيدن به اين هدف مي شوند.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ امام خميني مهمترين فعاليت فرهنگي در دانشگاه ها را اسلامي شدن فضاهاي دانشگاه مي دانستند و مكررا نسبت به جلوگيري از ورود عوامل غربي در اين محيطها و نفوذ فرهنگ غرب در آنها هشدار مي دادند. آنچه در پي مي آيد بازخواني گزيده اي از سخنان آن رهبر روشن روان در اين خصوص است:
همانطور که آنها انگشت روى دانشگاه مىگذاشتند و با تمام قدرت دنبال این بودند که دانشگاه را به دست خودشان بیاورند و اشخاصى که جبهه و وجههشان رو به شرق و بیشتر رو به غرب است در دانشگاه را آنطور به دست بیاورند و تربیت دانشگاهی ها را آنطور بکنند و قشر روحانیت را هم کنار بگذارند، آنها را بىخاصیت کنند و اینها را خاصیت شرقى یا غربى بدهند، همانطور هم ماها و این انقلاب انگشت را روى همان نقطه حساس گذاشت.
در رأس مسائل، «انقلاب فرهنگى» و دانشگاهى برنامه بود؛ یعنى، همان که آنها در ظرف 50 سال مىخواستند عمل کنند. بعد از انقلاب هم آنهایى که به کشور خودشان علاقه داشتند و به اسلام علاقه داشتند، آنها هم انگشت را روى همان نقطه حساس گذاشتند و انقلاب فرهنگى و انقلاب دانشگاهى را خواستند و شما دیدید که از همان روز اول، آنهایى که قبلهشان یا مسکو بود و یا امریکا، شروع به مخالفت کردند؛ این را یک عمل ارتجاعى حساب کردند.
آن وقت تهمت ها هم زدند که اینها مىخواهند اصلًا علمى توى کار نباشد و تخصصى توى کار نباشد و لابد اینها مىخواهند تیمم و وضو را در دانشگاه یاد اینها بدهند! غافل از اینکه این تبلیغات اگر سابق عمل خودش را زیاد انجام داد، بعد از انقلاب و بیدار شدن قشرهاى میلیونى ایران، این حرفها دیگر در آنها اثر ندارد.
اهداف و مقاصد شوم در مخالفت با انقلاب فرهنگى
از آن روز اولى که صحبت «انقلاب فرهنگى» پیش آمد، مخالفت ها شروع شد. اگر شما گروه هایى را که مخالفت کردند با این مسائل و اشخاصى را که سینه زدند براى باز شدن دانشگاه قبل از اصلاح مشاهده کنید، مىبینید که اینها همه پاى بیرق غرب و شرق سینه مىزنند.
شما توجه داشتهاید و دارید که از همان اول انقلاب، قدم به قدم طوایفى و قلم هایى و زبان هایى بر ضد این انقلاب به کار افتادند؛ و هر قدمى که انقلاب خواست براى اصلاح بردارد، آنها مخالفت کردند. اگر صحبت دانشگاه آمد، همان هایى که دانشگاه را مرکز فساد قرار داده بودند و همان هایى که قبله آنها غرب یا شرق بود، با اصلاح دانشگاه مخالف بودند. آنها خوف این را داشتند که مبادا دانشگاه یک دانشگاه اسلامى بشود تا اینکه دست شرق و غرب تا ابد از دانشگاه کوتاه بشود؛ یعنى، از کشور کوتاه بشود.
آنهایى که مىخواهند و مىخواستند که دست شرق یا غرب باز باشد و مصلحت شخصى خودشان را در این امر مىدانستند، کوشش کردند که با قلم و زبان محکوم کنند اصلاح و انقلاب دانشگاه را. و شما اگر توجه کنید که چه گروه هایى مخالفت با این امر کردند و باز هم مىکنند و باز هم اصرار دارند به اینکه دانشگاه به همان ترتیبى که سابق بود باز بشود، مىفهمید روش این اشخاص چه روشى است. ما از مسائلى که در کشور طرح مىشود اشخاصى که آن مسائل را طرح مىکنند مىشناسیم ..
آنهایى که با انقلاب «فرهنگى» مخالف بودند با اسم اینکه دانشگاه را مىخواهند اینها اصلش ببندند و اینها نمىخواهند که دانشگاه در کار باشد، مشغول به تبلیغات شدند.
یک دسته از آنها همان ها بودند که دانشگاه را سنگر قرار داده بودند و اتاق جنگ در دانشگاه- به طورى که گفته مىشود- ایجاد کرده بودند! و یک دسته از آن غربزدههایى که به خیال خودشان، اسلامى شدن دانشگاه و اسلامى شدن جوان هاى ما و اسلامى شدن دانشمندان ما با مقاصدشان مخالف بود اینها را طرد به «ارتجاع» کردند.
«مرتجعین»، یعنى آنهایى که نمىخواهند طرف شرق بروند که مرکز تمدن است- به اصطلاح آنها- و نمى خواهند طرف غرب بروند! که آنها طرف شرق و غرب هر دو را بهتر مىدانستند از اسلام. آنها مىخواهند اسلام نباشد، هرچه مىخواهد باشد.
آنها مىخواهند که تربیت هاى اسلامى در دانشگاه ها نباشد، دیگر هرچه باشد مانعى ندارد. آنها مىخواهند که دانشگاه و فیضیه با هم مرتبط نباشد؛ براى اینکه این ارتباط موجب اسلامى شدن دانشگاه مىشود و این ارتباط اسباب این مىشود که آن بدبینىهایى که در طول مدت زیاد بین دانشگاه و طلاب علوم دینى حاصل شده بود از بین برود.
وقتى این بدبینىها از بین رفت و دانشگاه در کنار فیضیه مشغول به فعالیت شدند، دست اینهایى که قبلهشان شرق یا قبلهشان غرب است، کوتاه مىشود. و لهذا، با تمام قوا، کوشش مىکنند و مىکردند که این دو قشر را از هم جدا کنند و بدبین کنند.
وقتى این دو قشر ازهم جدا شد و بدبین شدند به هم، آنها کارهاى خودشان را هر طورى که مىخواهند، انجام بدهند. الآن هم دست بر نداشتهاند از این مطلبى که مقصود اصلى آنهاست. الآن هم آن قشرى که مىخواهد بدون اینکهیک ترتیب صحیحى در دانشگاه حاصل بشود، دانشگاه به هر طورى که هست باز بشود و هر طورى که مىخواهد، باشد؛ همان مسائل سابق پیش بیاید؛ مردمى هستند که خودشان را در مقابل غرب یا در مقابل شرق باختهاند؛ ملت خودشان را مىخواهند یا فداى بلوک شرقى بکنند یا فداى بلوک غربى .
لزوم توجه و بیدارى دانشجویان
و باید دانشگاه آگاه باشد، توجه داشته باشد به این نقشهها و جوان هاى عزیز دانشگاهى ما توجه داشته باشند به این مسائل؛ که از دانشگاه است که مىشود یک ملتى اصلاح بشود و از دانشگاه است که مىتواند یک ملتى به تباهى کشیده بشود.
این دانشگاه و تربیت دانشگاهى است که جوان هاى ما را یا طرف غرب مىکشد یا طرف شرق مىکشد و آنها را از خودشان تهى مىکند و وجهه آنها را متوجه به غرب و شرق [مى] کند تا اینکه یا شرق غلبه کند و تمام جهات ایران را و شرق را و تمام بلاد مسلمین را از بین ببرد یا غرب غلبه کند و همه فرهنگ و چیزهاى دیگرى را از ما بگیرند و به جاى آن، یک مغز شرقى یا یک مغز غربى بنشانند و ملت ما را به تباهى بکشند.
لکن بحمداللَّه، ملت ما بیدار شده است و ملت ما اجازه این امورى که به نفع شرق است یا به نفع غرب است نمىدهد و ملت ما توجه پیدا کرده است به اینکه از دانشگاه است که مىتواند یک کشورى کشور مستقل باشد؛ و از دانشگاه است که مىتواند یک کشورى کشور وابسته باشد.
البته باید آقایان دانشجویان و علماى دانشمند دست به هم بدهند و هرچه زودتر دانشگاه ها را به طریقه اسلامى، به طریقه ملى، دانشگاهى که مال خود ملت باشد، دانشگاهى که مال خود ملت اسلامى باشد، زودتر باز بشود و دست اشخاصى که مىخواهند این دانشگاه را به طرف شرق بکشند یا به طرف غرب بکشند کوتاه کنند و مقدرات دانشگاه را معلمین و اساتید اسلامى به دست بگیرند و دانشگاه یک دانشگاه ملى براى ملت باشد، نه اینکه زحمت را ملت بکشد و خرج دانشگاه ها را ملت به عهدهبگیرد و یک دانشگاهى باشد که اشخاصى که از او بیرون مىآیند یا قبلهشان شرق باشد یا قبلهشان غرب باشد.
باید دانشگاه باز بشود، لکن با آن وضعى که تربیت هاى اسلامى و ملى و انسانى باشد. اینطور نباشد که ما فقط مىخواهیم باز باشد. باز بود، پنجاه سال هم باز بود. چه اشخاصى را بیرون داد؟ همان اشخاصى را که ملت را به تباهى کشاندند و الآن هم دست از سر این ملت بر نمىدارند.
ما مىخواهیم که دانشگاهى باشد که ملت ما را مستقل و غیر وابسته به شرق و غرب درست بکند؛ نه ملت را به طرف شرق بکشد، نه ملت را به طرف غرب بکشد؛ یک ملتى مستقل، با فکر مستقل، با دانشگاه مستقل؛ که با استقلال دانشگاه کشور مستقل مىشود؛ یک دانشگاهى که با فیضیه دست به دست هم بدهند و شرق و غرب را کنار بزنند و خودشان براى مصالح کشور خودشان و براى مصالح اسلام عزیز خودشان عمل بکنند و نونهالان عزیز ما را طورى بار بیاورند که نه قبله آنها مسکو باشد و نه قبله آنها لندن باشد و نه قبله آنها واشنگتن؛ قبله آنها کعبه باشد؛ توجه به خداى تبارک و تعالى باشد و اسلام را در آغوش بگیرند، که استقلال آنها، عزت آنها در سایه اسلام است .
استقلال کشور در گرو استقلال مراکز فرهنگى
استقلال کشور ما منوط به استقلال همین دانشگاه ها و فیضیههاست. دانشگاه و فیضیه دست به دست هم بدهند و استقلال کشور خودشان را حفظ کنند و امید خودشان را از غیر دانشگاه اسلامى و غیر فیضیه اسلامى، امید خودشان را از دیگران ببرند. اعتناى بهاین نکنند که مثلًا [مىگویند] دانشگاهى با آخوند چرا باهم پیوند مىکنند. آنها از سایه آخوند هم مىترسند! آنها برنامهشان این است که دانشگاه را از فیضیه جدا کنند.
در سال هاى طولانى، بناى آنها این بود که این دو قشر را، که سعادت یک ملت و عظمت یک ملت و استقلال یک ملت بسته به این دو قشر است- قشر روحانى و قشر دانشگاهى اینها مغز متفکر یک ملت هستند- کوشش کردند که این دو قشر را از هم جدا کنند، که با هم دشمن کنند. و ما دیدیم و شما دیدید که این دو قشر باهم دشمن بودند. تا این انقلاب اسلامى پیدا شد و اسلام دعوت خودش را شروع کرد. و دعوت اسلام پیوند همه قشرها و خصوصاً پیوند دانشگاه و فیضیه است. و تا این دو قشر باهم پیوند داشته باشند، استقلال کشور شما محفوظ مىماند.
عزیزان دانشگاهى من و عزیزان فیضیه من، آگاه باشید که دشمن ها در صددند بین شماها تفرقه بیندازند! و توجه داشته باشید که اگر دانشگاه و فیضیه اصلاح بشود، کشور شما استقلال خودش را بیمه مىکند! آن قلم ها و زبان هایى که کوشش مىکنند که این دو قشر را از هم جدا کنند، آنها هستند که یا قبله آنها مسکو و یا قبله آنها واشنگتن است. و شما هوشیار باشید که این مصلحت بزرگ را، که وحدت دانشگاه و فیضیه است، از دست ندهید!
امیدوارم که موفق باشید که خودتان، کشور خودتان را مستقلًا اداره بکنید؛ دست شما از طرف شرق و غرب به سوى خودتان برگردد؛ و شر شرق و غرب از کشور ما به سوى خودشان برگردد./انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰