کد خبر:۱۲۹۱۶۴
بررسی رابطه امام با برخی گروههای اسلامی؛
امام (ره): امیدوارم همه مسلمانان بر ضد استعمار قیام کنند
امام(ره) به عنوان رهبر مکتبی که توانسته بود حکومت اسلامی تاسیس نماید، به دلیل موقعیت مذهبی خاص خود به عنوان مرجعیت تشیع، نمی توانست محدود در مرز جغرافیایی خاصی باشد، آشنایی با گوشه هایی از رابطه امام با برخی گروه های اسلامی، ما را در دستیابی به ریشه های تحولات کنونی منطقه یاری می کند.
گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو»؛ در كنار مكتب سامرا و نجف، سومين مكتبي كه در برگيرنده غالب انديشه هاي مجاهداتي شيعي در قرن اخير است «مكتب قم» به رهبري حضرت امام خميني (ره) است كه از اصالت وظيفه در «نظام سياسي» سخن مي گويد.
ظهور انقلاب اسلامي در سال 57 نمودي از تبلور عيني انديشه مكتب قم در زمينه تاسيس حكومت اسلامي است؛ امام (ره) به عنوان رهبر مکتبی که توانسته بود حکومت اسلامی را در محدوده جغرافیایی ایران تاسیس كند، به دلیل موقعیت مذهبی خود به عنوان مرجعیت تشیع، نمی توانست محدود در مرز جغرافیایی و سرزمینی یا محدود به ملت خاصی باشد.
رجوع به سخنراني هاي امام از سال هاي نخست دهه 40 دغدغه هاي فراملي و نگراني ايشان را براي امت اسلام نشان مي دهد؛ ايشان همواره با حضور استعمارگران و قدرت های بيگانه، بخصوص اسرائيل مخالفت مي كردند.
يكي از اصول اساسي ايدئولوژي امام، تاكيد بر سياست ايجاد وحدت ميان مسلمانان مذاهب مختلف بود.
«رودي متئو» در اين زمينه مي نويسد: «انقلاب ايران و رهبرش، آيت الله خميني، علاوه بر تاثيري كه بر شيعيان جهان اسلام گذاشته اند، تاثير مهمي نيز بر مسلمانان سني و بويژه تجديد حياث سياسي آنان داشته اند....»
در اين بخش به رابطه حضرت امام (ره) در طول دوران تبعيد و پس از پيروزي انقلاب اسلامی با برخي كشورها و گروه های مسلمان مي پردازيم:
رابطه امام (ره) با فلسطين
رهبران يهود پس از آن كه انگلستان در سال 1948 قيوميت فلسطين را رها كرد، در پي اعلام سازمان ملل مبني بر ايجاد دو دولت مسلمان و يهود در منطقه، برپايي دولت اسرائيل را اعلام كردند.
بروز دو جنگ 1967و 1973 ميان اعراب و اسرائيل موجب شد رهبران مذاهب و فرق اسلامي به شيوه هاي گوناگون در این باره موضع گيري كنند.
با وجود اينكه امام در اين دوران در تبعيد بسر مي بردند، اما در ميان مسائل خارجي، بيش از هر چيز به مسئله فلسطين مي انديشيدند.
امام همواره و از همان آغاز حركت انقلابي خويش بر موضوع فلسطين و آزادي قدس تاكيد داشتند؛ انديشه هاي امام درباره قدس و فلسطين بدون شك تاثير بسزايي در تقويت جبهه ضد صهيونيستي در فلسطين و منطقه داشت.
نخستين حمايت هاي علني امام از مردم فلسطين در دوران قبل از تبعيد ايشان شروع شد؛ ايشان در بخشي از سخنراني خود در 18 شهريور 43 در مسجد اعظم قم در قالب انتقاد به رژيم پهلوي، رابطه ميان اسرائيل و حكومت شاه را زير سوال بردند.
با اوج گيري مبارزات مردم فلسطين، امام فتواي تاريخي خود مبني بر اختصاص وجوهات شرعي به مبارزان و مجاهدان فلسطين را اعلام كرد.
ميزان ارتباط امام با فلسطيني ها در دوران تبعيد به اندازه اي بود كه در ماه هاي پاياني حضور ايشان در عراق اين شايعه رواج يافت كه گروه 40 نفره فلسطيني، حفاظت از ايشان را بر عهده گرفته اند.
همچنين به دنبال خروج امام از عراق و عدم پذيرش تقاضاي ورود ايشان به كويت، چند تن از مبارزان فلسطيني بر آن شدند تا با حمله به سفارت ايران در كويت دست به اقدام تلافي جويانه بزنند.
نقش امام درباره نهضت فلسطين را مي توان داراي دو اثر مهم دانست: نخست هدايت قيام به سمت انگيزه هاي اسلامي و ديگر، ايجاد ارتباط ميان ايشان و ساير مسلمانان و جلب حمايت مسلمانان انقلابي جهان از اين نهضت.
رابطه امام (ره) با مبارزان مصري
روابط ميان مسلمانان ايران و مصر از نخستين سال هاي پس از پايان جنگ جهاني دوم آغاز شد؛ شكل گيري «اخوان المسلمين» و تداوم حركت آن طي دهه هاي بعد به نزديكي هر چه بيشتر دو مذهب تشيع و تسنن انجاميد و زمينه ايجاد ارتباط را فراهم كرد.
ترجمه جزوه هاي عربي امام همزمان با كشورهاي عربي حوزه خليج فارس، در مصر نيز توزيع مي شد و برخي گروه هاي اسلامي را در راه مبارزه تقويت مي كرد؛ هر چند بايد گفت رابطه شخصي امام با گروه هاي مبارز مصري نسبت به ساير كشورهاي مسلمان كمتر بوده است.
رابطه امام (ره) با مسلمانان كشورهاي حاشيه خليج فارس
امام قبل از شروع نهضت مبارزاتي در ايران، زمينه هاي ارتباط ديني با اين دسته از مسلمانان را فراهم ساخته بودند.
ساواك در سندي كه در خرداد 42 تهيه كرده، اسامي وعاظي را كه از طرف امام به كويت، قطر، بحرين و پاكستان رفته بودند، قيد كرده است كه نمونه اي از مراودات امام با مسلمانان كشورهاي حاشيه خليج فارس است.
پايگاه مذهبي امام در ميان مسلمانان كشورهاي اسلامي به قدري مستحكم بود كه سکوت مسلمانان ايراني در مراسم حج سال 43 با اعتراض ساير حجاج مواجه شد كه نسبت به زنداني شدن امام اعتراض داشتند.
امام در مصاحبه با خبرنگار يوناني روزنامه «توويما» در 15 آبان 57 در پاسخ به اين پرسش كه اثرات آينده پيروزي ايران در سرنوشت خاورميانه چگونه خواهد بود، اظهار داشتند: «ما اعتقاد داريم كه مبارزه ملت ما به پيروزي نزديك است. امروز پيروزي ملت مسلمان ايران بدون شك سرمشق خوبي براي ملت هاي ستمديده جهان، خصوصا ملت هاي خاورميانه خواهد بود كه چگونه يك ملتي با اتكا به ايدئولوژي انقلابي بر قدرت هاي عظيم فائق مي آيد.»
هنگامي كه خبرنگار خبرگزاري ليبي در 26 آبان 57 از ايشان پرسيد كه آيا توقع داريد كه در جهان اسلام بر ضد رژيم هاي ارتجاعي كه براي محافظت منافع استعمار عمل مي كنند يك انقلاب اسلامي مترقي به وجود آيد، فرمودند: «اميدواريم اين طور بشود و همه مسلمانان بر ضد استعمار قيام كنند و دولت هايي هم كه خيانت به ملت مي كنند بر ضد آنها هم قيام شود.»
در 13 آذر 57 در پاسخ به سوال خبرنگار BBC كه پرسيده بود: آيا شما معتقد هستيد كه ما در يك دوراني از تجديد حيات اسلامي بسر مي بريم و آيا حركتي كه در ايران اتفاق افتاد در ساير كشورها نيز بروز خواهد كرد؟ اگر بله، چرا؟ امام فرمودند: «آنچه ما مي فهميم اين است كه مسلمانان ايران، از غرب به شرق مسائلي را ديده اند و دچار بيگانگي شده اند، نهضت اسلامي امروز آنان را منقلب كرد و فهميدند كه بايد متكي به خود باشند و به اسلام برگردند و باز فهميدند كه تنها اسلام است كه تمام مصالحشان را تامين مي كند. اميدواريم كه مسلمانان ساير كشورها از تجربيات مسلمانان ايران پند گرفته و توي دهن غرب بزنند و روي پاي خود بايستند و با تمسك به اسلام به افتخارات گذشته خود دست يابند.»
رابطه امام (ره) با سوريه
پيوندهاي ميان ايران و سوريه به علت حضور مسلمانان شيعه مذهب در اين دو كشور، ريشه در باورها و اعتقادات ديرپا دارد؛ اقليت علوي حاكم بر سوريه از هنگامی که به قدرت رسيدند نسبت به دو كشور ايران و لبنان، با نگاهي مثبت برخورد كرده اند؛ در طول دوران تبعيد امام در عراق نيز سوريه به پايگاهي براي آماده سازي مبارزان ايراني تبديل شده بود و نوارهاي سخنراني امام غالبا در اين كشور تكثير شده و از آنجا به نقاط ديگر منتقل مي شد.
امام نيز با نظر مساعد نسبت به اين كشور، پس از مفقود شدن امام موسي صدر از حافظ اسد، رهبر سوريه، براي يافتن رهبر شيعيان لبنان درخواست كمك كردند. اسد جزو معدود رهبراني است كه امام در دوران تبعيد، پيام مستقيمي براي وي ارسال داشته و خواهان ياري و همراهي هر چه بيشتر وي با نهضت اسلامي مردم ايران شدند.
همراهي امام با افراد و گروه هاي مبارز اسلامي، در سال هاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي نيز تداوم يافت و به يكي از اركان سياست خارجي جمهوري اسلامي تبديل، و اصل حمايت از آزادي خواهان جهان، در قانون اساسي نيز آورده شد.
امام خميني انقلاب اسلامي را سرآغاز خيزش مستضعفان در جهان و زمينه ای براي حكومت مهدي (عج) مي دانند و مي فرمايند: «انقلاب اسلامي ايران با تاييد خداوند منان در سطح جهان در حال گسترش است و انشاالله با گسترش آن قدرت هاي شيطاني به انزوا كشيده خواهند شد و حكومت مستضعفان برپا و زمينه براي حكومت جهاني مهدي آخرالزمان (عج) مهيا خواهد شد.»
منبع: کتاب «مناسبات امام خمینی با حرکت ها و مبارزان اسلامی»
/انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰