مستند عروج؛ جذابترين و شگفت ترين تصاوير ثبت شده بر روي نگاتيو
کد خبر:۱۲۹۴۳۶
نگاهي بر مستند عروج به مناسبت ايام رحلت پير جماران؛

مستند عروج؛ جذابترين و شگفت ترين تصاوير ثبت شده بر روي نگاتيو

مستند عروج كه مجموعه اي از تصاوير مربوط به روزهاي منتهي به رحلت امام و روزهاي پس از آن است، شگفت ترين، سترگ ترين، ‌جذابترين و حيرت آورترين تصاوير ثبت شده بر روي نگاتيو در تمام طول تاريخ بشريت است.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ ترديدي نيست و با جرات و قاطعيت و بي هيچ شائبه و شكي و از صميم دل و سويداي جان مي توان گفت كه مستند عروج كه مجموعه اي از تصاوير مربوط به روزهاي منتهي به رحلت امام و روزهاي پس از آن است، شگفت ترين، سترگ ترين، ‌جذابترين و حيرت آورترين تصاوير ثبت شده بر روي نگاتيو در تمام طول تاريخ بشريت است.

گفتن از اين مستند بيش و پيش از آن كه گفتن از سينما، تصوير، تدوين،‌ حركت، موسيقي، گفتار متن و چيزهايي از اين دست باشد، گفتن از حرارتي است كه در قلوب مومنين و تا ابدالدهر نسبت به جان هاي تابناك امتداد خواهد داشت.

مستند رحلت امام هر سال از شبكه هاي تلويزيوني پخش مي شود و حالا پس از گذشت دو دهه بهتر از هميشه مي توان فهميد كه اين تصاوير بكر و شرافتمند و اصيل و ناب و حزن انگيز و پر از شور و شوق تا چه حد تازه و جاندار و ابدي هستند.

مستند عروج فيلمي مفصل و چند ساعته درباره رحلت امام و روزهاي پيش و پس از آن است؛ روزهاي تاريخي، خطير، ‌غم انگيز، مهم، ‌جاودانه و مملو از خاطره.

مستندي كه از روزهاي بيماري، شب هاي دعا، لحظه اعلام خبر، حركت اقيانوس مردم، تشييع تاريخي و بي نظير، تدفين تكان دهنده و به ياد ماندني، انتخاب جانشين برحق و خلف و تمام رويدادهاي متن و حاشيه آن روزهاي بي نظير با مخاطب سخن مي گويد.

آنچه در مستند عروج از همه چيز مهمتر است حرارتي پرخون و طپشي بي نظير و حسي اصيل و ناب است كه در سراسر فيلم و در تك تك فريم هاي آن منتشر و مستتر است.
 
منظومه عروج سرشار از كهكشان ها و ستاره هاي درخشان است كه از ميان خواب و خاطره و با چشماني تر و تيره بر قلب تاريخ مي زند و حس و عاطفه انسان را به محاكات فرامي‌خواند.

مي توان درباره تك تك پلان ها و سكانس هاي اين فيلم ساعت ها و سال ها به گفت و گو نشست و آن را واكاويد، مي توان اين گونه گفت كه تك تك پلان ها و سكانس هاي اين فيلم بي نظير و تكان دهنده و حيرت آورند و مي توان بر تك تك پلان ها و سكانس هاي اين فيلم شرحي نوشت.

عجيب است فيلمي مستند كه در آن روزهاي حساس، سازندگانش صرفا به ثبت تصاوير تاريخي مي انديشيده اند، اين چنين تكان دهنده و تاثيرگذار از آب درآمده است.

براي نگارنده اين مطلب بسيار بسيار سخت است كه براي شاهد مثال سكانسي را انتخاب كند و يكي از ستاره هاي اين آسمان را گواه آورد.

فيلم آن چنان به هم پيوسته، همچون اعضاي پيكر آدمي يا دانه  هاي يك تسبيح، به يكديگر متصل و منسجم است كه نمي توان تكه اي از آن را برگرفت و تكه ديگري را فروگزارد.

در فيلم صحنه اي است كه اقيانوس عظيم حركت مردمي را براي حضور در مراسم تشييع امام نشان مي دهد و در اين ميان حركت دوربين بر روي كفش هاي به جاي مانده در سنگفرش خيابان به همراه موسيقي بي نظير و منقلب كننده؛ فيلم حسي را به مخاطب منتقل مي كند و يا به عبارت بهتر كشفي را در او منبعث مي كند و روحي را در او بر مي انگيزاند كه در گذشته هرگز نبوده و در آينده نيز هرگز رخ نخواهد داد.
 
شايد بتوان اوج فيلم عروج را در صحنه اي دانست كه هليكوپتر حامل پيكر مطهر امام از آسمان بهشت زهرا فرود مي آيد و بر زمين مي نشيند، در حالي كه در هنگام فرود آمدن گوشه اي از پارچه سفيد تابوت امام در باد مي رقصد.

هليكوپتر بر زمين مي نشيند، تابوت امام بيرون مي آيد و حلقه هاي امواج عشاق دلباخته سراسيمه گرد خداوندگار عرفان و فقه و ادب جمع مي آيند و قطره دريايي دل امام آرامش حضار بهشت زهرا را به تلاطم شب طوفاني هجرت مبدل مي سازد.

«عروج»، حقيقت ثبت اين لحظه هاست؛ مجموعه تصاوير مستندي كه هرگز و هرگز رنگ كهنگي به خود نمي گيرند و تا ابد بر تارك تجليات عارفانه عشق و دلدادگي به مراد و پير دل ها خواهد درخشيد.

به راستي تنها واژه اي كه مي توان درباره «عروج» و لحظه هاي بي نظير تاريخي ترين بدرقه تاريخ بشريت بر زبان راند، كلمه رستاخيز است؛ «عروج» سند ماندگاري روز رستاخيز جان هاي شيفته روح خداست.

اينك كه اين متن را مي نويسم، پس از بارها و بارها مشاهده فيلم بي نظير عروج امام، عجز كلام و فقر واژه را براي بيان احساس و عاطفه و انديشه و تاريخ و شرافت و زيبايي و اصالت و ابديتي كه در اين فيلم است و در تك تك فريم هايش موج مي زند، بيش از هر زمان ديگر احساس مي كنم.

در فيلم «عروج» كه براستي مي توان آن را ماندگارترين اثر سينماي مستند در طول تاريخ هنر تصوير دانست، حضور دوربين به مثابه چشمي انساني در اقيانوس احساسات اصيل و حقيقي انسان هاي غرق در شور و ماتم حس مي شود.

ديگر چه مي توان گفت و از كجا و چگونه و چرا؟ حديث شيدايي و دلدادگي نه آن است كه به زبان آيد، تنها مي توان مخاطب آشنا را فراخواند و دعوت كرد به نيوشيدن دوباره جام ساقي عروج و پهلو گرفتن در ساحل آرامش و رستگاري ابديتي عارفانه آن سان كه پير جماران.

حديث هول قيامت كه گفت واعظ شهر           كنايتي است كه از روزگار هجران گفت
نشان يار سفر كرده از كه پرسم باز              كه هر چه گفت بريد صبا پريشان گفت
من و مقام رضا و بعد از اين شكر رقيب        كه دل به درد تو خو كرد و ترك درمان گفت
/انتهاي پيام/
پربازدیدترین آخرین اخبار