کد خبر:۱۲۹۵۲۶
یادداشت//
انتظار فرج از نیمه خرداد كشم
رحلت امام خميني (ره) همچون حياتش منشا بيداري و نهضتي دوباره شد و راه و يادش جاودانه گرديد؛ جرا كه او حقيقت بود و حقيقت هميشه زنده است و فناناپذير.
گروه فرهنگی «خبرگزاری دانشجو»، زهرا منصورنیا؛ ساعت 22:20 شنبه، سیزدهـم خـرداد ماه سـال 1368 لحظه وصال بـود؛ قــلبـى از كار ایستـاد كه میلیـون ها قلــب را بـا نور خدا و معنـویت احیا كرده بـود.
بــه وسیله دوربین مخفـى اى كه تـوسط دوستان امــام در بیمارستان نصب شده بـود روزهاى بیمارى و جریان عمل و لحظه لقاى به حق ضبط شده است.
وقتى كه گوشه هایـى از حالات معنوى و آرامـش امام در ایـن ایـام از تلویزیون پخـش شـد، غوغایى در دل ها برافكند كه وصف آن جــز با بودن در آن فضا ممكـن نیست.
لب ها دائمـا به ذكـر خـدا در حـركت بود؛ در آخرین شب زندگى و در حالى كه چند عمل جراحى سخت و طولانى در سن 87 سالگى تحمل كرده بود و در حالی كه چندیـن سرم به دست هايش وصل بـود نافله شب مى خـواند و قـرآن تلاوت مـى كرد.
در ساعات آخر، طمانینه و آرامشى ملكـوتـى داشـت و مـرتبا شـهادت بـه وحـدانیت خـدا و رسالت پیـامبـر اكرم (ص) را زمـزمه مـى كـرد و بـا چنیـن حــالتى بـود كه روحـش به ملكـوت اعلا پرواز كرد.
وقتى كه خبر رحلت امــام منتشر شـد، گـویـى زلزله اى عظیـم رخ داده است، بغض ها تـركیـد و سرتاسر ایران و همـه كانـون هایـى كـه در جـهان بـا نام و پیام امام خمینـى آشـنا بـودنـد یــكپارچه گـریستند و بـر سر و سینه زدنـد.
هیچ قلـم و بیـانـى قـادر نیست ابعاد حـادثه را و امواج احساسات غیر قابل كنترل مردم را در آن روزها تـوصیف كند.
مـردم ایـران و مسلمانان انقلابى حق داشتـند این چنیـن ضجه كـنند و صحنه هایى پدید آورند كه در تاریخ نمونه اى بـدیـن حجم و عظـمت براى آن سراغ نداریـم.
آنان كسـى را از دست داده بـودند كـه عـزت پـایمال شـده شان را بـاز گـردانده بود، دست شاهان ستمگر و دست هاى غارتگران آمریكایى و غربـى را از سرزمینشان كـوتاه كرده بود، اسلام را احیا كـرده بــود، مسلمیـن را عــزت بـخـشیـده بـــود، جمهـورى اسلامـى را بـرپـا كـرده بـود، رو در روى همـه قـدرت هاى جهـنمـى و شیـطانـى دنیا ایستاده بـود، 10 سال در بـرابـر صـدها تـوطئه برانـدازى و طـرح كـودتا و آشـوب و فتنه داخلـى و خارجـى مقاومت كرده بود و هشت سـال دفـاعى را فـرمانـدهـى كرده بـود كه در جبهه مقابلـش دشمنـى قـرار داشت كه آشكارا از سـوى هر دو قـدرت بزرگ شرق و غرب حمایت همه جانبه مـى شـد.
مردم رهبر محبـوب و مرجع دینـى خـود و منادى اسلام راستیـن را از دست داده بـودند؛ شایـد كسانـى كه قـادر به درك و هضـم ایـن مفاهیـم نیستنـد، اگـر حالات مردم را در فیـلم هاى مـراسـم تشییع و خاكسپارى پیكر مطهر امام خمینـى مشاهده كنـنـد و خـبر مرگ دهها تـن كه در مقابل سنگینـى ایـن حادثه تاب تحمـل نیـاورده و قـلبـشان از كار ایستـاده بـود را بشنـوند و پیكرهایى كه یكـى پـس از دیـگرى از شـدت تـاثـر بی هوش شـده و بر روى دسـت ها در امـواج جمعیت به سـوى درمانگاه ها روانه مى شـدند را بیننـد، در تفسیر ایـن واقعیت ها درمانده شوند.
امـا آنـان كه عشـق را مـى شنـاسنـد و تجـربـه كـرده انـد، مشكلـى نـخواهند داشت؛ حقیقـتا مردم ایران عاشق امام خمینى بـودند و چـه شعار زیبا و گـویایى در سالگرد رحلتـش انتخاب كرده بـودند كه: «عشق به خمینـى عشق به همه خوبی هاست.»
روز چهاردهم سال 1368، مجلس خبرگان رهـبـر تشكیل جلسه داد و پـس از قرائت وصیتنامه امـام خمینى تـوسـط حضرت آیـت الله خامنه اى كه دو ساعت و نیـم طـول كشید، بحث و تبـادل نظر براى تعییـن جانشینـى امام خمینـى و تعيين رهبري انقلاب اسلامـى آغاز شد و پـس از چندیـن ساعت سـرانجام حضرت آیـت الله خامنه اى (رئیـس جمهور وقت) كه خود از شـاگـردان امـام خمینـى (ره) و از چهره هاى درخشـان انقلاب اسلامـى و از یـاوران قیـام 15 خـرداد بـود و در تـمـام دوران نهضت امـام در همـه فـراز و نشیب ها در جـمع دیگـر یــاوران انـقلاب جـانبـازى كرده بود، به اتفاق آرا براى ایـن رسالـت خطیر بـرگـزیده شد.
سال ها بـود كه غـربی ها و عوامل تحت حمایتشان در داخل كشـور كه از شكست دادن امـام مایـوس شـده بـودند وعده زمان مرگ انقلاب را مى دادند، اما هـوشمندى ملت ایران و انتخاب سریع و شایسته خـبرگان و حمایـت فـرزنـدان و پیـروان امـام همه امیدهاى ضـد انقلاب را بـر بـاد دادنـد و نه تنها رحلت امـام پایان راه او نبـود، بلكه در واقع عصر امام خمینـى در پهـنه اى وسیعـتر از گـذشـته آغاز شد.
مگر اندیشه و خـوبى و معنویت و حقیقت مى میرد؟ روز و شـب پانزدهـم خرداد 67 میليون ها نفر از مردم تهران و سـوگوارانى كه از شهرها و روستاها آمـده بـودند، در محل مصلاى بـزرگ تهـران اجتماع كردنـد تـا بـراى آخـریـن بـار با پیكر مطهر مـردى كه بـا قیـامش قـامت خمیـده ارزش ها و كرامت ها را در عصر سیاه ستـم استـوار كرده و در دنیا نهـضتـى از خـداخواهى و بازگشت به فطرت انسانى آغاز كرده بود، وداع كنند.
هیچ اثرى از تشریـفات بـى روح مـرسـوم در مراسـم رسمى نبـود؛ همه چیز، بسیجى و مردمى و عاشقانه بـود. پیـكر پاك و سبزپوش امـام بـر بـالاى بـلنـدى و در حلـقه میلیـون ها نفـر از جمعیت مـاتـم زده چـون نگینى مى درخشید.
هر كس به زبان خویـش با امامـش زمـزمه مى كرد و اشك مـى ریخت. سـرتاسـر اتـوبان و راه هاى منتهى به مصلا مملـو از جمیعت سیاهپوش بود. پـرچم هاى عزا بـر در و دیـوار شهر آویخته و آواى قرآن از تمام مساجد و مراكـز و ادارات و مـنازل به گـوش مـى رسیـد.
شـب كـه فـرا رسیـد هزاران شمع به یاد مشعلـى كه امـام افـروخـته است، در بیابـان مصلا و تپه هـاى اطـراف آن روشـن شـد. خـانـواده هـاى داغدار گرداگرد شمع ها نشسته و چشمانشان بر بلنداى نـورانـى دوخته شـده بود.
فریاد یا حسیـن بسیجیان كه احساس یتیمى مـى كـردنـد و بــر سـر و سینه مـى زدنـد فـضا را عـاشـورایـى كرده بـود. بـاور اینـكـه دیـگر صداى دلنشیـن امام خمینـى را در حسینیه جماران نخـواهند شنید، طاقت ها را بـرده بـود. مـردم شـب را در كـنار پیـكـر امـام بـه صبـح رساندند.
در نخستين ساعت بامداد 16 خــرداد، میـلـيون هـا تـن به امامت آیت الله گلپایگانى(ره) با چشمانى اشكبار بر پیكر امام نماز گزاردند. انبـوهى جمعیت و شكوه حماسه حضـور مـردم در روز ورود امام خمینى به كشـور در 12بهمـن 1357 و تـكـرار گسـتـرده تـر ایـن حماسـه در مـراسـم تشییع پیكر امام، از شگفـتی هاى تـاریخ اسـت.
خـبرگـزاری هاى رسمـى جهـانـى جمعیت استقبال كننده را در سال 1357 تا شش میلیـون نفر و جمعیت حاضـر در مــراسـم تشییـع را تا 9 میلیـون نفر تخمیـن زدند و ایـن در حالى بـود كه طى دوران 11 سـاله حكومت امام خمینى بـواسطه اتحـاد كشـورها غربـى و شرقى در دشمنى با انـقلاب و تحمیل جنگ هشت ساله و صـدهـا تـوطـئه دیـگـر آنـان، مردم ایـران سخـتی ها و مشكلات فـراوانـى را تحـمـل كرده و عزیزان بى شمارى را در ایـن راه از دست داده بـودند و طـبعا بايد بـتدرج خسته و دلسرد شـده باشنـد، امـا هرگز این چنیـن نشـد.
نسل پرورش یـافـته در مكتب الـهى امام خمینى به ایـن فرمـوده امام ایـمان كامـل داشـت كه: «در جهـان حجـم تحمل زحمـت ها و رنج ها و فداكاری ها و جان نثـاری ها و محرومیت ها مناسب حجـم بـزرگى مقصـود و ارزشمندى و علـو رتـبـه آن است.»
پـس از آن كه مراسـم تـدفیـن به علت شـدت احسـاسات عـزاداران امـكان ادامـه نیافت، طـى اطلاعیه هاى مـكرر از رادیـو اعلام شـد كـه مـردم بـه خانه هایشان بازگردند؛ چرا كه مراسـم به بعد مـوكـول شــده و زمــان آن بعـدا اعلام مي شود.
براى مسئولان تـردیـدى نـبـود كه هر چه زمان بگذرد صـدها هزار تـن از علاقه مندان امـام كـه از شهـرهاى دور راهـى تهران شده اند نیز بر جمعیت تشییع كننـده افـزوده خـواهنـد شـد، ناگزیر در بعدازظهر همان روز مراسم تـدفین بـا همان احساسات و بـه دشـوارى انـجـام شـد كـه گـوشـه هـایـى از این مـراسـم بـوسیـله خبرنگـاران بـه جهان مخابره شـد و بدین سان رحلت امام خمینـى نیز همچـون حیاتـش منـشا بیـدارى و نهضتـى دوباره شـد و راه و یادش جاودانه گردید؛ چرا كـه او حقیـقت بـود و حقیقت همیشه زنـده است و فناناپذیر./انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰