«كشف حجاب» تلخ‌ترين سوغات رضاخان از فرنگ بود
کد خبر:۱۲۹۶۴۷
بررسي مهمترين پيامد سفر رضاخان به تركيه

«كشف حجاب» تلخ‌ترين سوغات رضاخان از فرنگ بود

رضاخان پس از سفر به تركيه گفت: موضوع كشف حجاب سخت مرا مشغول داشته خصوصا از وقتي كه به تركيه رفتم و زنهاي آنها را ديدم كه «پيچه» و «حجاب» را دور انداخته اند ديگر از زن چادري بدم آمده، اصلا چادر و چاقچور دشمن ترقي و پيشرفت مردم است.
گروه انديشه «خبرگزاري دانشجو»؛ در ميان رهبران كشورهاي جهان «رضاشاه» اولين كسي بود كه به محض اعلام جمهوريت در تركيه، تغيير حكومت را به آتاترك تبريك گفت.
 
طبق قانون اساسي 1632 تركيه جديد، رئيس جمهور، حق خارج شدن از تركيه را نداشت، به همين خاطر، قرار شد تا با دعوت رسمي كمال پاشا، رضاشاه به تركيه سفر كند.
 
سه شنبه، دوازدهم خرداد ماه سال 1313، رضاشاه تنها مسافرت خارجي خود را با حركت به سمت تركيه آغاز كرد. بيشتر همراهان رضاشاه در سفر به تركيه، افراد نظامي بودند؛ چرا كه آتاترك قصد داشت در جريان سفر شاه به تركيه، قدرت نظامي كشورش را به رخ بكشد. در اين سفر، رضاشاه و آتاترك بازديدهايي از مكان هاي مختلف داشتند.
 
سفر به تركيه تاثيرات عميقي بر روحيات رضاشاه گذاشت، بويژه در مسئله بي حجابي زنان، بيشتر از ساير مشاهدات تاثير پذيرفته بود.
 
مستشار الدوله، سفير ايران در تركيه در بازگو كردن خاطره اي براي صديق اعلم با بيان اولين اظهارات شاه كه حاكي از تاثير پذيري وي در زمينه مشاهداتش از زنان تركيه بود، مي گويد: «شبي بعد از پايان ضيافت، رضاشاه در عمارت قدم مي زد و فكر مي كرد و گاه گاه بلند مي گفت: عجب، عجب، وقتي متوجه حضور من شد، گفت: ‌صادق من تصور نمي كردم ترك ها تا اين اندازه ترقي كرده و در اخذ تمدن اروپا جلو رفته باشند، حالا مي بينم كه ما خيلي عقب هستيم، مخصوصا در قسمت تربيت دختران و بانوان و من در جواب گفتم: قربان در سايه اعلي حضرت همايوني ترقيات عظيم نصيب ملت ايران شده است، رضاشاه جواب داد: معذلك هنوز عقب هستيم و فورا بايد به تمام قوا به پيشرفت سريع مردم مخصوصا زنان اقدام كنيم.»
 
رضاشاه دو سال بعد از سفرش به تركيه به محمود جم، رئيس الوزرا چنين گفت: نزديك دو سال است كه اين موضوع (كشف حجاب) سخت مرا به خود مشغول داشته، خصوصا از وقتي كه به تركيه رفتم و زن هاي آنها را ديدم كه «پيچه» و «حجاب» را دور انداخته و دوش به دوش مردهايشان در كارهاي مملكت به آنها كمك مي كنند، ديگر از زن چادري بدم آمده، اصلا چادر و چاقچور دشمن ترقي و پيشرفت مردم است.
 
پس از اين ماجرا بود كه رضاشاه تصميم به تغييراتي گرفت كه از همه مهمتر، بحث كشف حجاب بود.
 
وي مدعي شد كه اگر مردم لباس متحدالشكل بپوشند و كلاه پهلوي به سربگذارند و به تقيدات ديني سستي نشان دهند، متمدن خواهند شد.
 
وي كه اين كار را سرلوحه برنامه فرهنگي خود قرار داده بود با اقداماتي، مخالفت عملي خود را با اسلام و فرهنگ و سنت هاي اسلامي جامعه آغاز كرد كه از جمله اين اقدامات حضور مبلغان مسيحي و تاسيس مدارس جديد و اجباري كردن استفاده از كلاه پهلوي و كشف حجاب بانوان و ترويج بي قيد و بندي در ميان زنان و جلوگيري از حضور زنان با حجاب در مراكز عمومي بود.
 
رضاخان در اين راستا از قوه قهريه هم كمك گرفته بود؛ به گونه اي كه به زور چادر را از سر زنان با حجاب مي گرفتند و يا آنان را كتك مي زدند. در همين ماجرا، حاكم نظامي خوزستان، ‌روساي قبايل را دور هم جمع كرد و ضمن ابلاغ بخشنامه كشف حجاب از آنان خواست تا در تاريخ تعيين شده، زنان خود را به حضور آورند و طي مراسمي كشف حجاب شوند.
 
يكي از حاضران به نام «سيد محيي الدين بن زيبق» با تذكر اينكه زنان خاندان او از فرزندان فاطمه زهرا (س) هستند، افزود: دختران امام حسين (ع) بي حجابي شان با مرگ مساوي است و قطع گردن ها را مي پذيريم، ولي كشف حجاب را قبول نمي كنيم.
 
از ديگر اقدامات رضاخان در كشف حجاب مي توان به حضور صاحب منصبان حكومتي به همراه همسران بي حجابشان در تفرج گاه ها و اماكن عمومي، برگزاري جشن هاي مختلط و حضور زنان بي حجاب در آنها، برخورد خشونت آميز با مخالفان بي حجابي در مسجد گوهرشاد، بازداشت و مجازات مخالفان كشف حجاب، توبيخ و در مواردي اخراج كارمندان دولت در صورت عدم حضور آنها و همسرانشان (بدون حجاب) در ضيافت ها و ... اشاره كرد.
 
نقش استعمار را ناديده نگيريد! در اين ميان نبايد از تاثير عاملان خارجي در اين مورد چشم پوشي كنيم. پيشنهاد همفر، جاسوس معروف انگليسي به وزارت مستعمرات بريتانيا شاهد اين مدعاست. همفر چنين مي گويد:«زنان مسلمان را تشويق كنيم از حجاب دست بردارند، بعد از آن جوانان را نسبت به آنان تشويق و تحريك كنيم تا بين آنها فساد ايجاد شود.»
 
مسئله كشف حجاب زنان در دوره رضاخان شباهت به همان شيوه اي دارد كه اروپائيان در مورد مسلمانان اندلس به كار بستند تا از طريق ترويج بي بند و باري و شهوت راني مسلمانان فاتح و پرشور را به قهقرا ببرند.
 
امام خميني (ره) نيز در سخنان خود بر اين مطلب تاكيد كرده اند كه استعمارگران براي به يوغ كشيدن ما، ابتدا به سراغ زنان ما آمدند تا جامعه را از داشتن مادران خوب و متقي و دانا محروم سازند.
 
همچنين شيوه ديگري كه استعمال گران برگزيدند تا به وسيله آن، زنان ايراني را به پذيرش شيوه هاي غربي بي حجابي عادت دهند مي توان به تاسيس و راه اندازي انجمن هاي زنان كه باعث مي شد، زنان ايراني با وضع رفتار و نوع پوشش زنان غربي آشنا شوند و همچنين توسعه مدارس كه ذهن كودكان را غربي بكنند تا از طريق، پايه هاي عقيدتي مردم را در آينده سست كنند، اشاره كرد.
 
در اين ميان افرادي هم بودند كه نه وابسته به دربار بودند و نه استعمار، ولي تحت تاثير فرهنگ غرب قرار داشتند و به همين خاطر به حجاب حمله كردند، از جمله ميرزاده عشقي، پروين اعتصامي و بهار.
 
در اينجا بايد به اين نكته اشاره كرد كه پيامد اين كشف حجاب اگر چه از لحاظ مشاركت زنان در زندگي اجتماعي، اشتغال و ورودشان به قلمروهاي آموزشي، پيشرفتدهايي در پي داشت، اما در موارد ديگر تغييرات متناسب با اين عمل (كشف حجاب) نبود؛ مثلا قانون هنوز هم در امور مهم مردان را برتر مي دانست و زنان همچنان از حق راي و نامزدي در انتخابات عمومي محروم بودند.
 
رضاشاه با كشف حجاب به سختي كنار آمد با در نظر گرفتن بافت سنتي تفكر رضاشاه و عدم سازگاري تفكرش با ارزش هاي غربي و محيط فرهنگي آنان، اقدام او را بايد عكس العملي دانست كه برخاسته از احساس حقارت در برابر اروپائيان بود.
 
اشرف دختر رضاشاه در اين مورد مي گويد: «به ياد دارم كه با پيراهن بي آستين سرميز ناهار آمده بودم، دستور داد فورا لباسم را عوض كنم.» رضاشاه كه در برخوردي با دخترش چنين عمل كرده پس از تصميم به كشف حجاب نزد خانواده آمده و به روايت اشرف چنين گفته است: اين سخت ترين كاري است كه در عمرم كرده ام، اما بايد از شما بخواهم كه سرمشق خوبي براي ساير زنان ايران باشيد.
 
همسر رضاشاه به اسدالله اعلم چنين اقرار كرده كه رضاشاه در مسير رفتن به دانش سرا براي حضور در مراسم فارغ التحصيلي به وي گفته بود: «ترجيح مي دهد بميرد و در زندگي زنش را سربرهنه به مردان غريبه نشان ندهد، اما چاره اي ديگر ندارد؛ چون در غير اين صورت ديگران فكر خواهند كرد كه ايرانيان وحشي و عقب مانده هستند، گر چه واقعيت تاريخي، مبين آن است كه زنان با حفظ حجاب، حضوري فعال در جامعه داشتند.
 
مورگان شوستر در كتاب اختناق ايران مي نويسد: «درود و عزت بي حد به زنان روبسته ايران باد. وي به عزم ثابت 300 زن شجاع اشاره مي كند كه با چادر سياه و نقاب در حالي كه خيلي از آنها در زير لباس طپانچه داشتند به مجلس رفتند تا نمايندگان را از تسليم كشور به بيگانگان احتراز كنند. با اين توصيفات در مي يابيم كه حكومت و قدرت سياسي مي تواند با اتخاذ ترتبياتي مبتني بر اجبار، هنجارها را به لحاظ آنكه عيني هستند، مطابق خواست خود كنترل و هدايت كنند، ولي اين ابزار براي تغيير ارزش ها كه ذهني هستند، موثر نيست. اين سفر تنها نتيجه اي كه براي ايران داشت، تغيير ذهنيت شاه و رشد روند استبدادي و ضداسلامي وي بود./انتهاي پيام/
پربازدیدترین آخرین اخبار