کد خبر:۱۳۰۳۲۵
نامه عارفانه شهيد آیت الله سعیدی به امام(ره)؛
نامه اي كه در سال 1344 توسط ساواک ضبط شد
شهيد آيتالله سعيدي در نامه اي عارفانه خطاب به امام (ره) نوشت: از آن هنگام که ترا از دست دادیم روح، عزت و زندگی و شرف و همه چیزمان را از دست دادیم و گرفتار دوست بیوفای خوارکننده و دشمن سرکش نادانی شدیم که نه مراعات «بزرگ» را میداند و نه بر «کوچک» رحم میآورد و هیچ چیز را باقی نمیگذارد.
گروه انديشه «خبرگزاري دانشجو»؛ در میان اسناد ساواک به نامهای به زبان عربی از آیتالله سعیدی خطاب به امام (ره) که در حدود مهرماه سال 44 از قم به مقصد نجف ارسال شده و توسط سانسور پستی ساواک ضبط گردیده برخورديم؛ این نامه نشان دهنده عمق ارادت و عشق آیت الله سعیدی به امام خمینی به عنوان رهبر مبارزه در اوان نهضت است كه از زیبایی و ظرافت خاصی برخوردار است.
بسمالله الرحمن الرحیم
شب جمعه دوازدهم جمادی الثانی
سلام و رحمت و برکات خداوند بر تو، ای امیرمؤمنان
شب جمعه دوازدهم جمادی الثانی
سلام و رحمت و برکات خداوند بر تو، ای امیرمؤمنان
سپس سلام من و تمامی مؤمنان و رحمت و برکات خداوند بر تو ای غریب و دور افتاده از وطن، ای سرور و مولای ما، خمینی!
در حالی برایت نامه مینویسم که قطرات اشک بیامان بر گونهها جاری است، مانند ستاره پروین (ثریا) جمعي بودیم زمانه ما را [مانند] دبّ اکبر پراکنده گردانید.
ستارگان خاموش و چشمها آرمیدهاند؛ در حالی که مردم در خوابند و بندگان خدا به مناجات با او مشغول و منتظر رحمتش هستند و چه نیکوست رحمت خاص او در شب جمعه! و من نیز در میان آنان با تو به گونهای به نجوا نشستهام که گویی در حضور تو غم و اندوهم و آنچه از زمانه بر من گذشته و حادث شده را به شکوه نشستهام.
از آن هنگام که تو را از دست دادیم، روح و عزت و زندگی و شرف و همه چیزمان را از دست دادیم و گرفتار دوست بیوفای خوارکننده و دشمن سرکش نادانی شدیم که نه مراعات «بزرگ» را میداند و نه بر «کوچک» رحم میآورد و هیچ چیز را باقی نمیگذارد.
سروم قیام تو آزمایشي بود برای مردم
دشمن ما را در دشواری قرار داده و خوارمان ساخته و هر کاری خواسته بر ما روا داشته است. عدهای کشته و عدهای اسیر و تعدادی تبعید و جمعی زندانی و مضروب و مورد اهانت و هتک حرمت قرار گرفتهاند. اگر از اولیای امور فریاد خواهی کنند بسان مردان خشمآلود با شدت و تندی پاسخشان را خواهند داد.
سروم قیام تو آزمایشي بود برای مردم. خداوند از میان تمامی طبقات خبیث را از طیب جدا کرد و به یک باره غربال شدند و بدون استثنا برای تو احدی از مراجع باقی نماند و از آنان معدودی از فضلا و عدهای دیگر هستند که آن هم بخاطر اهانت تعدادی از طلاب و مؤمنان و غیر مؤمنان جز اندکی از آنان نماندند. پس [باید گفت:] «اناالله و انا الیه راجعون»
تنها برای تو یک چیز مانده است و آن همه چیز است
آری، تنها برای تو یک چیز مانده است و آن همه چیز است و آن هم استمداد از ساحت مقدس امیرمومنان (ع) و نيز مشاهده مشرفه پس بخوان و اصرار و پای فشاری کن و جدیت و کوشش نما آنچنان که گویی دامنش را گرفتهای؛ باز نگرد تا آنکه حاجت روا شوی انشاءالله تعالی.
زیر دشمن تو معاویه زمان و یزید دوران و حجاج روزگار است و بیگمان یاران تو شبیه یاران سبط اکبر و امام دوم (ع) هستند.
آنگاه که در نجف اشرف بودم در شروع درس و تشکیل حوزه برای ریاست کسی را شایسته ندیدم ... مگر آنکه خداوند آن را بخواهد و هرگاه او چیزی را بخواهد اسبابش را فراهم میکند.
ما منتظران فرمان توییم. اگر صلاح در هجرت بدانید. از هر دره عمیقی به سوی تو خواهیم آمد. سپس امیدواریم که از کسانی باشیم که سرورمان خمینی بر ایشان دعا میکند همچنان که ما او را فراموش نمیکنیم.
امر معاش و تحصیل، مرا از مبارزه باز نداشته چرا كه کیان اسلام در خطر بزرگی قرار گرفته است
اوایل غیبت کبرایت به زیارت امام هشتم (ع) مشرف شده بودم و در خصوص کار تو به آن حضرت متوسل شدم و بعد از چند روز زیارتگاههای مقدس عراق را به همان منظور زیارت کردم.
برادر متین و دوست با وفا، «صادقی تهرانی» از من درخواست کرد که ماه مبارک رمضان را منبر روم ولي من نپذیرفتم و وظیفه تبلیغی خود را انجام دادم و به همراه دوستم «صادقی» در اغلب اوقات با علما ملاقات داشتیم و پیگیر کار تو و عموم مؤمنان ایرانی بودم. سپس به سلامت بازگشته و همواره به آن کار، مشغول بودهام.
امر معاش و تحصیل، مرا از آن امر باز نداشته است؛ زیرا کیان اسلام در خطر بزرگی قرار گرفته است و به یقین میدانم که خدمات من در حد وزغی است که در خاموش کردن آتش نمرود برای ابراهیم (ع) و بلکه کمتر از آن است. ولیکن این مسئولیت به عهده من است.
حوزه، بعد از تو مانند بچه شتر صالح در اضطراب و تشویش است
خداوند پسری به من عطا کرد و من او را «روحالله» گذاشتم تا هر صبح و شام به یاد تو باشم. حوزه، بعد از تو پایدار و با قوام نماند و مانند بچه شتر صالح که در هر کوه و بیانان مضطربانه در طلب مادر بود، در اضطراب و تشویش است.
و اما قومت را «سامری» گمراه کرده است و در روی زمین سرگردان و حیرانند. انشاءالله خداوند با بازگشت تو از «وادی مقدس» آنان را از سرگردانی برهاند.
در آخر، سرورم! سلام دوستانت و مخصوصا عاشقانت و بالاخص از میان آنان منتظری و مشکینی و خزعلی را به حضورت ابلاغ میکنم و همه آنان سلامتند و جز دیدار همراه با پیروزیت خواستهای ندارند. همگی التماس دعا دارند به ویژه در مظان اجابت [اگر چه]نفسهای قدسی تو جملگی در مظان اجابت است.
و سلام و رحمت و برکات خداوند بر تو و کسانی که در حضورت هستند.
بندهات، محمدرضا سعیدی خراسانی
منبع: مركز اسناد انقلاب اسلامي.
/انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰