ای شهید مظلوم، ای عزیزی که استخوان شانه‌ات را زنده زنده از بدنت در آوردند!!
کد خبر:۱۳۰۴۳۱
همسر شهید سعیدی:

ای شهید مظلوم، ای عزیزی که استخوان شانه‌ات را زنده زنده از بدنت در آوردند!!

همسر شهید سعیدی با صدای بلند جنایت‌های رژیم پهلوی را افشا می‌کرد: «ای شهید غریب، ای شهید مظلوم، ای شهیدی که بدنت را قطعه قطعه‌ کردند، ای عزیزی که استخوان شانه‌ات را زنده زنده از بدنت در آوردند، ای شهیدی که به جرم طرفداری از خمینی، به جرم طرفداری از حق، تو، سیدمظلوم را در زندان کشتند.»
گروه انديشه «خبرگزاري دانشجو»؛ وقتی که واقعه‌ شهادت آیت‌الله سعیدی اتفاق افتاد، خبر آن به زودی در همه جا منتشر شد. این در حالی بود که رژیم شاه جلوی انتشار اخبار مربوط به مبارزات علیه رژیم و شهادت‌های مبارزینی که مشهورتر بودند را می‌گرفت. دلیل انتشار سریع اخبار مربوط به انقلاب، حساسیت مردم و طرفداری آنها از نهضت بود.

جنازه‌ شهید آیت‌الله سعیدی را که آوردند، سیل جمعیت به طرف وادی‌السلام (قبرستان قم) سرازیر شد. من وقتی به قبرستان رسیدم که جنازه‌ مطهر شهید را در وادی‌السلام خاک فرج دفن کرده بودند.

خاطره‌ نوحه‌سرایی و عزاداری همسر شهید را هرگز فراموش نمی‌کنم که عزاداری حضرت زینب علیهم‌السلام را در کنار بدن قطعه‌قطعه شده‌ برادرش تداعی می‌کرد. در مقاتل می‌خوانیم حضرت زینب در کنار جسم برادرش کاری کرد که دوست و دشمن را به گریه واداشت.

«بابی‌ المهموم حتی مضی بابی‌العطشان حتی قضی واحمدا یا رسول‌الله هذا حسینک مرمل بالدماء»
 
همسر شهید سعیدی با صدای بلند فریاد برمی‌آورد و جنایت‌های رژیم پهلوی را افشا می‌کرد:

«ای شهید غریب، ای شهید مظلوم، ای شهیدی که بدنت را قطعه قطعه‌ کردند، ای عزیزی که استخوان شانه‌ات را زنده زنده از بدنت در آوردند، ای شهیدی که به جرم طرفداری از خمینی، به جرم طرفداری از حق، تو، سیدمظلوم را در زندان کشتند.»
 
میان تیر من خیلی سنگدل هستم ولی بدن شهید من را متأثر و منقلب کرد

کلمه به کلمه‌ی حرف‌های خانم شهید، پتکی بود که بر مغز رژیم وارد می‌شد. مردم با شنیدن ناله‌ها و حرف‌های تکان‌ دهنده‌ همسر شهید زار زار گریه می‌کردند. آیت‌الله سعیدی را به طرز بسیار فجیعی به شهادت رسانده بودند به طوری که حتی غسالی که شهید را غسل داده بود گریه می‌کرد و می‌گفت:

«من عمرم را به غسالی گذرانده‌ام و خیلی هم سنگدل هستم و در برابر اجساد عکس‌العملی از خودم نشان نمی‌دهم، ولی بدن شهید من را متأثر و منقلب کرد و این سید اولاد فاطمه (س) را بدجور به شهادت رساندند. بدن ایشان را پاره پاره کرده بودند. استخوان‌هایش را در آورده بودند. در حال حیات شانه‌هایش را کشیده بودند.»

شکنجه‌هایی که امروز در سرزمین اشغالی فلسطین صورت می‌گیرد، آن روز نسبت به جوان‌های ما در ایران، توسط ساواک اعمال می‌شد.

آیت الله سعیدی در شامگاه 20 خرداد 1349 در بازداشتگاه قزل قلعه به شهادت رسید. پس از دفن پیکر پاک آیت‌الله سعیدی، رژیم مانع برگزاری هر نوع مجلس ترحیمی برای ایشان شد.
 
منبع: مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ شهادت آیت الله سعیدی به روایت حجت الاسلام سید محسن موسوی کاشانی.

/انتهای پیام/
 
پربازدیدترین آخرین اخبار