بازخواني سير مواضع ميرحسين موسوي در انتخابات 88
گروه سياسي «خبرگزاري دانشجو»؛ در سال 88 گفتمان موسوي با تغييرات محسوسي مواجه، و آثار ايدئولوژي تجديدنظرطلبان در آن هويدا شد؛ نخستين نشست خبري موسوي درباره انتخابات 88 كه دوشنبه، هفدهم فروردين با حضور صدها نفر از خبرنگاران داخلي و خارجي در سالن همايش موسسه اطلاعات برگزار شد، عملاً تمام محورهاي تبليغي موسوي در دو ماه آينده را دربرداشت.
در اين نشست چيزي كه بيش از همه جلب توجه كرد، حملات شديد موسوي به دولت نهم و تطهير تلويحي دولتهاي گذشته بود كه آن روزها واكنشهاي منفي جامعه را در پي داشت و گفتمان موسوي را پارادوكسيكال، و گفتههايش را نامنصفانه جلوه مي داد.
موسوي در اين نشست خبري گفته بود: «وقتي آقايان هاشمي و خاتمي تشريف آوردند، اين نگراني در وجودم نبود كه آيا كسي از جناح راست يا چپ روي كار خواهد آمد. گرچه ممكن بود خودم گرايش سياسي داشته باشم، اصل را بر اين مي دانستم كه نظام حفظ شود و قواعد رعايت شود، به گونهاي كه كشور به جلو رفت، آنچه بتدريج در دوره جديد مرا به تصميم گيري وادار كرد، اين بود كه احساس كردم اين قواعد در حال بر هم خوردن است و اين انگيزه من براي حضور در اين انتخابات بود.»
هر چه مي گذشت و موسوي از كنج عزلت به سوي رسانهها و تجمعات پيش مي رفت، هيجانات سياسي بيشتر نمايان مي شد؛ حضور موسوي در دانشگاه شهيد چمران و احساسات تند دانشجويان متمايل به جبهه اصلاحات كه با شعارهايي در حمايت از موسوي همراه بود، احساسات همسويي را به موسوي منتقل ساخت.
موسوي در اين جمع خود را مخالف قانون نظارت استصوابي دانست، اما گفت: چون هنوز قانون است به آن پايبندم.
موسوي در اين فضا، حتي به موضوعات ژورناليستي و سياست زده نيز استناد مي كرد، او از واردات سير چيني و كانگورو سخن مي گويد و به مبحث درآمد واريزي مورد اختلافي بين ديوان محاسبات و وزارت نفت مي پردازد.
اين موضوع كه مشخص بود با انگيزههاي سياسي به آن دامن زده مي شود و پرسش شائبه برانگيز يك ميليارد دلار كجا رفت؟ را مطرح كرد پس از انتخابات به سادگي حل و فصل، و محل اختلافي آن رفع شد.
در ايام انتخابات جريان رقيب احمدي نژاد بسيار بر روي آن تبليغات مي كرد و موسوي بارها در مطالب گوناگون آن را بهانهاي براي حمله به دولت احمدي نژاد قرار داد.
عدم استقبال از موسوي توطئهاي از جانب صداوسيما!
از اواخر فروردين به بعد، موسوي كه با انتظارات برآورده نشده خود با استقبال عمومي مواجه مي شود، فشارهاي خود و حاميانش را به صدا و سيما افزايش مي دهد تا آنها نيز به صورت غيرقانوني تبليغات انتخاباتي را زودهنگام آغاز كنند و در تنور انتخابات بدمند.
موسوي كه پيشتر شكي نداشت كه جامعه پس از اعلام حضور او، تمام قد به حمايت از وي برخواهد خاست از اينكه مي ديد تب بالاي ستاد انتخاباتي، به جامعه منتقل نشده است، آن را توطئهاي از جانب نهادهاي رسمي و از جمله مديران صدا و سيما معرفي كرد و در واقع اين فشار بر صدا و سيما، بر اساس آن نظريه بود كه اعتقاد داشت هر چه ميزان مشاركت عمومي بالا برود و آراي خاموش در انتخابات بيشتر شركت كند، امكان موفقيت رقباي احمدي نژاد نيز بيشتر خواهد بود.
با اين فرض، موسوي علاقه داشت رسانه ملي به سود اين جريان در ورود به تبليغات انتخاباتي تعجيل غيرقانوني كند تا درصد و ضريب موفقيت وي بالا برود، لذا در نخستين همايش سراسري سخنرانان حامي موسوي اظهار داشت: اگر چه براي انجام تكليف و وظيفه به ميدان آمدهام، اما معتقدم به هر نسبتي كه ميزان آرا از حدود 24 ميليون نفر بالاتر برود امكان كسب نتيجه بيشتر خواهد بود.
موسوي و استراتژيهاي دوم خرداد
هر چه زمان بيشتر مي گذشت از تاكيدات موسوي بر مستضعفان و اسلام ناب محمدي كاسته مي شد و بر مفاهيم «جوانان»، «زنان»، «دانشجويان»، «آزادي»، «دموكراسي»، «حقوق بشر» و «كرامت انساني» افزوده مي شد.
پرداختن به استقرار گيتهاي امنيتي در برخي دانشگاهها، مسئله دانشجويان ستاره دار و آزادي زنان از موضوعات ثابتي بود كه موسوي در اغلب سخنرانيها و مصاحبههاي خود به آنها اشاره مي كرد.
موسوي و استراتژيستهاي دوم خرداد معتقد بودند براي دستيابي به موفقيت تنها بايد انتقاد نمود و نبايد ذرهاي از راهبرد «احمدي نژاد ستيزي» عدول كرد.
تلقي اين بود كه موفقيت زماني بدست مي آيد كه فقط معايب و نقاط ضعف گفته شود و در برابر پديدههاي مثبت دولت نهم يا اصولاً بايد منكر شد و يا سكوت و توجيه كرد، اما فراتر از اين مطلب، انتظار غيرقانوني موسوي از رسانه ملي اين بود كه آن سازمان هم همين رويه را اتخاذ كند، انكار و سكوت؛ به نظر آنها اگر رسانههاي دولتي اين راهبرد غيرقانوني را اتخاذ مي كردند، كاركرد درستي داشتند.
موسوي چه مي خواست و چه نمي خواست خود را در جريان و موجي انداخته بود كه او را با خود مي برد؛ اين موسوي نبود كه هدايت آن جريان را برعهده داشت، بلكه برعكس، او به طور منفعلانه خود در مسير اين جريان قرار گرفته بود؛ جرياني كه ابعاد ديگري از آن با موج آفرينيهاي بازيگران بين المللي پيوند داشت.
موسوي با دغدغههايي از جنس خود وارد شد، اما در ادامه با موضوعات ديگري مواجه شد كه وي را مجبور كرد هر روز به نفع آنها، گامي از گفتمان خويش باز پس كشد و به سوي آنچه كه از بيرون او را احاطه كرده بود، برود؛ محيط بستهاي كه استراتژيستها و استادان جنگ رواني جبهه دوم خرداد براي او ساخته بودند و بتدريج موجب شد كه موسوي آن را به عنوان همهاي واقعيتهاي كشور بپذيرد.
در اين وضعيت او جمعيت فراوان اطراف خود را در محلهاي سخنراني مي ديد، اما جمعيت چند برابري بيش از آن در اطراف احمدي نژاد را نمي ديد؛ مطلبي كه احمدي نژاد در مناظره 13 خرداد به آن اشاره كرد و خطاب به موسوي گفت: چرا شما فكر مي كنيد كه فقط افراد اطراف شما مردم هستند؟
همسويي نظرات بين الملل موسوي با نظام سلطه
موسوي كه ديگر در تحولات جديد، گفتمان ضد استعماري خود را فراموش كرده بود، درباره مسائل بين الملل به مثابه كسي كه گناه دزد را مورد تغافل قرار دهد و تنها به سرزنش مالباخته بپردازد، مشكلات ايران در برخي موضوعات بين المللي را يكسره متوجه سياستهاي دولت نهم دانست.
او ترجيح مي داد اهانتهاي دولتهاي غربي به جمهوري اسلامي را پس از 11 سپتامبر 2001 و بويژه در مسئله هستهاي كه به تعطيلي بيش از دو سال فعاليتهاي علمي ايران را در اين زمينه انجاميد، ناديده بگيرد و حتي موفقيتهاي سياست خارجي دولت نهم در پيشرفتهاي هستهاي را به خاتمي نسبت دهد و سياستهاي دولت نهم را عامل چالشهاي سياست خارجي ايران معرفي كند.
در اين جهت، اصولاً «نظام سلطه» موضوعيت خود را در گفتمان موسوي از دست مي دهد و رقابت براي كسب منافع ملي نيز به ماجراجويي تعبير مي شود؛ به عبارت ديگر موسوي نيز همانند دولتهاي غربي كه خود را همه جهان مي دانند و در بيانيههايشان، خواست خود را خواست جهان عنوان مي كنند، دولتهاي وابسته به نظام سلطه را همه جهان معرفي مي كند.
در فضاي هيجان زده ربط منطقي جملات گوينده، موضوعيت ندارد، آنچه اهميت دارد دميدن بر شوري است كه مخاطب آن را مي طلبد، لذا وقتي كه در سخنراني موسوي هنوز اشارهاي به آزادي نشده بود و به همين دليل حاضران فرياد زدند: «آزادي»، موسوي پاسخ داد: به اين نكته هم در صحبتهايم مي رسم.
موسوي با هر هدف و خاستگاهي كه به جريان انتخابات 88 وارد شده باشد، خروجي بجز نيات و اهداف اپوزيسيون ضد نظام و بانيان غربيشان نداشته است؛ ميرحسين از هر وسيلهاي براي پيروزي بر رقيب بهره جست، اما همين وسايل باعث شد كه وي از شاكله اصلي نظام جمهوري اسلامي ايران و آرمانهاي امام راحل كه او خود را نخست وزير ايشان ميدانست جدا شود.
در واقع وي با اعتبار به همين امر وارد رقابت انتخاباتي شد، اما كم كم به دليل فاصله گرفتن از مفاهيم انقلاب مغلوب كسي شد كه چهار سال قبل براي از سرگيري اهداف انقلابي كه در دولتهاي پيشين مغفول مانده، انتخاب شده بود.
برگرفته از كتاب «شورش اشرافيت بر جمهوريت»، اثرحميدرضا اسماعيلي.
/انتهاي پيام/