دعوت رئيس جمهور از اساتيد دانشگاهي براي مشاركت در طرح ريزي جديد اقتصاد سالم
به گزارش گروه سياسي «شبکه خبر دانشجو»، متن نامه دكتر محمود احمدينژاد خطاب به بيش از 200 تن از انديشمند اقتصادي به اين شرح است:
مطمئن هستم، بحران اقتصادي غرب كه در حال گسترش به تمام جهان است، دغدغه خاطر جنابعالي نيز هست.
با آشكار شدن ناكارآمديهاي نظام اقتصادي فعلي حاكم بر جهان، به طور طبيعي سوالات فراواني ذهن انديشمندان و اصلاح گران را به خود مشغول كرده است.
سوالاتي است كه پاسخ آنها را نميتوان در مكاتب اقتصادي رايج يافت و به نظر ميرسد شرايط جديد به گونهاي مباني اين مكاتب را به چالش كشيده است، اين مكاتب اگرچه الگوهاي متعدد براي رشد توليد را ارائه ميکند ليكن اغلب در برابر مسابقه مصرف و چگونگي آن ساكت و نسبت به فاصله طبقاتي روز افزون و گسترش فقر بيتفاوت هستند.
تورم، عدم ثبات و بحرانهاي مالي و كالايي، سفتهبازي و مبادلات صوري از پيامدهاي الگو هاي رايج اقتصادي به ويژه رويكرد ليبراليستي است كه موجب ناامني پايدار در زندگي بخش عظيمي از مردم جهان و شكاف فزاينده و عميق ميان مرم و حاكمان شده است.
بحران اخير نشان ميدهد، ابزارهاي مالي كه براي ايجاد امنيت و مقابله با نوسانات، عدم اطمينان و تلاطمهاي بازارهاي كالايي به كار گرفته شدند، با به حاشيه راندن سرمايه حقيقي موجب عدم قطعيت و توسعه ناامني در بازار شدهاند و معاملات غيرواقعي تو در تو و نشر اوراق بهادار بيبها و چند دست چرخاندن آنها و صادرات جهاني آنها تحت عنوان جهانيسازي، سرمايه و ايجاد حباب هاي گوناگون، سلامت اقتصادي را مختل كرده و به سرمايههاي حقيقي و سالم لطمه وارد كرده است.
اختلال ناشي از عدم نظارت بر بازارهاي مالي با توجيه خود تنظيمي آن، به وضعيتي رسيده است كه دولتها براي نجات بازار و صد البته با هزينه مردم، براي ايجاد تعادل در آن وارد كار شدهاند.
سفتهبازان و سرمايهسالاران رشد يافته بر بستر روابط ناسالم و خود تنظيمي، بدون مهار التهاب حاكم بر بازار، بيهيچ احساس مسئوليتي صحنه را خالي كردند تا هزينهها از منابع مردمي پرداخت شود كه نه نقشي در ايجاد اين وضع و نه بهرهاي از آن داشتهاند.
در اثر ترويج باور به نقش زيربنايي اقتصاد در زندگي انسان و تبليغ غير متعارف آن، اصولاً فرهنگ، اخلاق و ارزشهاي انساني و اعتقادي و سنتها و باورها به تابعي از الزامات و مناسبات اقتصادي تنزل يافته و قابل اندازهگيري و مبادله و معامله شدند و اينگونه شد كه ميبينيم.
دوست خوب
به نظر ميرسد وقت آن رسيده است كه با هم انديشي و تلاش جمعي، براي سوالات اساسي پيرامون وضع موجود پاسخ مناسب بيابيم و با نگاهي مجدد به راه طي شده، مباني عملي و نظري اقتصاد سالم، پويا و پايدار كه در خدمت برادري، صلح و عدالت باشد، را طرحريزي کنيم.
اميدوارم با همكاري و مشاركت در اين مجاهدت ملي و انساني، دوستان و كشور خود را در يافتن پاسخ صحيح سوالات زير ياري کنيد.
1- بحران فعلي بيشتر ريشههاي نظري دارد يا برآمده از شيوه كاربرد آنهاست يا هر دو؟
2- چه رابطهاي ميان بحرانهاي مختلف جهان با رسوبگذاري دلار (دلارهاي حجيم و بيپشتوانه) در اقتصاد ملي وجود دارد و تا چه زماني ملتها و دولتهاي ديگر بايد هزينه كسري بودجه آمريكا را بپردازند، راه گريز چيست؟
3- ورود گسترده بخش دولتي و سياستهاي اتخاذ شده در غرب تا چه ميزان ميتواند بحران را مهار كند و اين روند تا كي و دامنه و عمق آن تا كجا ادامه دارد؟
4- نقش و توان نهادهاي بينالمللي به خصوص بانك جهاني و صندوق بينالمللي پول در ايجاد و يا مهار بحران چگونه است؟
5- با توجه به ظرفيت بالاي اقتصادي كشور، چگونه ميتوان شرايط به وجود آمده را به فرصت طراحي و اجراي سياستها و روشهاي اقتصادي پويا و پايدار تبديل كرد و مباني نظري يك اقتصاد انساني و عادلانه را تبيين نمود؟
6- صيانت از منافع ملي و ثروت ايرانيان خارج از كشور و باز كردن مسير ورود سرمايههاي فراري از حوزه نظام سرمايهداري به عرصه سرمايه گذاري سالم در كشور از كدام راه و چگونه ممكن است؟
7- براي تقويت نقش نظريهپردازي بومي، فرهنگ سازي و رفتارسازي دانشكدهها و پژوهشكدههاي اقتصاد و مديريت كشور چه بايد كرد؟
با تقدير فراوان از اهتمام جنابعالي براي مشاركت در اين مجاهدت ملي، اميد است، جمعبندي روشن از پاسخ به سوالات فوق، راه را براي دريافت پاسخ سوالات مبناييتر و اساسيتر بگشايد.
دبيرخانه كارگروه تحولات اقتصادي آماده استقبال از نظرات شماست./انتهاي پيام/