کد خبر:۱۳۰۶۳۸
مشایی باید با آیت الله مصباح مناظره کند!
درد خودبزرگ بینی و هوای عرصه سیمرغ
در حالی كه هنوز مشایی پاسخی به دعوت مناظره نبویان نداده و برداشت همگان این مي باشد که وی توان چنین کاری را در خود ندیده است، یکی از سایتهای وابسته به این جریان در ادعایی خنده دار از آمادگی مشایی برای مناظره با آیت الله مصباح خبر داد و از نبویان خواست از مناظره با یک جوان تازه کار فرار نکند!
به گزارش خبرنگار سیاسی «خبرگزاری دانشجو»، پس از اعلام آمادگی حجت الاسلام نبویان برای مناظره با رئیس دفتر رئیس جمهور، همان طور که انتظار می رفت مشایی به این دعوت پاسخی نداد و نام شخص دیگری برای حضور در مناظره مطرح شد.
که البته تکلیف وی روشن است و نبویان در همان مصاحبه با اشاره به این مطلب گفته بود به خاطر این که راس انحرافات از طرف شخص مشایی است فقط با وی مناظره خواهد کرد.
این عکس العمل جریان انحرافی در معرفی شخص دیگری به جای مشایی را هر انسان منصفی این گونه تفسیر می کند که چون رئیس دفتر رئیس جمهور به هر دلیل آمادگی برای مناظره با نبویان را ندشته شخص دیگری معرفی شده است.
و با همین برداشت، پاسخی از طرف رسانه های مطرح کننده خبر آمادگی نبویان به مطرح شدن نام دیگری به جای مشایی داده نشد.
اما با کمال تعجب مشاهده شد یکی از سایت های این جریان، در حالی که تاکید نبویان بر مناظره با مشایی را بهانه ای برای فرار (!) دانسته، در فواید مناظره سخن گفته و از نبویان خواسته سریع تر، مهیای مناظره با شخص دیگری شود.
این سایت خبری همچنین در موضعی توهین آمیز و خنده دار گفته «نه تنها برگزاری چنین نشست هایی را تشویق می کند بلکه برای روشنتر شدن فضای کنونی خواستار برگزاری حتی مناظره بین مشایی و آیت الله مصباح یزدی است.» !!!
این سایت خبری در ادامه در حالی که می خواسته اظهار نظرهای جریان انحرافی در مسائل دینی را توجیه کند به قسمتی از بیانات مقام معظم رهبری اشاره کرده اما نا خواسته به وسیله این بیانات، جریان انحرافی را زیر سوال برده است.
بیانات مقام معظم رهبری که در مطلب این سایت خبری آمده عینا در ادامه می آید:
«يكى از موضوعاتى كه حتماً لازم است من عرض بكنم، مسئله آزادانديشى است كه در بعضى از صحبت هاى آقايان بود. چرا اين كرسي هاى آزادانديشى در قم تشكيل نمي شود؟ چه اشكالى دارد؟ حوزههاى علميه ما، هميشه مركز و مهد آزادانديشىِ علمى بوده و هنوز كه هنوز است، ما افتخار مي كنيم و نظيرش را نداريم در حوزههاى درسىِ غير حوزه علميه، كه شاگرد پاى درس به استاد اشكال كند، پرخاش كند و استاد از او استشمام دشمنى و غرض و مرض نكند. طلبه آزادانه اشكال مي كند، هيچ ملاحظه استاد را هم نمي كند. استاد هم مطلقاً از اين رنج نمي برد و ناراحت نمي شود؛ اين خيلى چيز مهمى است. خوب، اين مال حوزه ماست. در حوزههاى علميه ما، بزرگانى وجود داشتهاند كه هم در فقه سليقهها و مناهج گوناگونى را ميپي مودند، هم در برخى از مسائل اصولىتر؛ فيلسوف بود، عارف بود، فقيه بود، اينها در كنار هم زندگى مي كردند، با هم كار مي كردند؛ سابقه حوزههاى ما اينجورى است. يكى، يك مبناى علمى داشت، ديگرى آن را قبول نداشت. اگر شرح حال بزرگان و علما را نگاه كنيد، از اين قبيل مشاهده مي كنيد.
مرحوم صاحب حدائق با مرحوم وحيد بهبهانى، نقطه مقابل؛ هر دو در كربلا زندگى مي كردند؛ معاصر، مباحثه هم مي كردند با هم. يك شب در حرم مطهر سيدالشهدا (سلاماللَّهعليه) اينها سر يك مسئلهاى شروع كردند بحث كردن، تا اذان صبح اين دو نفر روحانى ايستاده - حالا وحيد بهبهانى آنوقت نسبتاً جوان بوده، اما صاحب حدائق پيرمردى هم بوده - بحث كردند! مباحثه هم مي كردند با هم، منازعه هم مي كردند، اما هر دو هم بودند، هر دو هم درس مي گفتند.
من شنيدم كه شاگردان وحيد - كه وحيد تعصب شديدى عليه اخباري ها داشت - مثل صاحب رياض و بعضى ديگر از شاگردان وحيد، مي رفتند درس صاحب حدائق هم شركت مي كردند! اينجورى بوده؛ ما تحمل را در حوزه بايد بالا ببريم. خوب، يكى مشرب فلسفى دارد، يكى مشرب عرفانى دارد، يكى مشرب فقاهتى دارد، ممكن است همديگر را هم قبول نداشته باشند.
من چند ماه پيش از اين، در مشهد گفتم كه مرحوم آ شيخ مجتبى قزوينى (رضواناللَّه تعالى عليه) مشرب ضديت با فلسفه حكمت متعاليه، مشرب ملاصدرا، داشت - ايشان شديد، در اين جهت خيلى غليظ بود - امام (رضوان اللَّه عليه) چكيده و زبده مكتب ملاصدراست؛ نه فقط در زمينه فلسفىاش، در زمينه عرفانى هم همينجور است. خوب، مرحوم آ شيخ مجتبى نه فقط امام را قبول داشت، از امام ترويج مي كرد تا وقتى زنده بود. ترويج هم از امام كرد؛ ايشان بلند شد از مشهد آمد قم، ديدن امام. مرحوم آ ميرزا جواد آقاى تهرانى در مشهد جزو برگزيدگان و زبدگان همان مكتب بود، اما ايشان جبهه رفت. با تفسير حمد امام كه در تلويزيون پخش مي شد، مخالف بودند؛ به خود من گفتند؛ هم ايشان، هم مرحوم آقاى مرواريد، اما حمايت مي كردند. از لحاظ مشرب و منشا مخالف، اما از لحاظ تعامل سياسى، اجتماعى، رفاقتى، با هم مأنوس؛ همديگر را تحمل مي كردند. در قم بايد اينجورى باشد.
يك نفرى نظر فقهى مي دهد، نظر شاذّى است. خيلى خوب، قبول نداريد، كرسى نظريهپردازى تشكيل بشود و مباحثه بشود؛ پنج نفر، ده نفر فاضل بيايند اين نظر فقهى را رد كنند با استدلال؛ اشكال ندارد. نظر فلسفىاى داده مي شود همينجور، نظر معارفى و كلامىاى داده مي شود همينجور. مسئله تكفير و رمى و اين حرف ها را بايستى از حوزه ورانداخت؛ آن هم در داخل حوزه نسبت به علماى برجسته و بزرگ؛ يك گوشهاى از حرفشان با نظر بنده حقير مخالف است، بنده دهن باز كنم مى كنم؛ نمي شود اينجورى، اين را بايد از خود داخل طلبهها شروع كنيد.
يك نفرى نظر فقهى مي دهد، نظر شاذّى است. خيلى خوب، قبول نداريد، كرسى نظريهپردازى تشكيل بشود و مباحثه بشود؛ پنج نفر، ده نفر فاضل بيايند اين نظر فقهى را رد كنند با استدلال؛ اشكال ندارد. نظر فلسفىاى داده مي شود همينجور، نظر معارفى و كلامىاى داده مي شود همينجور. مسئله تكفير و رمى و اين حرف ها را بايستى از حوزه ورانداخت؛ آن هم در داخل حوزه نسبت به علماى برجسته و بزرگ؛ يك گوشهاى از حرفشان با نظر بنده حقير مخالف است، بنده دهن باز كنم مى كنم؛ نمي شود اينجورى، اين را بايد از خود داخل طلبهها شروع كنيد.
اين يك چيزى است كه جز از طريق خود طلبهها و تشكيل كرسي هاى مباحثه و مناظره و همان نهضت آزادفكرى و آزادانديشى كه عرض كرديم، ممكن نيست. اين را عرف كنيد در حوزه علميه؛ در مجلات، در نوشتهها گفته شود. يك حرف فقهى يك نفر مي زند، يك نفر رسالهاى بنويسد در ردّ او؛ كسى او را قبول ندارد، رسالهاى در ردّ او بنويسيد. بنويسند، اشكال ندارد؛ با هم بحث علمى بكنند. بحث علمى به نظر من خوب است.»
مشاهده می شود که در تمام عبارات رهبری، که در ديدار جمعى از «اساتيد، فضلا، مبلّغان و پژوهشگران حوزههاى علميه كشور» بیان شده بر آزادی اظهار نظرهای علمی در محیط علمی و در حوزه و در فضای مباحثه و مناظره و در نهایت در میان طلبه ها و اهل علم تاکید شده است.
چگونه می توان این عبارات را توجیهی برای شبهه پراکنی و ایراد نظرات شاذ در فضای جامعه، توسط افرادی بیرون از فضای علمی، دانست؟
منظور رهبری که در این فراز از بیاناتشان کاملا مشخص است، ترویج این کار در میان طلاب و اهل علم است. نه این که یک کارمند دولتی که حالا چند صباحی است تریبون به دست آورده به خود اجازه دهد هر نظری را به فکرش رسید ابتدا در فضای جامعه پراکنده کند.
و کار به جایی برسد که این کارمند حوزه ندیده، آنقدر دچار خود بزرگ بینی شود که از مناظره با مطهری زمان دم زند.
البته تواضع آیت الله مصباح بسیار بیش از این است که حتی با مشایی هم مناظره نکند. و وی از سال 76 تا کنون در راه روشنگری انحرافات، هرگز شانیت و مقام بزرگ علمی خود را به میان نیاورده است. اما شاید بهتر باشد به عنوان دست گرمی هم که شده، مشایی حاضر به مناظره با شاگرد ایشان بشود و اگر مطلبی باقی ماند که نبویان قادر نبود پاسخ دهد آنگاه به فکر عرصه سیمرغ بیفتد./انتهای پیام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰