کد خبر:۱۳۰۷۳۵
11 دليل خودآگاهي دوم خرداديها از سلامت انتخابات
اگر مسئله تقلب مطرح نميشد، چه موضوعي ميتوانست شكست سنگين 22 خرداد را براي جبهه تجديدنظر طلب جبران كند؟ چه روش ديگري ميتوانست مطالبات غيرقانوني آنان را برآورده سازد؟ چگونه دوم خرداديها تا چهار سال ديگر صبر ميكردند؟
گروه سياسي « خبرگزاري دانشجو»؛ تحركات پس از انتخابات، جنبشي يك دست و با هويت واحد و يكپارچه نبود، لاجرم مطالبات آن هم مشخص و يكسان نبود در واقع آن جرياني كه دست به جنبش سازي زد و تلاش كرد به روش آنارشيستي مطالبات خود را بر جامعه و حكومت تحميل كند، اگر با ادعاي تقلب وارد نمي شد، توان بسيج نيرو به آن گونهاي كه در دوشنبه 25 خرداد شكل گرفت را نداشت اگر محمد علي ابطحي در اعترافات خود در دادگاه مي گويد: تقلب رمز آشوب بود معناي دقيق تر آن اين است كه تقلب رمز بسيج تودهاي براي كسب امتيازاتي بود كه از طريق قانوني به دست نيامده بود اگر مسئلهاي تقلب مطرح نمي شد، چه موضوعي مي توانست شكست سنگين 22 خرداد را براي جبههاي تجديدنظر طلب جبران كند؟ چه روش ديگري مي توانست مطالبات غيرقانوني آنان را برآورده سازد؟ چگونه بايد تا چهار سال ديگر صبر مي كردند؟
تمسك به ادعاي تقلب بهترين راهبرد براي بهره گيري از انرژي آزاد شدهاي بود كه در ايام انتخابات به وجود آمده بود و اگر استراتژيستهاي جبهه تجديدنظر طلب در مقطع زماني پس از انتخابات نمي توانستند از آن بهره ببرند به سرعت فرو مي نشست و فرصتها براي گرفتن امتيازات از حكومت و دستيابي به مطالبات مورد نظر از دست مي رفت لذا اين مسئله قطعي است كه دغدغههاي جبههاي دوم خرداد تقلب در انتخابات نبود، زيرا آنان به صحت انتخابات آگاهي داشتند.
دلايل متفاوتي وجود دارد كه نشان مي دهد جبهه دوم خرداد خود به سلامت انتخابات و عدم جابه جايي آرا آگاهي داشته است كه در ادامه به توضيح يازده دليل در اين باره مي پردازيم.
1- اقرار به عدم تقلب
از جمله مواردي كه نشان مي دهد جبهه دوم خرداد به موضوع تقلب باور نداشته، برخي اقرارهاي پراكنده اعضاي ستاد موسوي است، مطابق اين اقرارها روشن مي شود كه راهبرد جبهه دوم خرداد اين بوده است كه بعد از انتخابات با خلط مبحث تخلف و تقلب و با بزرگ نمايي برخي تخلفاتي كه اثري در نتيجهاي آرا نداشته است در جامعه باور تقلب را دامن بزند.
به طور نمونه در ديداري كه برخي از نمايندگان ستادهاي نامزدهاي انتخاباتي با رهبر انقلاب در تاريخ شنبه، 26/3/1388داشتند، نماينده ستاد موسوي خطاب به رهبر انقلاب گفت: اگر ده بار ديگر نيز صندوقها را بشماريد من مي دانم كه ساز و كار انتخابات به گونهاي است كه در آن تقلب نمي توان كرد و نهايتاً چند راي بالا و پايين مي شود بحث اين است كه چرا احمدي نژاد تاييد صلاحيت شده است.
2- آگاهي به پيشتازي احمدي نژاد بر موسوي در سراسر كشور در پيش از انتخابات
پس از مناظره 13 خرداد و دريافت بازتابهاي آن در جامعه از سوي مسئولان ستادهاي انتخاباتي، روشن شد كه آراي احمدي نژاد در سراسر كشور با اختلاف قابل توجهي از موسوي بالاتر است.
در واقع براساس همين دريافتها از جامعه بود كه ستادهاي موسوي پس از مناظره 13 خرداد در بهت و افسردگي فرو رفت.
پس از مناظره 13 خرداد حاميان احمدي نژاد با برداشتي كه از انعكاس آن در جامعه داشتند، احساس پيروزي مي كردند و حاميان موسوي نيز بر همين اساس احساس شكست داشتند اين موضوع را به راحتي مي توان در مطالبي مشاهده كرد كه شنبه 16 خرداد در نشريات دو جناح اصولگرا و اطلاح طلب به چاپ رسيد.
اينها همه يادآور توصيه حجاريان به موسوي بودكه عدم شركت در مناظره نتيجه سه بر صفر به سود احمدي نژاد را در پي دارد، اما شركت در آن نتيجهاي جز شكست شش بر صفر را نخواهد داشت.
3- ظهور نااميدي در نامهها و بيانيههاي صادر شده از سوي جبهه مخالفان احمدي نژاد
در ميان اين مكتوبات ياد شده به طور نمونه مي توان به نامهاي آقاي هاشمي رفسنجاني به رهبر معظم انقلاب اشاره كرد و درباره اين نامه پرسش اساسي اين بود كه هدف از نگارش نامه ياد شده چيست؟
با وجود مباحثي كه دراين باره صورت گرفت، چند نكته بسيار روشن بود نخست اينكه مخاطب اين نامه، دست كم تنها رهبر انقلاب نيست، زيرا نامه به صورت سرگشاده منتشر شد، نكته ديگر اين است كه هدف نويسنده صرفاً دفاع از خانواده خود يا شخصيتهايي كه نام آنها در مناظره 13 خرداد برده شده بود نيز نبوده است زيرا براي دفاع از مطالب مطرح شده در مناظره هيچ ضرورتي نداشت كه تنها چند روز پيش از انتخابات به نامه نگاري بپردازد براي دستيابي به چنين مقصودي زمان تنگ نبود و امكان پيگيري آن در هفتههاي آتي و حتي از روشهايي مطلوب تر مانند شكايت در دستگاه قضايي نيز متصور بود.
براين اساس عقلانيت عملي حكم مي كند كه بايد مقصودي فراتر از آنچه بيان شد در صدور نامه ياد شده لحاظ شده باشد مقصودي كه بي ارتباط با مهم ترين حادثهاي آن روز يعني انتخابات نبوده است بنابراين تحليل واقع بينانه مبتني بر آن است كه نامه ياد شده كاملاً معطوف به انتخابات و نتيجه آن بوده است.
4- نفس حضور در انتخابات
جبهه دوم خرداد از سال 1387 بسيار زود و به طور جدي وارد مباحث مربوط به انتخابات دهم رياست جمهوري شد تمام جبهه دوم خرداد با هزينههاي مالي فراوان به انتخابات دهم رياست جمهوري مي انديشيد و براي كسب موفقيت در آن مي كوشيد.
پرسش اينجاست كه چنين فعاليت گسترده و بي نظيري براي انتخابات، آيا مي توانسته با پيش فرض تقلب همراه باشد؟
پاسخ اين است كه همانطور كه خاتمي نيز مي گويد جبهه دوم خرداد با علم به عدم تقلب در انتخابات در آن شركت كرد و معتقد بود اگر در نهايت فاصله آرا بسيار نزديك باشد، ممكن است برخي بخواهند تقلب كنند، اما باور تقلب در ميزان يازده ميليون راي نه عقلاني بود و نه ممكن.
5- آشنايي با سيستم انتخاباتي و ساختار اخذ راي در ايران
افرادي كه با ساختار اخذ راي در ايران آشنا هستند كه بسياري از اعضاي اصلي ستاد نامزدهاي مدعي تقلب به دليل تجارب و مسئوليتهاي گذشته داراي چنين آشنايي هستند، مي دانند كه امكان عملي تقلب در انتخابات وجود ندارد.
در قانون انتخابات رياست جمهوري، ساز و كار اجرا و نظارت طوري طراحي شده است كه مردم عادي (معمولاً معلمان و كارمندان) و معتمدان محل و اهل مسجد نقش اصلي اجرايي را برعهده دارند در زمان راي گيري و شمارش آرا نيز ضمن آنكه نمايندگان ستاد نامزدها مي توانند حضور داشته باشند، روش اخذ راي چند لايه و نظارت شده است.
چنان كه اعترافات افرادي نظير عطريانفر نيز به اين موضوع اشاره شده است.
6- نداشتن مدرك در عين داشتن بيش از چهل هزار نماينده در پاي صندوقها
يكي از دلايل ديگري كه نشان مي دهد موسوي و جبهه دوم خرداد به عدم وقوع تقلب و جابه جايي ميليوني آرا مطلع بودهاند و با اين حال به ادعاي تقلب و اعتراض غيرقانوني و آشوب آفريني اقدام كردهاند نداشتن مدرك در عين داشتن بيش از چهل هزار نماينده در پاي صندوقهاست.
البته به اين تعداد نفرات بايد 13506 نفر نماينده كروبي و 5421 نفر نماينده رضايي را هم افزود روشن است كه چنانچه تقلبي صورت مي گرفت، وقتي اين تقلب به مقياس ميليوني مي رسد امكان آن نيست كه گزارشهاي دقيق و مستندي از چگونگي آن تقلب به دست ستاد موسوي و ديگر نامزدهاي مدعي تقلب نرسد. به ويژه ستاد موسوي كه داراي بيش از چهل هزار نماينده پاي صندوقهاي راي بوده است.
7- عدم پيگيري قانونمند و همراهي نكردن با شوراي نگهبان
روشن است كه اگر جبهه مدعي تقلب به وقوع آن باور داشت و براي آن مدرك و شواهد محكمي داشت، از مطرح ساختن ادعاي خود در محاكم قانوني و طريق پيش بيني شده فراتر نمي رفت، به ويژه آنكه آنان خود را ياران اصلي انقلاب و ولايت فقيه مي دانستند و مدخليت خود را در نظام جمهوري اسلامي بيش از افرادي مانند احمدي نژاد مي دانستند.
با وجود اين، راهبرد اين جبهه در قبال نتيجه آرا اعتراض خياباني بود و از همان ابتدا و از روز 23 خرداد به اغتشاش و برهم زدن قاعدهاي بازي روي آورد.
8- اعترافات مطبوعاتي
در ميان اعترافات گوناگوني كه پس از انتخابات و با انگيزههاي گوناگون صورت گرفت، برخي اعترافات از سوي كساني صورت گرفت كه در دادگاه حاضر شدند و براي پاسخگويي به اتهامات خويش بايد به برخي واقعيتها اشاره مي كردند، اين مطلب كه درجاي خود بايد به آنها رسيدگي شود تفاوت هايي با اعترافاتي دارد كه شخص گوينده بدون آنكه لزومي به بازگويي مطالب در محضر دادگاه داشته باشد در رسانههاي جمعي و براي جلوگيري از گسترش خشونتها و آشوبها به آنها پرداخته است.
9- اعترافات در دادگاه
روشن است كه وقتي سخن از اعتراف در دادگاه به ميان مي آيد.گروهي كه از اعترافات متضرر مي شوند، از پاسخگويي درباره محتواي اعترافات طفره بروند و آن را به عوامل انگيزشي مانند شرايط سخت زندان و برخي مواد مانند قرص و آمپول نسبت بدهند، اما درباره اعترافات آنچه اهميت دارد، منطق دروني مطالب گفته شده، استدلالها و چگونگي انطباق آنها با واقعيتهاي بيروني است.
به هر طريق پس از انتخابات تعدادي از افرادي كه علاوه بر ادعاي تقلب در دامن زدن به آشوبها نقش برجستهاي داشتند بازداشت شدند، آنانكه پيش از بازداشت بر طبل تقلب مي كوبيدند، پس از آن به طور مبسوط و همراه با شواهد و استدلال به تشريح پروژه ادعاي تقلب، در دادگاه پرداختند و اصولاً آن را پروژهاي براي آشوبهاي پس از انتخابات و براي گرفتن امتيازاتي از حكومت معرفي كردند.
يكي از اين افراد محمد علي ابطحي، عضو مجمع روحانيون، رئيس دفتر و معاون خاتمي بود. وي در 10 مرداد به موارد زير اشاره كرد.
10- تحليلهاي روش مند از نتيجهاي انتخابات توسط كارشناسان سياسي جبههاي دوم خرداد
درباره تحليلهايي كه از مسائل مربوط به انتخابات از سوي نزديكان موسوي صورت گرفت، به نظر مي رسد سخنان محمدرضا تاجيك، مشاور ارشد خاتمي و موسوي و رئيس مركز بررسيهاي استراتژيك در دوران خاتمي نسبت به تحليلهاي ديگر دقيق تر باشد.
علاوه بر اينكه در تحليلهاي تاجيك نيز عوامل تاريخي و ايدئولوژيكي رفتارهاي آنارشيستي و راديكاليستي جبهه دوم خرداد بررسي شده است او در شب شانزدهم بهمن در گفت وگوي ويژه خبري شبكه دوم سيما به تحليلي منسجم از انتخابات 22 خرداد پرداخت كه در سخنان او مطالب زير به چشم مي خورد.
11- سكوت و مواضع چند پهلوي خواص
پس از انتخابات دهم، بسياري از خواص سياسي كشور كه به طور آشكار و پنهان از يكي از رقباي احمدي نژاد حمايت مي كردند، پس از آگاهي از نتيجهاي آرا در برابر تحولات پيش آمه يا سكوت را ترجيح دادند و يا با سخنان تفسيرپذير به گفتن مطالب دو پهلو پرداختند در واقع اتخاذ اين رويكردها هم اقرار به نتيجه انتخابات بود و هم رضا دادن به اتفاقاتي كه در حال شكل گيري بود، آنها سكوت كردند و به نتيجه انتخابات اعتراض نمي كردند، چون از سلامت آن مطمئن بودند اما از سوي ديگر به تنوير افكار عمومي و اعتراض به برخي جريانهاي تندرو نمي پرداختند، چون يا به دليل اختلافاتي كه با رئيس جمهور داشتند يا ساده گيري بيش از حد موضوع و يا به علل متفاوت ديگر سكوت را در آن وضعيت بهترين راه تشخيص مي دادند.
برگفته شده از کتاب «شورش اشرافیت علیه جمهوریت»/انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰