فوتبال ورزش نيست ابزار تهييج است!
کد خبر:۱۳۰۸۰۰
حسن عباسي – بخش دوم

فوتبال ورزش نيست ابزار تهييج است!

رئیس موسسه بررسی‌های دکترینال امنیت بدون مرز با بيان اينكه فوتبال از ابزارهاي كليدي مديريت افراد است، گفت: كاركرد سياسي فوتبال تشكيل نظام دو حزبي است و كاركرد روان‌شناسي آن تحريك و به غليان آوردن هيجانات ناخودآگاه انسان است لذا فوتبال ورزش نيست بلكه ابزار تهييج است.
به گزارش خبرنگار گروه انديشه «خبرگزاري دانشجو»، حسن عباسي با اشاره به اينكه فوتبال از ابزارهاي كليدي مديريت افراد است، گفت: يك كاركرد فوتبال در مباحث سياسي است كه نظام دو حزبي را رقم مي زند؛ در اين نظام رنگ ‌آبي نماد دموكرات‌ها و رنگ قرمز نماد جمهوري‌خواهان است كه سعي دارند اين را به مردم القا كنند.
 
 چرا رنگ تيتر كيهان آبي و تيتر اطلاعات قرمز است؟!

وي ادامه داد: كاركرد ديگر فوتبال، نقشي است كه در تحريك و به غليان آوردن هيجانات ناخودآگاه انسان دارد؛ به اين ترتيب فوتبال ورزش نيست، بلكه ابزار تهييج است! لذا نبايد فوتبال پخش كنيم و بايد به مردم هشدار داد: «مردم!‌ فوتبال زمينه سياسي دارد.»
 
رئیس موسسه بررسی‌های دکترینال امنیت بدون مرز گفت: نبايد به هيچ نحوي به كارهاي اين‌ها مشروعيت بدهيم. چرا رنگ تيتر كيهان آبي و تيتر اطلاعات قرمز است؟!
 
 در دموكراسي توده‌اي مردم بايد عوام‌زده باشند

عباسي گفت: اوايل انقلاب در ايران كتابي به نام «گواتمالا، ويتنام ثاني» منتشر شد. در اين كتاب عنوان شده با توجه به اينكه اقتصاد گواتمالا تك محصولي و برپايه موز بود، شركت يونايتد فروت آمريكايي موز اين كشور را قبضه كرد. در سال1950 يك افسر جوان به نام سرهنگ آربنز بر سركار آمد كه قصد ملي كردن محصول موز را داشت.
 
وي ادامه داد: آمريكايي‌ها تصميم به براندازي او مي‌گيرند و در نهايت در سال 1953 او را حذف مي‌كنند و براي انحراف افكار جهاني، آربنز را به كمونيست ارتباط داده و گفتند كمونيست را بركنار كرديم.
 
وي بيان كرد: كشورهايي مثل گواتمالا تحت سياست‌هاي دولت آمريكا نيستند بلكه دست شركت‌هاي آمريكايي هستند.
 
حسن عباسي به بيان تفاوت مردم‌سالاري ديني و دموكراسي توده‌اي پرداخت و گفت: در مردم‌سالاري ديني دغدغه اين است كه مردم بايد رشيد شده، ارتقا پيدا كنند و عقلانيت بر نفسانيت غلبه پيدا كند. برعكس در دموكراسي توده‌اي مردم بايد عوام‌زده باشند و در عوام‌زدگي خود بمانند مگر تعداد معدودي از دانشمندان.
 
وي گفت: رئيس روانشناسان سيا اظهار مي‌كند كه مردم بايد به گونه‌اي كه مدنظر ما است تربيت شوند نه آنچه كه خود آن‌ها مي‌خواهند لذا مردم بايد به صورت ماشيني و بي‌اراده باشند. البته وي پس از مدتي اعتراف مي‌كند كه پي بردن به كنه ذهن انسان بسيار پيچيده است و نمي‌توان آن را دستكاري كرد.
 
رئیس موسسه بررسی‌های دکترینال امنیت بدون مرز گفت: در اسلام از طريق شناخت خود مي‌شود به شناخت خدا رسيد و براي شناخت انسان بايد به قرآن مراجعه كرد. يعني شناخت انسان جز با مراجعه به قرآن حاصل نمي‌شود.
 
وي گفت: هربرت ماركوزه نويسنده كتاب «انسان تك ساحتي» (كه شهيد آويني هم در زندگي نامه‌اش به كتاب او اشاره كرده است) گرايش خاصي در روانشناسي داشت و معتقد بود ايده كنترل افراد‌ اشتباه است. او نظر فرويد را رد كرد و گفت علت خطرناك شدن محرك‌هاي دروني انسان، دستكاري و منحرف‌كردن آن‌هاست و خود اين هيجانات در درون انسان خطرناك نيستند و نيازي به كنترل افراد نيست.
 
مردم آمريكا در نهايت به خودكشي جمعي خواهند رسيد
 
 
عباسي گفت: از نشانه‌هاي شكست ايدئولوژي فرويد مي‌توان به سرنوشت مرلين مارلو و دو كودكي كه تحت نظارت آنافرويد بودند، اشاره كرد.
 
وي ادامه داد: مرلين مارلو،‌ بازيگر مشهور آمريكايي كه ‌نمونه انسان طراز اول جامعه ليبرال بود، از مشكلات روحي فراواني رنج مي‌برد و در نهايت خودكشي كرد. دو كودك دوست آنا فرويد كه از كودكي تحت نظر او بودند يكي به دليل مصرف زياد الكل مرد و ديگري در خانه فرويد خودكشي كرد.
 
وي نتيجه‌گيري كرد: مردم آمريكا در نهايت به خودكشي جمعي خواهند رسيد د رحاليكه در كشور ما اصرار دارند كه در طنزها ديدگاه‌ها وانگاره‌هاي فرويدي مطرح شود!
 
رئیس موسسه بررسی‌های دکترینال امنیت بدون مرز عنوان كرد: نيازهاي انسان به دو دسته نيازهاي صادق (‌مشروع) مثل غذا و نيازهاي كاذب (نامشروع) مثل مواد مخدر يا مشروبات الكلي تقسيم مي‌شود. گپ بين نياز مشروع و نياز نامشروع انسان،‌ هوي است كه تلاش ما بر كاهش اين گپ است.
 
وي ادامه داد: در معرفت‌النفس كه صحبت از شناخت انسان است،‌ ضعف‌هاي انسان كبر‌، طمع و حسد عنوان مي‌شود كه بايد از آن‌ها دوري كرد.
 
در ديدگاه بركت‌مبنا زن منشا توليد عزت ملي

وي گفت: نقطه تمركز معماري اجتماعي و مهندسي قدرت در آمريكا، ‌ايجاد نياز مضاعف (مبتني بر تمنا، ‌ميل و خواهش) و رغبت به آن علاوه بر نياز طبيعي است كه منجر به بهره‌مندي و مصرف‌گرايي مي‌شود.
 
عباسي با بيان معماري مبتني بر رغبت يا زهد گفت: نياز ممدوح و مشروع را بايد پاسخ داد و نبايد نياز مضاعف در خود ايجاد كرد كه اين به معناي زهد است. در قرآن زهد در نقطه مقابل رغبت است و انسان زاهد به همه چيز در حد طبيعي قانع است.
 
رئیس موسسه بررسی‌های دکترینال امنیت بدون مرز ادامه داد: جامعه قانع در مقابل جامعه مصرف‌كننده قرار دارد و در ديدگاه اسلامي اقناع و ارضاء مدنظر است.
 
وي افزود: در دكترين قدرت،‌ انسان قادر عالم، طالب و مالك است يعني مي‌تواند بداند، بخواهد يا نخواهد، داشته باشد يا نداته باشد.
 
عباسي گفت: امروزه احتاجات زائد و غير ضروري براي خود ايجاد كرده‌ و ساده زندگي نمي‌كنيم. اگر احتياجات و نيازها را در خودمان و جامعه كاهش دهيم، ‌اقتصاد مصرف‌گرا نابود مي‌شود و منابع كمتري از زمين نابود مي‌شود. در نتيجه بركت و اقتصادِ بركت‌مبنا به وجود مي‌آيد.
 
وي ادامه داد: در ديدگاه بركت‌مبنا زن منشا توليد عزت ملي است زيرا در خواستش از مرد كمتر است و مرد عزت‌مند است زيرا دستش را جلوي هر كسي دراز نمي‌كند و با كاهش مصرف نياز به واردات كاهش مي يابد و جامعه به عزت مي‌رسد.
 
ايجاد رعب و ترس عنصر دائمي سياست داخلي آمريكا
 
 
عباسي گفت: غربي‌ها  معتقدند مردم آمريكا مردمي غير عقلايي هستند لذا با روانشناسي محصولات و تبليغات براي آن‌ها براساس عنصر انگيزشي‌، اقتصاد را رقم مي‌زنند.
 
وي گفت: روان‌شناسان غربي در هيجانات روي عنصر ترس تكيه مي‌كنند. عملا وقتي تهديد جدي وجود ندارد مردم را مي‌ترسانند تا در سياست  به‌طور ناخودآگاه از آن بهره‌برداري كنند.
 
رئیس موسسه بررسی‌های دکترینال امنیت بدون مرز ادامه داد: آنها معتقدند نه تنها نبايد ترس را كاهش داد،‌ بلكه بايد آن را دستكاري و تقويت كرد. در نتيجه قبلا مردم آمريكا را از شوروي ( شيطان سرخ – كمونيست )‌ مي‌ترساندند و اكنون اسلام هراسي (Islam-o-phobia ) را جايگزين آن كرده‌اند.
پايان
/انتهاي پيام/

 
پربازدیدترین آخرین اخبار