کد خبر:۱۳۰۸۰۹
مردم شناسی کاربر بالاترین
این «مردم» ارزش کار کردن را ندارند
یکی از کاربران سايت بالاترین نوشت: به جرأت تمهیدات اطلاع رسانیمان 10 برابر شده و شدت اتفاقاتی که میافتد هم 10 برابر شده، چه کسی هرگز میتوانست حتی تصورش را بکند که دیروز هاله سحابی و امروز هدی صابر این طور پرپر شوند، اما برای این «مردم» اصلاً نمیشود که به چیز بیشتری فکر کرد.
به گزارش خبرنگار سیاسی «خبرگزاری دانشجو»، یکی از کاربران سایت بالاترین که گویی از فدائیان فتنه است و دلش برای روزگار فتنه و شب های عملیات (!) تنگ شده، در مطلبی توهین های جالبی به ملت ایران کرده است.
البته از قبل هم می دانستیم برای افراد این طیف، مردم تا وقتی عزیزند که آلت دست آنها باشند و در غیر این صورت می شوند آدم هایی که وی گفته.
مطلب وي را برای خنده و کمی هم آشنایی با مردم شناسی این جماعت در ادامه می آوریم:
«چیزی که به آن میگویند «مردم» دقیقاً یعنی این؛ اینها درست همان کسانی هستند که رأی تعیین کننده را میدهند، همان هايی که اتفاقات تعیین کننده را باید رقم بزنند، همان هايی که من و تو منتظر دیدنشان در خیابان هستیم و همان هایی که یک گونی سیب زمینی که بدهی رأیشان برمیگردد.
احمدی نژاد اشتباه کرد که برای توزیع سیب زمینی رفت جاهای دور افتاده. وسط همین تهران خودمان پر از سیب زمینی است. اتفاقاً با تمام وجود هم مخالف جمهوری اسلامی هستند ها. از من و تو بیشتر مخالفند. همه جا هم هستند؛ فیس بوک دارند، آی.دی بالاترین دارند و ...، همه جا. مردمند دیگر. حرف هایشان را که بشنوی تازه میفهمی که خودت در این مدت اصلاً تند نرفتهای، اما الآن مهم این است که «امتحان های بردیا شروع شده و خودم هم امروز کلاس زبان داشتم.» حالا گیرم که امتحان های بردیا هم شروع نشده بود، آخر 22 خرداد باید صاف بیفتد وسط کلاس زبان آدم؟ این هم شد مناسبت؟
برای من مسئله مهمتر این است که دو سال پیش همین آدم، کلاس زبان که خوب است، اگر عمل قلب باز داشت هم از وسط اتاق عمل ول میکرد میآمد خیابان. این ها را که کسی برای من تعریف نکرده، به چشم خودم دیدهام. تعریفیها مال الآن و امتحان های بردیاست. به جرأت تمهیدات اطلاع رسانیمان حداقل 10 برابر شده، شدت اتفاقاتی که میافتد 10 برابر شده، کی هرگز میتوانست حتی تصورش را بکند که دیروز هاله سحابی و امروز هدی صابر این طور پر پر بشوند و «مردم» کلاس زبان داشته باشند؟ آن هم حالایی که حاکمیت به خاطر اختلافات داخلی در ضعیف ترین اوضاع ممکن بسر میبرد.
خود من یکبار گفتم موسوی و کروبی دستگیر شدند، ولی ایران قیامت نشد و علتش را امروز متوجه شدم؛ امتحان های بردیا شروع شده!
بعضی وقت ها فکر میکنم اینکه خاتمی به بیشتر از صندوق رأی فکر نمیکند، بخاطر این است که برای این «مردم» اصلاً نمیشود که به چیز بیشتری فکر کرد. بدبخت لابد با خودش میگوید این ها اگر هر چهار پنج سال یکدفعه همین تا سر کوچه و پای صندوق بیایند شق القمر کردهاند، حالا تغییر و تحول در وضع حاکمیت بخورد توی سر ... من!
آنقدر خودخواه شدهام که حتی یک لحظه پیش خودم فکر نمیکنم که یارو کلاس زبان دارد، خب وقت نمیکند حرفهای من را بشنود، حالا اینکه اصرار من برای اینکه به زور بکنم توی مخش که اینهایی که من دارم میگویم حرف تو هم هست، به چه دلیلیه والا خودم هم نمیدانم. ای تو روحت بردیا!»
البته این مطلب تا کامل شدن، یک قسمت دیگر کم دارد که نویسنده مطلب بالاترین به آن نپرداخته و آن این که اگر مردم ایران همین هستند که وی می گوید، چرا در مواقعی که پای حمایت از نظام مطرح است، گرمای سوزان و برف و باران نمی شناسند و یکپارچه به خیابان می آیند؟ چرا وقتی دیوانه ای به کشورشان دست اندازی می کند از جان می گذرند و در مقابل توپ و تانک آن دیوانه، بدنشان را قرار می دهند تا آسیبی به نظام نرسد؟
احتمالا نظر کاربر بالاترین این است که همه این جانفشانی ها برای یک عدد ساندیس یا یک گونی سیب زمینی است!/انتهای پیام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰