معاونت سينمايي وزارت ارشاد؛ از سراب ادعا تا نقاب واقعيت
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ بيش از 20 ماه از آغاز مديريت جديد معاونت سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مي گذرد كه نگاهي به گذشته و مروري بر سياستگذاري ها و عملكرد اين معاونت مهم هنري مي تواند نتايج سودمند و عبرت آموزي را به همراه داشته باشد.
فارغ از سخنراني ها و ارائه آمارهاي متنوع و كارنامه هاي پر و پيمان و متعددي كه از سوي مسئولان امر در اين معاونت ابراز مي شود، آنچه مهم است، نقد و نظر جدي و آسيب شناسانه اي است كه بايد بر روند سال هاي گذشته از سوي خبرنگاران و منتقدان به عنوان چشماني بيدار و زبان هاي گوياي جامعه مبذول داشته شود تا كژي ها و كاستي ها رفع گردد و كارها و امور سامان يابد.
نكته اساسي در اين زمينه اولا توجه و پيگيري مجدانه و جستجوگرانه ناظران و منتقدان اين عرصه است و ثانيا پذيرش اين امر از سوي اهالي اين معاونت و مديران اين عرصه.
زمان آن فرارسيده است كه هنرمندان و مديران و منتقدان از جزاير خودمختار و جداگانه خويش بدرآيند و در پهنه ايران تعامل و گفت و گو سكني گزينند.
اما مرور دستاوردهاي معاونت سينمايي را مي توان در قالب مقايسه و سنجش تناسب مدعيات و واقعيات محك زد و عيار آن را بدست آورد.
تفكيك دستاوردهاي كاذب و صوري از بازتاب هاي موثري كه ناشي از واقعيت هاي مديريتي است و در كارنامه عملكردها نمود پيدا مي كند از جمله پيش نيازهاي قضاوت آگاهانه و منصفانه در اين زمينه است.
به عبارت ديگر بايد ديد چه نسبتي ميان ادعا و واقعيت در حوزه عملكرد معاونت سينمايي وزارت ارشاد وجود دارد.
نكته اي كه در اين بخش مورد توجه و حائز اهميت براي نگارنده اين نوشتار است يكي از نمودهاي بسيار فربه و سرطاني سال هاي اخير سينماي ايران است كه اتفاقا با مدعيات مسئولان كاملا در تناقض و بلكه تنافر است.
موضوع مورد توجه بحث ساخت و نمايش هجومي و سيل آساي انواع و اقسام فيلم فارسي هاي مبتذل و بلكه مستهجني است كه همچون اختاپوسي بر پهنه سينماي ايران چنبره زده است و تربيت بصري مخاطبان و استانداردهاي كمي و كيفي سينما و فضاي هنر هفتم كشور را در يك سقوط آزاد به ته دره ابتذال و لودگي و سخافت و حماقت و بلاهت هول داده است.
اين وضعيت البته همان چيزي است كه بنا بود بر اساس رهنمودها و انديشه ها و برنامه ريزي ها و سياستگذاري ها و عملكرد معاونت سينمايي «نباشد»، ولي در كمال تاسف و تعجب و تاثر نه تنها اين گونه سخيف و نازل سينماي «هفت»، بلكه بشدت و حدت و به شكل انبوه و شمايلي فربه و صورتي سرطاني و وضعيتي نگران كننده وجود دارد و هر روز هم در شكل و شمايل جديد و زرق و برقي ديگر به بازار مي آيد و فرقي هم نمي كند كه بر سردر سينماها و چه در شبكه نمايش خانگي همه فضاها را در قبضه قدرت خود درآورده است.
اين در حالي است كه معاونت سينمايي وزارت ارشاد در ابتدا و اوان به دست گيري سكان مديريتي اين حوزه قول جدي و تضمين كوبنده اي داده بود تا با سياستگذاري ها و مديريت هاي مدون و حرفه اي جلوي گسترش چنين فضايي را بگيرد.
اما آنچه مسلم است به وقوع نپيوستن اين وعده و چرخيدن در بر همان پاشنه قبلي است و در اين ميان اين تربيت بصري مخاطبان و ذائقه سينمايي آنان است كه دچار بيشترين ضربات سنگين و آسيب هاي جبران ناپذير مي شود./انتهاي پيام/