کد خبر:۱۳۱۱۰۰
مروری برسرمقاله امروز روزنامه ایران
روزنامه های زنجیره ای! راهتان را ادامه می دهیم
در بین گروه های داخل نظام، تنها دو جریان را می یابیم که به مطلب سرمقاله امروز ایران درباره «فریب خوردن روحانیت توسط القائات دیگران»، معتقد باشند: جریان دوم خرداد با قلم بدستان روزنامه های زنجیره ای اش و جریان انحرافی جدید با امثال این سرمقاله نویسانش.
گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو»؛ پس از انتشار گزارش روزنامه ایران در باره «جنگ روانی علیه دولت» که با واکنش اغلب رسانه مواجه شد، سرپرست موسسه ایران، در سرمقاله امروز روزنامه ایران، در حالی که سعی داشت اشتباه آن گزارش را توجیه کند، مجددا به بزرگان نظام و روحانیت توهین کرد.
جوانفکر در این سرمقاله با اشاره به گزارش تحقیقی چند روز پیش ایران و در حالی که سعی دارد فلسفه تهیه این گزارش را تبیین کند نوشته است: «در این گزارش صرفاً به دیدگاهها و نظرات منتشر شده برخی افراد درباره این جریان موهوم توجه شده و افراد و شخصیتهایی که نامی از آنها برده شده، هدف هیچگونه توهینی نبودهاند.»
سرپرست موسسه ایران اما در چند سطر بعد، خودش توهین بدتری را به بزرگان نظام در قالب این عبارات انجام داده که: «روزنامه نیز به تبع آن، اقدام به انتشار این گزارش تحقیقی کرده است تا جریان اقتدارگرا نتواند با ارائه اطلاعات و تحلیلهای غلط و خلاف واقع، برخی از بزرگان بویژه روحانیت معظم را برای نیل به اهداف خود بفریبد.»
در دوران انقلاب اسلامی، این گونه هتاکی ها نسبت به ساحت روحانیت تاکنون غیر از دوره روزنامه های زنجیره ای دوم خرداد و قلم بدستان مزدورش، فقط در بین جریان انحرافی جدید دیده شده است؛ و غیر از این دو جریان، ندیده ایم گروهی داخل نظام به خود جرأت دهد و بگوید روحانیت معظم با القائات دیگران فریب خورده است.
این عملکرد جوانفکر که در بسیاری از موارد برای تلطیف یک اشتباه، خود بر حجم آن میفزاید و بحران را تشدید می کند را یا باید به حساب ساده لوحی وی گذاشت و یا نتیجه گرفت وی عامدانه به این بحران ها دامن می زند. که البته به نظر نگارنده، احتمال اول، آن هم به شدیدترین وجه ممکن درست است و جوانفکر در اندازه این گونه طراحی ها و برنامه ریزی ها نیست.
جوانفکر در بخش دیگری از سرمقاله اش از لزوم آزادی بیان در رسانه ها سخن گفته و آورده است: «نشریات و مطبوعات نیز در بیان مطالب آزادند مگر آنکه مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشد ... روشنگری و تنویر افکار عمومی یک وظیفه اصولی، اخلاقی و ملی برای رسانههای ارتباط جمعی محسوب میشود.»
او این داد آزادی رسانه ای را در حالی سر داده که هنوز چند روز بیشتر از بخشنامه وی به دفاتر خبرگزاری جمهوری اسلامی و سایر رسانه های تحت امرش مبنی بر عدم پوشش خبرهای مربوط به جریان انحرافی نمی گذرد.
عاقلانه تر این بود که جوانفکر، نوشتن این سرمقاله را حداقل به چند روز بعد موکول می کرد تا مردم، خبر برخورد وی با مدير خبرگزاری جمهوری اسلامی واحد كردستان را از یاد ببرند تا افراد کمتری به شدت تناقض حرف هایش لبخند بزنند. اشتباهی که باز هم ساده لوحی وی را نشان می دهد.
در خبرهای روز گذشته آمده بود سيدسعيد حسيني مدير خبرگزاري ايرنا در كردستان به علت مخالفت با بخشنامه رئيس خبرگزاري ايرنا كه در آن به عوامل دستور داده بود هيچ خبري را درباره جريان انحرافي منتشر نكنند از كار بركنار شد.
حسيني كه از خبرنگاران باسابقه و ارزشي است پس از دريافت بخشنامه كه با امضاي جوانفكر به همه بخش هاي خبرگزاري ابلاغ شد جوابيه اي تهيه و از سياست جديد خبري خبرگزاري متبوع خويش انتقاد كرده بود كه بعد از ارسال جوابيه، به تهران فراخوانده شد و از كار بركنار شد.
طبق همین اخبار، ظاهرا موضوع به همين جا ختم نشده و عدم توجه به تذكر رئيس، مبني بر اين كه «اجراي مفاد بخشنامه را جدي گرفته و به تبعات ناشي از آن توجه داشته باشند» گريبانگير خبرنگار معزول شده و شنيده ها حاكي از آن است كه قرار است پرونده اداري مدير سابق نمايندگي ايرنا در كردستان به علت سرپيچي از دستور مديرعامل سازمان در هيئت رسيدگي به تخلفات اداري خبرگزاري مطرح شود.
این خبر، پایبندی جوانفکر را به حرف هایش درباره آزادی مطبوعات نشان می دهد.
البته برای محکوم کردن سرپرست موسسه ایران، برخورد گزینشی وی با بیانات مقام معظم رهبری و تذکر دفتر معظم له به ایرنا در پی این گستاخی این خبرگزاری کافی بود و راه را برای پایان دادن به این بحث کوتاه می کرد اما توجه به تناقضات سرمقاله امروز ایران نیز خالی از لطف نبود و به همین دلیل از پرداختن به نامه دفتر رهبری خودداری کردیم.
هرچند در این نوشتار قصد نداشتیم به طور مبسوط به گزارش چند روز گذشته ایران که باعث نوشتن سرمقاله مذکور شده بپردازیم، چون در این صورت نکات بسیاری قابل طرح بود. اما تنها به گوشه ای از استدلال این گزارش اشاره می کنیم.
نویسنده این گزارش که قبل از دولت دهم، مشایی را وابسته به حزب مشارکت می دانست و به همین دلیل در حمایت از دولت، مردد بود و بعد از روی کار آمدن دولت دهم به جرگه یاران مشایی پیوست، در حالی در این گزارش، رسانه ها را متهم به استفاده از تاکتیک های جنگ روانی کرده که خود به شکل آشکاری از آن بهره برده است.
مخاطب محترم کافیست تاکتیک های مختلفی که در گزارش روزنامه ایران آمده را بخواند. سپس یقینا می تواند به این پرسش پاسخ دهد که قرار دادن مطلب و تصویر آیت الله مصباح در کنار آیت الله هاشمی رفسنجانی، کدامیک از انواع تاکتیک جنگ روانی است؟/انتهای پیام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰