قطاري كه از ريل خارج شد...
سید جواد اکبری شهابی؛ دانشجوی رشته مهندسی کامپیوتر دانشگاه آزاد اسلامی ساری
بعد از فروپاشي شوروي و نابودي ماركسيسم، ليبراليسم يكه تاز عرصه سياست شد و بسياري ليبرال دموكراسي را پايه اصلي جامعه نوين جهاني معرفي كردند و فرآيند تاريخي قدرت را منتهي به دموكراسي دانستند. آمريكا نيز كه سردمدار ليبرال دموكراسي بود داعيه تك قطبي شدن جهان را به رهبري خود داشت.
آمريكا كه تنها مانع خود براي بسط ارزشهاي مكتب ليبراليسم را در «تمدن اسلامي» و هسته مركزي اين تمدن يعنی خاورميانه ميديد، پس از حوادث 11سپتامبر وارد منطقه شد تا با هدف كانونهاي مخالف ليبراليسم به روياي ديرينه خود دست يابد.
اما آمريكا با لشكركشي به افغانستان و عراق با وجود خرجهاي چند ميلياردي و تلفات سنگين نظامي موفق به تحقق اهداف سياسي خود نشد و اين تجاوز دستاوردي جز ناامني و اغتشاش، قتل دهها هزار نفر، نقض آشكار حقوق بشر و نابودي زير ساختهاي دو كشور عراق و افغانستان نداشت.
حمله گسترده به حزب الله لبنان از طريق اسرائيل به رهبري آمريكا، تلاش ديگري براي حفظ آبروي ليبرال دموكراسي بود كه با شكست در اين جنگ همه اميد آنان براي حفظ آبروي مكتب ليبراليسم به ياس تبديل شد.
تعطيلي شركت AIG به عنوان بزرگترين بانك سرمايه گذاري، از ميان رفتن وجهه جهاني بلوارهاي مالي آمريكا، بودجه 700 ميليارد دلاري و سقوط شاخص سهام در وال استريت را ميتوان به عنوان فاجعه اي براي آمريكا دانست كه تاثيرات آن تمام جهان را در نورديده است.
اين رسوايي به قدري آشكار است كه نظريه پردازي همچون فوكوياما كه خود حامي مكتب ليبرال دموكراسي مي باشد، اقتصاد آمريكا را به «قطار از ريل خارج شده اي» تشبيه كرد كه فاقد قدرت نرم و سخت به عنوان سمبل و راهبر نظام سرمايه داري، مروج ليبرال دموكراسي غرب و برترين قدرت نظامي جهان دانست.
نشانيهاي فروپاشي ليبرال دموكراسي را ميتوان در بي فرجامي برنامههاي كلان و شكست سياستهاي استراتژيك اعلامي آمريكا، مشكلات داخلي و تضادهاي عميق درون دستگاهي اين نظام جستجو كرد./انتهاي پيام/