کد خبر:۱۳۱۳۶۱
سایت ضد انقلابی روز آنلاين:
جنبش سبز، یک پسربچه فراری است
جنبش سبز، حکم پسربچهای را پیدا کرده كه از خانه بیرون انداخته شده، اما چون تواني برای زندگی مستقل ندارد، در چند متری منزل مانده و گاهی سنگ به شیشهی خانه میزند، پدر هم هر از چندی، بیرون میآید و اگر بتواند بچهی فراري را گیر بیندازد، چند سیلی بر صورت او مي زند.
به گزارش خبرنگار سیاسی «خبرگزاری دانشجو»، سایت ضد انقلابی روزآنلاین در مطلبی تأمل برانگیز شرایط فعلی جنبش سبز را توصیف کرده است.
زوال جنبش سبز، و پایان عمر این حرکت براندازانه مطلبی است که امروز مورد اعتراف اغلب صاحب نظران از هر طیف و جناحی است.
هرچند ضد انقلاب و حامیان این جنبش نيز نزد خود به این نکته معترفند، اما به زبان آوردن آن و اظهار ناکارآمدی و پایان دوره جنبش سبز، حرکتی است که انتظار آن نمی رفت.
با این وجود، پایگاه «روز آنلاین» امروز در مطلبی با زیر سوال بردن اهداف و راهکارهای این جنبش، صراحتا گفت: «شرایط سیاسی امروز ایران برای این جنبش، «بنبست سیاسی» و «انسداد کامل» است. این لشگر باید بنبست را پذیرفته و هر چه زودتر به منزل باز گردد و «صبر و انتظار» پیشه کند.»
روز آنلاین در ادامه این مقاله که با عنوان «بیراههای که جنبش سبز میرود»، منتشر شد، با اشاره به شعار های این جنبش نوشت: «شعار محوری جنبش سبز «رأی من کجاست؟» بود. این شعار، امروز و پس از گذشت دو سال از انتخابات ریاستجمهوری ۸۸، موضوعیت خود را از دست داده است. و در این فاصله، هیچ شعار محوری دیگری نیز که «نماد هویتی جنبش سبز» باشد، عنوان نشده است.»
این مقاله با مغلوبه خواندن تجمعات خیابانی جنبش سبز در مقابل حضور میلیونی مردم در 9 دی آشکارا به شکست این جنبش اعتراف کرده و نوشت: «جنبش تا امروز، برنامهی مدون و روشنی برای تحقق هیچیک از خواستهای خود نداشته است. تنها حرکت پیگیرانهی جنبش، حضور خیابانی بود که با بسیج تودهای هواداران و وابستگان حاکمیت در ۹ دی و ۲۲ بهمن ۸۸ و مانور رسانهای بر روی آن، این حضور خیابانی نیز مغلوبه شده و پایان یافت.»
روز آنلاین همچنین وضعیت امروز جنبش را اینگونه تشریح می کند: «امروز، جنبش، نه شعار و مطالبهای محوری دارد و نه برنامهای مشخص و عملی برای تحقق آن و نه مرکزیتی که حداقلی از مقبولیت را برای راهبری و هدایت جنبش دارا باشد. جنبش حتی از کند کردن تیغ سرکوب خود نیز ناتوان است.»
این مقاله در ادامه با مروری تاریخی از عصر باستان تا دوره معاصر، تلاش هایی از نوع اقدامات جنبش سبز را با توجه به ساختارهای موجود در ایران از عصر باستان تا کنون، بیهوده می خواند و جنبش را دعوت به خانه نشینی می کند.
اما شايد جالب ترين قسمت اين مقاله طولاني، مثالي باشد كه نويسنده با توجه به وضعيت كنوني جنبش سبز در تعامل با نظام، استفاده كرده است:
«جنبش سبز، امروز حکم پسربچهای را پیدا کرده است که در پی ایستادگی در برابر خواست پدر از خانه بیرون انداخته شده است. اما از آنجا که هیچ توان مادی و معنوی برای زندگی مستقل از پدر و خانواده ندارد، بهناچار همچنان در کوچه و در چند متری درب منزل باقی مانده است. گاهی فریاد میزند و پدر را به مبارزهی رو در رو میخواند و گاهی با مشت بر در میکوبد و تقاضای ورود به منزل میکند. گاهی سنگ بر میدارد و به شیشهی خانه میزند. گاهی پشت درب خانه چمباتمه میزند و ناامیدانه به دیوار روبهرو چشم میدوزد. مادر زیر چشمغره و سکوت پدر، بشقابی غذا به او میدهد. پدر هم هر از چندی از درب خانه بیرون میآید و اگر بتواند پسربچهی پا به فرار گذاشته را گیر بیندازد، چند سیلی بر سر و گوش او فرود میآورد و باز به منزل بر میگردد تا پسربچهی همچنان پشت درب مانده، به تقلاهای ناامیدانهاش ادامه دهد.»
در بخش ديگري از اين مقاله، تزلزل حكومت ها را نيازمند چهار بحران ذكر كرده و علت عدم توفيق جنبش سبز را اين دانسته كه در جمهوري اسلامي، هيچيك از اين بحران ها وجود ندارد. نويسنده مقاله با شمارش چهار نوع بحران مي افزايد: «حکومتها به چهار بحران مشخص دچار شده و متزلزل میشوند: بحران مشروعیت، بحران مشارکت، بحران کارایی و بحران اِعمال سلطه. وجود الگوی بسیج تودهای که از ابتدای انقلاب به اقتضای شرایط روز دنبال میشد، چونان دههی اول انقلاب، هنوز الگویی کارآمد برای کسب مشروعیت و مشارکت است. از این گذشته، انحصار رسانهای در ایران نیز حکومت را قادر ساخته، احساس مشروعیت و مشارکت را در لایههای فرودستی که رسانههای داخلی، تنها منابع خبرگیری آنها هستند، القاء سازد. بحران کارایی را ثروت انبوه نفت به راحتی پوشانده و میپوشاند. اما این سه بحران، تنها زمانی منجر به دگرگونی در منش سیاسی یا ساختار یک حکومت میگردند که بحران اِعمال سلطه پیش آید. نگاهی به تاریخ حکومتهای جهان به خوبی نشان میدهد که حتی زمانی که بحرانهای مشروعیت، مشارکت و کارایی به اوج خود برسند، اگر حکومت همچنان توان اِعمال سلطه را دارا باشد، هر گونه تغییری حتی اندک، ناممکن است ... در همین ایران، حکومت شاه به این دلیل سرنگون شد که از شهریور ۵۷ گرفتار بحران اِعمال سلطه شده و در سرکوب مخالفان دچار تزلزل شد.»
«جنبش سبز، امروز حکم پسربچهای را پیدا کرده است که در پی ایستادگی در برابر خواست پدر از خانه بیرون انداخته شده است. اما از آنجا که هیچ توان مادی و معنوی برای زندگی مستقل از پدر و خانواده ندارد، بهناچار همچنان در کوچه و در چند متری درب منزل باقی مانده است. گاهی فریاد میزند و پدر را به مبارزهی رو در رو میخواند و گاهی با مشت بر در میکوبد و تقاضای ورود به منزل میکند. گاهی سنگ بر میدارد و به شیشهی خانه میزند. گاهی پشت درب خانه چمباتمه میزند و ناامیدانه به دیوار روبهرو چشم میدوزد. مادر زیر چشمغره و سکوت پدر، بشقابی غذا به او میدهد. پدر هم هر از چندی از درب خانه بیرون میآید و اگر بتواند پسربچهی پا به فرار گذاشته را گیر بیندازد، چند سیلی بر سر و گوش او فرود میآورد و باز به منزل بر میگردد تا پسربچهی همچنان پشت درب مانده، به تقلاهای ناامیدانهاش ادامه دهد.»
در بخش ديگري از اين مقاله، تزلزل حكومت ها را نيازمند چهار بحران ذكر كرده و علت عدم توفيق جنبش سبز را اين دانسته كه در جمهوري اسلامي، هيچيك از اين بحران ها وجود ندارد. نويسنده مقاله با شمارش چهار نوع بحران مي افزايد: «حکومتها به چهار بحران مشخص دچار شده و متزلزل میشوند: بحران مشروعیت، بحران مشارکت، بحران کارایی و بحران اِعمال سلطه. وجود الگوی بسیج تودهای که از ابتدای انقلاب به اقتضای شرایط روز دنبال میشد، چونان دههی اول انقلاب، هنوز الگویی کارآمد برای کسب مشروعیت و مشارکت است. از این گذشته، انحصار رسانهای در ایران نیز حکومت را قادر ساخته، احساس مشروعیت و مشارکت را در لایههای فرودستی که رسانههای داخلی، تنها منابع خبرگیری آنها هستند، القاء سازد. بحران کارایی را ثروت انبوه نفت به راحتی پوشانده و میپوشاند. اما این سه بحران، تنها زمانی منجر به دگرگونی در منش سیاسی یا ساختار یک حکومت میگردند که بحران اِعمال سلطه پیش آید. نگاهی به تاریخ حکومتهای جهان به خوبی نشان میدهد که حتی زمانی که بحرانهای مشروعیت، مشارکت و کارایی به اوج خود برسند، اگر حکومت همچنان توان اِعمال سلطه را دارا باشد، هر گونه تغییری حتی اندک، ناممکن است ... در همین ایران، حکومت شاه به این دلیل سرنگون شد که از شهریور ۵۷ گرفتار بحران اِعمال سلطه شده و در سرکوب مخالفان دچار تزلزل شد.»
روزآنلاين، وظيفه جنبش را در شرايط كنوني خانه نشيني و گسترش زمينه هاي ذهني عنوان كرده و نوشت: «جنبش سبز بایستی از فرصت پیش رو برای گسترش زمینههای ذهنی استفاده کرده و آن را به عنوان راهبردی اصولی در پیش گیرد تا اگر در تقدیر تاریخی ما، زمینهی عینی تغییر اتفاق افتاد، بتوان فوراً جنبش را به حرکت درآورد و تغییری اجتماعی را رقم زد.»/انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰