کد خبر:۱۳۱۳۹۱
نقد و تحليل فيلم «قصه داوود و قمري»؛
اين چه جور سينمايي است ديگر؟!
چه كسي گفته زحمت و زجر فيلمساز شدن ديگران به هر قيمتي را مخاطبان سينما و تلويزيون ايران بايد بپردازند، واقعا فيلمي مثل «داوود و قمري» تحت چه تدابير سينماورزانه و هدفمندي هاي هنرشناسانه اي و با كدام نظارت كيفي ساخته مي شود و به نمايش درميآيد؟
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ ظاهرا دوستان ما معني سينما را اشتباه فهميده اند و شايد ما؛ سينما عبارت است از خلق اثري دنياي نو و جذاب در ممكن ترين شكل ممكن به همراه عناصري همچون شخصيت پردازي، روايت قصه ساختار ميزانسن و غيره.
فيلم «قصه داوود قمري» تقريبا از اكثريت اين عناصر تهي است؛ اگر نگوييم همه فيلم مجموعه تصاويري بد ريتم، كش دار، كند، سست، بدون جذابيت و خالي از عناصر زيبايي شناسي است، آنچه به عنوان قصه و مضمون انتخاب كرده، ابدا و اصلا متناسب با قالب يك اثر سينمايي و يا يك فيلم تلويزيوني بلند نيست.
شايد اين فيلم مي توانست يك فيلم كوتاه خوب باشد، شايد هم نه، اما آنچه مسلم است قرار دادن آن در قالب و مديوم فيلم بلند داستاني، كار فاجعه واري است و اتفاقي كه باعث مي شود مخاطب تا انتهاي فيلم زجر بكشد و يا آن را در ميانه رها كند.
فيلم، داستان يك صدابردار است كه براي فيلمش به صداي قمري نياز دارد و قرار است در طول فيلم و در روند اين صدابرداري شاهد مشكلات و مصايب كاري و خانوادگي او باشيم.
اما اين داستانك به بدترين و سست ترين شكل ممكن در فيلم نمود پيدا مي كند، همه عناصر فيلم آن چنان سست و رخوت زده و نخوت بارند كه اساسا مواجه شدن با فيلم، كار بسيار دشواري است و تحمل آن تا انتها صبري فوق تصور طبيعي مي طلبد.
عجيب است كه روند توليدات تلويزيوني و سينمايي ما منجر به چنين آثاري مي شود؛ آثار مبتديانه، فارغ از جذابيت و عاري از هنر شناسي.
چه كسي گفته زحمت و زجر فيلمساز شدن ديگران به هر قيمتي را مخاطبان سينما و تلويزيون ايران بايد بپردازند، واقعا فيلمي مثل «قصه داوود و قمري» تحت چه تدابير سينماورزانه و هدفمندي هاي هنرشناسانه اي و با كدام نظارت كيفي ساخته مي شود و به نمايش درميآيد؟
واقعيت اين است كه فيلم خانم آيدا پناهنده بيش از آنچه كه گفتيم، چيز ديگري براي نقد و تحليل ندارد؛ تنها اميد به اينكه كارگردان براي ساخت آثار بعديش سعي در هر چه بهتر و بيشتر شناختن هنر تصوير چه در سينما و چه در تلويزيون از خود نشان دهد و فراموش نكند كه عنصر جذابيت و قصه و نيز عنصر ساختار و روايت و همچنين عناصري مانند شخصيت پردازي و صد البته فيلمنامه و نيز بازيگري نقش مهم و موثري در توليد يك اثر سينمايي خوب و قابل قبول دارند، والا نتيجه كارها آثاري مي شود كه صرفا به درد زجر دادن مخاطب مي خورد و لاغير؛ اميد است كه فيلم بعدي شما از اين دست نباشد.
ضمنا اين نكته را نيز يادآوري كنيم كه فيلم «قصه داوود و قمري» را در جشنواره فجر به عنوان فيلم سينمايي ديديم و جمعه شب از شبكه چهار به عنوان تله فيلم؛ البته در تلويزيون ما بسيار مسبوق به سابقه است كه عناوين و قالب ها و خيلي چيزهاي ديگر فيلم ها به هر دليلي يا بي دليل عوض مي شوند و اين چيز جديدي نيست!/انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰