کد خبر:۱۳۱۴۷۹
مشی سیاسی امام علی (ع)- بخش اول
پذیرش بدعتها بهعنوان فرهنگ، تهدید جدی براي جامعه اسلامی است
بيست و پنج سال از رحلت پيامبر اسلام گذشته بود و سه خليفه به طور متناوب روى كار آمده بودند و بدعتها، تبعيضها و كجروىهاى بسيار در ميان امت اسلامى، بصورت يك فرهنگ پذيرفته شده و پيكر اسلام را زخمدار کرده بود.
گروه اندیشه «خبرگزاری دانشجو»؛ هنگامی که مردم با حضرت علی (ع) بيعت كردند و ایشان را به عنوان رهبر سياسى جامعه برگزيدند، بيست و پنج سال از رحلت پيامبر اسلام گذشته بود و سه خليفه به طور متناوب روى كار آمده بودند و بدعتها و تبعيضها و كج روىهاى بسيارى در ميان امت اسلامى پديد آمده و پيكر اسلام زخم دار شده بود.
انحرافها و تبعيضها در ميان مردم بصورت يك فرهنگ پذيرفته شده بود و مبارزه با آن سخت دشوار بود، ولى امام (ع) وظيفه داشت كه با آن مبارزه كند؛ لذا از همان آغاز، اصلاحات را شروع كرد و به افزون طلبانى كه سال ها به بيت المال دست اندازى كرده بودند، اعلام كرد كه در حكومت علوى جايى براى آنها نيست و حتى بايد درباره گذشته خود نيز حساب پس بدهند.
پیام نخستین خطبه امام (ع): اصلاحات بنیادین و تحول عمیق در حوزه سیاست
امام علی (ع) در نخستين خطبهاى كه پس از بيعت مردم ايراد كردند (خطبه 16 نهج البلاغه)، از اصلاحاتى بنيادين و تحولى عميق در حوزه سیاست خبر دادند و فرمودند: «... ألا و ان بليتكم قد عادت كهيئتها يوم بعث الله نبيه (ص) و الذي بعثه بالحق لتبلبلن بلبله و لتغربلن غربله ولتساطن سوط القدر حتى يعود اسفلكم اعلاكم، و اعلاكم اسفلكم ... يعني آگاه باشيد كه گرفتارى همانند روزى كه پيامبر مبعوث شد، بار ديگر به شما روى آورده است. سوگند به كسى كه او را به حق مبعوث كرده است به سختى مورد آزمايش قرار مىگيريد و غربال مىشويد و مانند ديگ به هنگام جوش آمدن زير و رو خواهيد شد آن چنان كه پايين به بالا و بالا به پايين رود.»
همچنين ايشان در خطبه 15نيز فرمودند: «و الله لو وجدته قد تزوج به النساء و ملك به الاماء لرددته فان فى العدل سعة و من ضاق عليه العدل فالجور عليه اضيق»
به خدا سوگند اگر آن (عطاياى عثمان) را پيدا كنم در حالى كه مهر زنان قرار گرفته و يا كنيزان با آن خريدارى شدهاند، برمىگردانم؛ زيرا كه در عدالت گشايشى است و آن كس كه عدالت بر او گران آيد، تحمل ستم بر او تنگتر است.
اندیشه های براندازاننده حکومت علوی از طرف چه کسانی بود؟
اين اظهارات سبب شد كه افزون خواهان و جاه طلبان، اميد سازش را از دست بدهند و با انديشه براندازى با امام مخالفت كنند و لذا كسانى چون طلحه و زبير كه با امام بيعت كرده بودند، بيعت خود را با امام شكستند و با سوءاستفاده از موقعيت عايشه به تدارك نيرو براى جنگ با امام پرداخته و جنگ جمل را بوجود آوردند، ايشان همان «ناكثين» بودند.
از سوى ديگر معاويه كه از طرف امام از حكومت شام بر كنار شده بود، به بهانه خونخواهى عثمان و با تحريك مردم شام، جنگ صفين را بوجود آورد که آنها نيز همان «قاسطين» بودند.
همچنين در جريان جنگ صفين در خصوص مسئله پذيرش حكميت از سوى امام (ع)، گروهى نادان و مقدس مآب به مخالفت و ستيز با ایشان برخاستند و جنگ نهروان را بوجود آوردند و اينها «مارقين» يا خوارج بودند و بدين گونه سه جنگ داخلى به امام تحميل شد.
جالب اين است كه پيامبر خدا (ص) جنگ امام با سه گروه ناكثين و قاسطين و مارقين را پيش بينى كرده بودند و طبق روايات متعدد و معتبر، اين حوادث را پيشاپيش به على(ع) خبر داده بودند و به حقانيت على(ع) در اين فتنهها تأكيد و مسلمانان را از مخالفت و دشمنى با ايشان بر حذر داشتند.
وقوع فتنه بعد از مرگ رهبر اصلی هر انقلاب
البته وقوع فتنه هايى پس از رحلت پيامبر خدا (ص) به طور كلى قابل پيش بينى بود؛ زيرا از نظر جامعهشناسى، هر انقلابى پس از مرگ رهبر اصلى آن در درون خود دچار تنشهايى مىشود و گروهى با افزونطلبى، خواهان سهم بيشترى مىشوند و گروهى كه از روى اجبار ارزش هاي انقلاب را پذيرفته بودند با بهانه هايى سعى در نابودى آن مىكنند و گروهى در تفسير آن دچار اشتباه مىشوند.
طبيعى بود كه اسلام نيز پس از رحلت پيامبر با چنين گروه هايى روبر شود و على بن ابى طالب (ع) براى حفظ اسلام و زدودن انحرافات از چهره آن مجبور بودند كه با اين گروهها بجنگند؛ زيرا ايشان نماينده اسلام راستين و تالى تلو پيامبر (ص) بود.
ادامه دارد...
/انتهای پیام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰