شريعتي متجدد غرب‌گرا يا مسلمان سنت‌گرا؟
کد خبر:۱۳۱۵۰۶
بررسي شخصيت دكتر علي شريعتي

شريعتي متجدد غرب‌گرا يا مسلمان سنت‌گرا؟

گفتار و اعمال شريعتي مجموعه‌اي از اضداد بود كه اگر با دقت بررسي نشود، هم مي‌توان وي را متجدد غرب‌گرا ناميد و هم مسلمان سنت‌گرا، هم مي‌توان در اثبات سني بودنش دليل آورد و هم در تعصب شيعي‌اش استدلال كرد.
گروه انديشه «خبرگزاري دانشجو»؛ گفتار و اعمال شريعتي مجموعه‌اي از اضداد بود كه اگر به دقت بررسي نشود، هم مي‌توان وي را متجدد غرب‌گرا ناميد و هم مسلمان سنت‌گرا، هم مي‌توان در اثبات سني بودنش دليل آورد و هم در تعصب شيعي‌اش استدلال كرد؛ لذا شريعتي از پيچيده‌ترين موضوعات تاريخ انقلاب اسلامي است.
 
حركت شريعتي از انديشه‌هاي غربي به سوي اسلامِ سازنده خالص

آيت‌الله بهشتي در مورد شريعتي مي‌گويد: «دكتر از ديد من، از انديشه‌هاي آميخته به مكتب‌هاي اروپايي و نو يا عرفان ايران زمين و هند و يا آميزه‌هاي ديگر، همواره به سوي شناخت اسلام زنده و سازنده خالص‌تر حركت مي‌كرد.»

به منظور شناخت بيشتر شريعتي لازم است برهه‌هاي مختلف زندگي وي بررسي شود.

زندگي شريعتي
 
وي در خانواده روحاني در مشهد متولد شد. پدر وي، محمد تقي شريعتي بود كه دروس حوزه را در مشهد به پايان رساند، ولي در اثر فشارهاي رضا شاه لباس روحانيت را از تن در آورد و به تدريس در مدارس جديد پرداخت.

ازدواج شريعتي
 
شريعتي در 24 تيرماه سال 1337، با يكي از هم كلاسي‌هاي بي‌حجاب خود به نام «پوران شريعت رضوي» ازدواج كرد. شريعت رضوي در مورد خانواده‌اش مي‌گويد: «از جمله بازارياني بودند كه به ناچار سياست‌هاي مدرنيزاسيون رضاشاهي را پذيرفته بودند» كه از نشانه‌هاي تغيير فرهنگ آنها مي‌توان به تغيير نام فرزندشان از «فاطمه» به «پوران» اشاره كرد.

تحصيلات شريعتي
 
علي شريعتي اواخر سال 1338 با بورس دولتي براي ادامه تحصيلات به فرانسه رفت و توانست دكتراي تاريخ خود را از دانشگاه «سوربن» اخذ كند.
 
وي در فرانسه به شدت تحت تاثير انديشه‌هاي افرادي چون «فرانستن فانون»، «بركسون»، «ژان پل سارتر» و بيش از همه تحت تاثير «گورويچ، استاد جامعه شناسي و برك و لويي ماسينيون، استاد اسلام شناس دانشگاه سوربن» قرار گرفت.

وي مي‌گويد: «گوريچ نگاهي جامعه‌شناسانه به چشمان من بخشيد و جهتي تازه و افقي وسيع در برابرم گشود و پروفسور برك مذهب را نشانم داد.»
 
ايمان شريعتي
 
شريعتي خداباور و يك عرفان‌گرا بود و در خاطرات دوران زندانش مي‌نويسد: «در آن بي‌كسي محض، احساس مي‌كردم كه چشمي مرا مي‌نگرد، مي‌پايد، ديده مي‌شوم، حس مي‌شوم، يعني كسي در خلوت من حضور داشت و مواظب اعمال و رفتار و افكار و حركات خود بودم و از اينكه مي‌بينم از من راضي است، از كارم خوشش مي‌آيد، به خودم مي‌بالم.»

مبارزات شريعتي
 
سال هاي 1331 و 1332 كه فعاليت ماركسيست‌ها زير سايه حزب توده به اوج فعاليت خود رسيده بود، وي با برقراري جلساتي در كانون نشر حقايق اسلامي به رد نظريات ماركسيست پرداخت كه حاصل اين جلسات با نام «اسلام مكتب واسطه» منتشر شد. انتشار اين مطلب در سن 20 سالگي نشان از مطالعات گسترده و نبوغ فكري وي بود.

در اواخر دهه 20 به جمعیت خداپرستان سوسیالیست پیوست و پس از کودتای 28 مرداد 32 با نهضت مقاومت ملی همکاری كرد.

وي پس از رفتن به پاریس به جبهه ملی پیوست و با نشريات آنها در خارج از قبيل «ايران آزاد، انديشه جبهه در آمريكا» همكاري صميمانه داشت، ولي بعد از اتخاذ سياست صبر و انتظار از سوي رهبران جبهه، از آن جدا شده و در سال 40 به عضویت نهضت آزادی درآمد.

شريعتي هنگام بازگشت به ايران در مرز بازرگان دستگير شد و به تهران و زندان قزل‌قلعه منتقل شد و توانست با تعريف و تمجيد از اصول «انقلاب سفيد»، پس از 45 روز بازداشت آزاد شود.

منبع: كتاب 14 سال رقابت ايدئولوژيك شيعه در ايران
 
/انتهاي پيام/
 
پربازدیدترین آخرین اخبار