کد خبر:۱۳۱۵۷۱
استراتژيهاي مبارزاتي حضرت زینب (س) - بخش سوم و پاياني
ترسیم خط حزب الله در مقابل حزب الشیطان
حضرت زینب(س) از اینکه یزید و عمالش را حزب الشیطان مى خوانند، در صددند او را خلع سلاح كرده و با ترسیم خط حزب الله در مقابل حزب الشیطان، یزید را دشمن قرآن و خط راستین پیامبر(ص) معرفى کنند.
گروه معارف «خبرگزاري دانشجو»؛ حضرت زينب كبري (س) در فرازي از خطبه خود مي فرمايد: «اى زاده معاویه! اگر چه حوادث روزگار مرا در شرایطى قرار داد که با تو سخن بگویم، اما من، تو را کوچک مى شمارم و بسیار سرزنش مى کنم و توبیخ فراوانت مى کنم. آه چه شگفت انگیز است که مردان خدا به دست گروهى شیطان صفت کشته شوند.»
براساس تعبیر قرآن، کسانى که از راه مستقیم هدایت گریخته و خط باطل را مى روند، قدرتى ناپایدار و دروغین دارند؛ حضرت زینب (س) با وقوف به آیات الهى و اعتقاد عمیق به قرآن و مکتب حیات بخش اسلام، قدرت یزید را کف روى آب مى دانند و به همه نشان مى دهند که یزید آن قدر در چشم دختر علي کوچک است که لیاقت تحقیر و توبیخ زينب (س) را ندارد.
ترس و وحشت از دل ناآرام و پریشان نشأت مى گیرد؛ چرا كه وقتى دل آرام و مطمئن شد از کوه محکم تر و منزل خدا مى شود؛ حضرت على(ع) در این رابطه مى فرمایند: «به خدا سوگند اگر من تنها با دشمنان روبرو شوم و آنها همه روى زمین را پر کرده باشند، باکى به خود راه نمى دهم و از آنها نمى هراسم ...» و زینب(س) در مکتب پدر، چنین آزادگى را یاد گرفته است.
زینب کبري (س) یزید را از گروه شیطان و بانى این فاجعه را مردان شیطان صفت مى دانند؛ حضرت زینب(س) از اینکه یزید و عمالش را حزب الشیطان مى خوانند، در صددند او را خلع سلاح کرده و با ترسیم خط حزب الله در مقابل حزب الشیطان، یزید را دشمن قرآن و خط راستین پیامبر(ص) معرفى کنند.
كنار زدن نقاب حق از چهره باطل
عقيله بني هاشم در ادامه مي فرمايد: «این دست هاى شما به خون هاى ما آغشته است و دهان هاى شما از خوردن گوشت خاندان پیامبر(ص) باز است ...»
در این بخش، اشاره ظریف حضرت به تمام ظلم ها و حق کشى هاى بنى امیه و ابوسفیان تا زمان شهادت امام حسین(ع) است.
حضرت زینب(س) در صدد اثبات اين امر است که اگر باطل به ظاهر قدرتى دارد، بدان جهت است که نقاب حق را به چهره گرفته و به ظاهر خود را حامى قرآن و جانشین پیامبر(ص) مى داند.
اطمينان به جاودانگي قيام امام حسين (ع)
حضرت زینب کبري(س) با اطمینان کامل به آینده درخشان قیام برادرش حسین(ع) و وقوف به آثار جاویدان آن در تاریخ بشر، خطاب به یزید مى فرمایند: «اى یزید! هر چه مى توانى در راه دشمنى ما مکر و حیله و نقشه طرح کن و کوشش به خرج بده، به خدا نمى توانى نام ما را از خاطره ها و صفحه تاریخ محو نمایى و فروغ وحى ما را خاموش سازى و از این راه به آرزوى نهایى خود برسى و این ننگ و عار همیشگى را از دامن خود پاک نمایى...»
حضرت زینب کبري(س) بر این مطلب تأکید دارند که کسانى که در راه خدا مبارزه مى کنند و منافع شخصى خود را فداى آرمان هاى مقدس الهى مى کنند، آثار جاویدان حرکتشان به نحو گسترده اى در تاریخ مى درخشد و هیچ گاه اثر عمل ایثارگرانه آنها محو نمى شود؛ خداى متعال نیز در قرآن مى فرماید: کسانى که در راه خدا مجاهده مى کنند هرگز اعمالشان گم نمى شود.
در خاتمه خطبه، فرزند زهراي اطهر فرموند: «حمد مى کنم خداى را که آغاز کار ما را سعادت و مغفرت قرار داد و پایان آن را شهادت و رحمت ...»
تفسیر این کلام گهربار این است که هدف از خلقت بشر به معرفت حق رسیدن و در جوار رحمت او آرامیدن است، وقتى بنده اى به خدا پیوست و در هیچ شرایطى خود را از او جدا ندید، آنگاه تلخى و شیرینى و مرگ و حیات و بلا و رنج در نظرش یکسان است.
مولاى متقیان على(ع) در صفات متقین فرمودند: متقين در بلا و سختى همان اند که در آسایش و خوشى هستند. شهادت نزد مردان خدا با رستگارى و پیروزى برابر است و آن را رحمت و نعمتى از جانب پروردگارشان مى دانند.
رسالت حضرت زینب(س) ، گفت و گوى امام حسین(ع) با نسل آینده
«شیخ مفید جعفرى نقدى» در کتاب حضرت زینب کبري(س) مى گوید: «شجاعت ادبى زینب(س) و فصاحت و بلاغت او در میان هزاران، نفوس همه را به حیرت انداخته است و جسارت او در مجلس بزرگى که یزید تشکیل داده بود، نسبت به یزید و بیان حقایق ماجرا امرى مهم و قابل توجه بود؛ چون یزید خود را خلیفه مسلمین جهان مى دانست.»
رسالت حضرت زینب(س) در واقع گفت و گوى امام حسین(ع) با نسل ها و تاریخ آینده است؛ زیرا حضرت زینب(س) با سیره تبلیغى خود توانستند صداى امام حسین(ع) و فریاد «هل من ناصر ینصرنى» را به مردم دنیا بازگویند.
اگر زینب(س) پیام کربلا را به تاریخ باز نمي گفتند، کربلا در تاریخ مى ماند و کسانى که به این پیام نیازمندند از آن محروم مى مانند؛ این است که زینب(س) تنها پيامبر زن خوانده شده است.
منبع: سايت حوزه
/انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰