کد خبر:۱۳۱۶۰۲
نقد و تحليل سريال جمعه 9 شب شبكه 3؛
«ستايش»؛ تلاشي در خور براي افسردگي مضاعف مردم!
مجموعه «ستايش» چه از جهت فني و چه محتوايي قابليتهاي متنوعي براي نقد و تحليل دارد؛ از بازي اغراق شده و عجيب و غريب داريوش ارجمند با آن گريم تند گرفته تا تكرار كليشههاي رايج در عشقهاي جوانانه در اين سريال، همه جزو نمادها و نمودها و ضعفها و كاستي هاي آنست.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ پيش از اين نيز در نوشتار ديگري در اثناي پخش سريال «ستايش» از چند منظر به نقد و تحليل اين سريال پرداخته بوديم.
اين مجموعه تلويزيوني كه يكي از سريال هاي پر مخاطب حال حاضر تلويزيون است، به نقاط اوج خود رسيده و قسمت اخيرش كه اين هفته روي آنتن رفت، شايد يكي از غمبارترين و مصيبت بارترين قسمت هاي اين سريال بود.
مجموعه «ستايش» چه از جهت فني و چه از جهت محتوايي قابليت هاي متنوعي براي نقد و تحليل دارد، از بازي اغراق شده و عجيب و غريب داريوش ارجمند با آن گريم تند گرفته تا تكرار كليشه هاي رايج در عشق هاي جوانانه و باسمه در اين سريال، همگي جزو نمادها و نمودها، كاستي ها و ضعف هاي اين سريال است.
البته بازي بد و غيرحرفه اي و به عبارت بهتر ابتدايي و نابازيگرانه بازيگر نقش ستايش هم از جمله اين موارد است، اما آنچه در اين مجال و در ارتباط با سريال تلويزيوني «ستايش» مد نظر و مورد اشاره ماست، حجم انبوه، عظيم و متراكم مصائب، تلخي ها و غم هاي منتشر در فضاي اين سريال است؛ مسئله اي كه مي تواند منجر به افسردگي مخاطبان بدون كمترين دستاورد معرفتي و محتواي مفيد براي آنان شود.
به راستي اين حجم انبوه از تلخي و مصيبت و غم و درد و بدبختي و اتفاق هاي ناگوار و تاريكي و التهاب چه معنايي دارد و چه دردي از مخاطبان رسانه ملي را كه عموما خانواده ها و جوانان هستند، دوا مي كند.
چرا بايد با داستان و فضايي كه كمترين بهره را از مباحث اعتقادي فكري و آموزه هاي معرفتي ندارد، اين چنين به جنگ و تخريب روحيات مخاطبان ميليوني سريال ها تلوزيوني بروند، آيا به راستي جلب نظر مخاطبان و افزودن به شمار بينندگان تلوزيوني به هر دليل و با هر وسيله ممكن توجيه پذير است.
سريال «ستايش» چه كمكي به ايجاد روحيه اميد و آگاهي در بين مردم مي كند؟
اين مجموعه تلويزيوني چه تلاش مفيدي براي ارتقاي سطح بصري مخاطب و افزايش دانش هنري و رسانه اي آنان كرده است.
آيا پر كردن آنتن با سريال هاي كه صرفا به تخريب روحيه مخاطب، آنهم به سطحي ترين شكل ممكن و نازلترين صورت مقدور مي پردازند، كار قابل قبولي است. چرا مديران رسانه ملي و برنامه سازان، بويژه نويسندگان، تهيه كنندگان و كارگردان هاي سريال تلويزيوني عادت كردن به كليشه ها و قلقلك دادن سطحي ترين و ابتدايي ترين غرايز مخاطب آنهم با تزريق حجم انبوه و خيره كننده اي از ياس و فلاكت و بيچارگي ناگواريست.
نگارنده اين مطلب بخش هاي مختلفي از سريال «ستايش» را به همراه مخاطبان عادي و معمولي تلويزيون بويژه خانواده ها به تماشا نشسته است و شاهد عكس العمل ها و واكنش ها و ريكشن هاي ناشي از تاثيرات مخرب سريال بويژه افسردگي در آنها بوده است.
آيا به راستي دستاورد يك سريال تلويزيوني در پر مخاطب ترين ساعت پخش در روز تعطيل براي مخاطبان فراگيرش بايد چنين چيزهاي باشد؟!/انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰