مصلحت‌انديشان عزل معاويه را بي‌سياستي امام (ع) مي‌دانستند
کد خبر:۱۳۱۶۳۲
مشی سیاسی امام علی (ع)- بخش دوم

مصلحت‌انديشان عزل معاويه را بي‌سياستي امام (ع) مي‌دانستند

مصلحت‌انديشان در قضيه عزل معاويه معتقد بودند كه حضرت على (ع) در فن سياست وارد نبود و حتى شخصى چون ابن سينا حضرت را دانشمندتر از عمر ولى عمر را سياست‏مدارتر از على مى‏داند.
گروه انديشه «خبرگزاري دانشجو»؛ قاسطين از ماده «قسط» مشتق شده كه در زبان عربى از واژه هايى است كه دو مفهوم ضد هم دارد در اين گونه موارد از ريشه يك لغت ضد آن را در نظر مى‏گيرند مانند واژه «نفق» كه به معناى شكاف است ولى «انفاق» به معناى پر كردن شكاف است. در اينجا نيز «قسط» به معناى عدل است ولى «قاسط» كسى است كه مخالف عدل است و ستمگرى مى‏كند.

در آیه 15 سوره جن از ستمگرانى كه مخالف قسط و عدل هستند به عنوان «قاسطون» ياد كرده و آنان را وعده جهنم داده است:
«و اما القاسطون فكانوا لجهنم حطبا»  و قاسطان هيزم جهنم هستند.

با توجه به مفهوم لغوى «قاسطين»، منظور گروهی از دشمنان و مخالفان حكومت اميرالمؤمنين (ع) بودند كه با ستمگرى و زورگويى در برابر حكومت عادلانه ایشان ايستادند و به قصد دست اندازى به حكومت، از سر جنگ در آمدند.

توطئه معاويه؛ طلحه و زبير را تشويق به نقض بيعت و جنگ با امام كرد

به هر حال منظور از قاسطين همان معاويه و ياران او هستند كه سرسخت‏ترين دشمنان حكومت علوى بودند و براى براندازى آن توطئه‏هاى بسيارى كردند از جمله اینکه طلحه و زبير را تشويق به نقض بيعت و جنگ با امام كرد.

از همه اقدامات مهم‏تر جريان جنگ صفين بود كه به امام تحميل كردند که باعث كشته شدن حدود هفتاد هزار نفر از سپاه اميرالمؤمنين(ع) شد. جنگ صفين زخمى عميق بر پيكر اسلام بود و پى آمدهاى ناگوارى براى جهان اسلام داشت كه از جمله آنها پيدايش گروه خوارج و شهادت اميرالمؤمنين و به حكومت رسيدن معاويه را مى‏توان نام برد.
 
از فورى‏ترين كارها كوتاه كردن دست نااهلان و افراد بى تقوا از سرنوشت مسلمانان بود

هنگامى‏كه انقلابيون و شورش‌كنندگان بر عثمان او را كشتند و با على‏بن‏ابى طالب(ع) بيعت كردند مسئوليت سنگينى بر عهده امام قرار گرفت و امام بايد اصلاحات را شروع مى‏كردند و تحولى عميق در جامعه به وجود مى‏آوردند. يكى از فورى‏ترين كارها كوتاه كردن دست نااهلان و افراد بى تقوا كه از سوى عثمان به ولايت شهرها منصوب شده بودند، از سرنوشت مسلمانان بود.

در رأس اين افراد معاويه قرار داشت كه يك حكومت اشرافى در شام تشكيل داده بود و ارزش هاى اسلامى را زير پا گذاشته بود، امام لحظه‏اى درنگ نكرد و او را از كار بركنار نمود. امام به خوبى از پى آمدهاى اين اقدام سريع آگاه بود ولى از نظر دينى و سياسى چاره‏اى جز آن نداشت.

انتقادهاي مصلحت‌انديشان از عزل معاويه

 
 
اقدام به عزل معاويه مورد انتقاد برخى از مصلحت‌انديشان قرار گرفت، آنها معتقد بودند كه اين كار باعث مخالفت و سركشى معاويه می‌شود و اين براى حكومت نوپاى امام خطرناك است و بايد امام صبر مى‏كرد تا معاويه و مردم شام با او بيعت كنند و حكومت تثبیت شود سپس معاويه را عزل مى‏كرد.

از جمله كسانى كه چنين عقيده‏اى داشتند، مغيرة بن شعبه و عبدالله بن عباس بودند.

ابن عباس به امام (ع) گفت: «تو مى‏دانى كه معاويه و ياران او اهل دنيا هستند، هرگاه آنان را تثبيت كنى براى آنان مهم نيست كه چه كسى خلافت را در دست دارد و هر گاه آنان را عزل كنى، خواهند گفت: خلافت را بدون مشورت گرفته و عثمان را كشته است.»

مغيره نیز به امام (ع) اظهار می کند كه فعلا او را بر كنار نكن؛ وقتى كارها محكم شد اگر خواستى عزل كن و اميرالمؤمنين (ع) در پاسخ او فرمود: اى مغيره آيا در فاصله تثبيت و بر كنارى او، زنده بودن مرا تضمين مى‏كنى؟ مغيره گفت: نه.

امام در ادامه فرمودند: هرگز چنين نخواهد بود كه خداوند از من راجع به توليت معاويه بر دو نفر از مسلمانان در يك شب سياه پرسش كند آنگاه امام آيه 51 سوره کهف را خواند: «و ما كنت متخذ المضلين عضدا»  و من هرگز گمراهان را ياور نخواهم گرفت.
 
بقاي معاويه باعث تثبيت حكومت مى‏شد و اين همه گرفتارى‏ و جنگ‏ پيش نمى آمد!!!
 
 
كسانى كه به عمق مسائل توجه ندارند، ظاهر بينانه از امام انتقاد كرده‏اند كه چرا او سخن نصيحت گران را نپذيرفت و بلافاصله معاويه را عزل كرد؟
 
اگر او معاويه را هر چند به طور موقت در حكومت تثبيت مى‏كرد اين همه گرفتارى‏ها و جنگ‏ها پيش نمى آمد و اين تعداد از بزرگان اصحاب و از جمله خود او به شهادت نمى‏رسيدند و مسلمانان دچار اين مصيبت هاى هولناك نمى شدند!

انتقادكنندگان معتقدند كه حضرت على (ع) در فن سياست وارد نبود و حتى شخصى چون ابن سينا على را دانشمندتر از عمر ولى عمر را سياست‏مدارتر از على مى‏داند  و يا حتى در زمان خود اميرالمؤمنين، كسانى معاويه را زرنگ‏تر از على مى‏دانستند و امام در پاسخ آنها در خطبه 200 فرمودند:
«و الله ما معاوية بادهى منى و لكنه يغدر و يفجر»

به خدا سوگند كه معاويه زيرك‏تر از من نيست بلكه او حيله مى‏كند و از راه گناه وارد مى‏شود.

ادامه دارد...
 
/انتهای پیام/ 
پربازدیدترین آخرین اخبار