تا قبل از افشاي اسناد، دولت بازرگان با تسخير لانه مخالفتي نداشت
در آستانه سالگرد 13 آبان با يكي از اساتيد دانشگاه پيرامون اين مسئله به گفت وگو پرداختيم تا از زاويه نگاه يكي از تاريخ دان هاي معاصر اين موضوع را واكاوي كرده باشيم.
متن زير مشروح اين گفت وگو مي باشد:
آقاي سليمي نمين، در صورت عدم حركت دانشجويان و عدم خلق 13 آبان چه اتفاقي مي افتاد؟
به طور قطع اگر 13 آبان توسط دانشجويان آفريده نمي شد امكان يك كودتا از جانب آمريكاييها وجود داشت. امكان اينكه مجدداً کشور از استقلال براي سالها محروم شود، زياد بود. تمام قرائن و شواهد هم به لحاظ تاريخي و هم به لحاظ زماني اين امكان بود. همان طور كه ما امروز جريانات سياسي را كه مثلا چرا اجازه دادند انگليسيها و عوامل آن قبل از كودتاي 28 مرداد فعاليت كنند را نقد می کنیم و به نوعي عدم هوشياري يا آگاهي سياستمداران وقت را مورد نقد قرار مي دهيم. اگر حركت دانشجويان در 13 آبان صورت نمي گرفت نسلهاي بعدي نقد مي كردند كه چرا اين تحركات را ديديد ولي اقدام بازدارنده انجام نداديد. وقتي كودتاي 28 مرداد رخ مي دهد نزديك به 25 سال كشور مجدداً زير سلطه بيگانه مي رود و حاكميت ملي نقض مي شود ما اين تجربه را داشتيم. ما هم اكنون با بررسي تاريخ مي بينيم كه خيلي سخت نبوده است براي سياستمداران وقت تحركات كودتا را رديابي كنند و به اين برسند كه دشمنان خارجي فعاليت مي كنند تا حاكميت ملي را نقض كنند. درست است دكتر مصدق كارهايي را انجام داد مانند اخراج تمدن از عوامل انگليسيها كه خطرناك بود اما اين هوشياري کافي نبود لذا اين لطمه را ما خورديم.
چه اتفاقاتي در حال رخ دادن بودند؟
در آستانه تصميم دانشجويان براي تسخير لانه، آمريكاييها دست به تحركات بسيار گسترده زده بودند، تمام عوامل وابسته به خودشان را فعال كرده و همه مسائلي كه مي توانست به اقتدار ملي ايران لطمه بزند را به كار گرفتند. از مسئله بلوچها و خوزستان، كردستان و آذربايجان و گنبد، در داخل ایران همه تحرکات با محوريت آمريكاييها صورت گرفت، در خارج از مرزها هم همين طور بود در تركيه يكي از امراي ارتش كه يك عنصر وابسته بود چند هزار نيرو را جمع كرده بود، در عراق كردستان پاليزيان از نيروهاي نزديك به اسرائيل و آمريكا را فعال كرده بودند... به همين صورت در تمام مرزهاي كشور ما شاهد تجمع افسران آموزش ديده آمريكايي بوديم. همچنین تحرکاتی در میان عناصر شبكه اي داخلي كه در واقع به دنبال آمريكا و غرب گرا بودند، صورت گرفت. مجموعه اين مسائل دانشجويان را به اين جمع بندي رساند كه قرار است تاريخ تكرار شود تا نقض حاكميت ملي شود.
به نظر شما اين جمع بندي درست بود؟
بسيار جمع بندي دقيق و هوشمندانه اي بود دانشجويان خوب كانون تمام تحركات يعني سفارت آمريكا را تشخيص داده بودند. بايد به هوشمندي اين نسل مباهات كرد اين نشان از رشد و آگاهي آنها داشت که بسيار بسيار ارزش مند است و متاسفانه تدبير لازم صورت نگرفته است آنها خوب توانستند ريشه مشكلات را پيدا كنند. حتي گروههاي به ظاهر چب گرا كه در ماهيت آمريكايي بودند را خوب تشخيص مي دادند. آمريكاييها اين گروهها را تشكيل داده بودند كه تشخيص آنها براي حتي آدمهاي سياسي راحت نبود.
این گروه ها شعار ضد آمريكايي می دادند ولي ماهيت آمريكايي داشتند براي ايجاد فتنه سعي مي كردند كارخانهها را دچار مشكل كنند همان بازيهايي كه آمريكاييها در شيلي انجام داده بودند، حركتهاي كارگري را دنبال مي كردند آنها با حاكميت طولاني انگليسي ها و آمريكايي ها شبكه داخلي داشتند و بعد از انقلاب اين شبكه لطمه سنگين خورد. اما بقاياي آن هنوز وجود داشت آنها قصد داشتند آنها را باز سازماندهي كنند تا حاكميت ملي را نقض كنند.
براي اثبات درستي اين نظر چه پيشامدي رخ داد؟
بعدها ورود دانشجويان به سفارت آمريكا بهترين سند و گواه را در مقابل افكار عمومي قرار داد كه درست تشخيص داده بودند و مدارك به دست آمده از سفارت امريكا نشان داد آنها در تمام مسائل دخيل بودند. متاسفانه برخي تحليل گران غرب گرا مي گويند آمريكايي ها بعد از انقلاب، آغوش خودشان را براي انقلاب باز كرده بودند و اصلاً خودشان به نوعي تداوم حاكمیتشان را پايان مي دادند. اين تحليل بي اساس و بي مبنا است و اين با واقعيت يكي نيست.
و اين روند چگونه بود؟
تحركات آمريكايي ها تا آخرين لحظه براي كودتا ادامه داشت در تاريخ آمده است: برژينسكي صبح روز 22 بهمن در تماس با سفير آمريكا امكان كودتا را بررسي مي كرد.
در خاطرات رئيس موساد در ايران آمده كه تا آخرين لحظه دنبال كودتا بودند. آنها ابتدا فكر مي كردند با بختيار و بدون كودتا مسائل را حل كنند ولي بعدها ديدند بايد دنبال كودتا باشند، بعد از پيروزي انقلاب آمريكايي ها يك لحظه را براي صدمه زدن به انقلاب از دست ندادند و تمام نيروهايشان را متمركز اين كار كردند. كودتاهايي كه درون ارتش صورت مي گرفت نشان مي دهد آمريكاييها دنبال تحركاتي بودند.
هدف از ارائه اين تحليل چيست؟
اين تحليل به صورت بسيار حسابگرانه مطرح مي شود تا بگويد دانشجويان برای ماجراجويي به سفارت آمريكا حمله كردند. آمريكاييها با تمام توان و با استناد به عناصر داخلي و خارجي تحركاتي را انجام مي دادند. در خاطرات سفير آمريكا، شعبان جعفري و امثالهم به روشني معلوم است. ناديده گرفتن اين واقعيات تاريخي در واقع جعل تاريخ ملت ايران است اما عده اي براي تطهير آمريكا اين كار را مي كنند.
اگر كسي حاكميت ملي شما را نقض كرد آن قوانين نبايد جلوي شما را بگيرد تا حق خود را بگيريد. حاكميت ملي بالاترين ارزش ملتها است مثلاً اگر يك بيمار دارد از دست مي رود و شما پشت چراغ قرمز ایستاده اید، قوانين به شما اجازه داده تا با آژير از آنجا رد شويد. قوانين براي ما بسيار عزيز است ولي تا زماني كه ارزشها مورد تهديد قرار نگيرند. جالب است بدانيد بني صدر در نامه اي به دبيركل سازمان ملل مي گويد اگر در هر كشوري تحركاتي در سفارتي جهت نقض حاكميت ملي انجام مي شد شما به آنها اجازه مي داديد كه جلوي آن كار را بگيرند و آنها را تا حد يك قهرمان ملي بالا مي برديد.
به نظر شما هم اكنون وظيفه قشر دانشگاهي در قبال اين مسئله چيست؟
ما نياز به مطالعات جدي در مورد تحركات آمريكا بعد از پيروزي انقلاب داريم من به عنوان كسي كه در تاريخ مطالعه مي كنم مي گويم با كمال تاسف در اين زمينه كم كاري كرده ايم نسل جوان را در جريان تحركات آمريكا قرار نداديم و آثار آگاهي بخشي توليد نكرديم. ولي برعكس امروز حسابگران محافل وابسته به آمريكا بحث شكل گيري نگاه ملت ها نسبت به آمريكا و انگليس را پيگریي مي كنند.
آقاي سليمي نمين، چه گروه هايي از 13 آبان حمايت كردند؟
بازرگان به طور صريح مخالفت نكرد. مقابله آنها زماني شروع شد كه اسناد داخل سفارت شروع به انتشار كرد. در ابتداي امر به صورت اعلام نشده استعفايش به نوعي با اين حركت دانشجويان ارتباط داشت اساساً تيپ فكري مانند بازرگان تحمل حركت مردمي را ندارند و نگاهشان نسبت به اداره جامعه نخبه گرايي است و هيچ شاني براي ملت ها قائل نبودند.
همه جريانات سياسي به اتفاق از حركت دانشجويان حمايت كردند و حتي خود را با اين حركت متصل نشان مي دادند. مطالعه تاريخ كاملاً روشن است اعلام همبستگي جريانات به تدريج با شروع افشاگريهاي اسناد موجب آغاز بحثها مي شود.
اگر اين امر اتفاق نمي افتاد آيا خطري انقلاب را تهديد مي كرد؟ و اگر به اين امر بپردازيم قدردان دانشجويان خواهيم بود؟
نقطه اوج حركت دانشجويان اجازه ورود شاه به آمريكا بود. پهلويها اين انتظار را از آمريكاييها داشتند كه با قلع و قمع كردن دانشجویان آنها را به حکومت برگردانند، چون يك بار اين حركت صورت گرفته بود. در جريان انقلاب گسترده ملت، آمريكاييها خيزش مردم را قابل مقايسه با نهضت ملي نديدند آنها مي توانستند با يك كشتار حركت را متوقف كنند اما مي دانستند در انقلاب اگر يك ميليون نفر كشته شود، مسئله حل نمي شود حتي عنوان كردند كشتار وسيع در ايران ريسك بالايي دارد تا حدي كه منطقه منفجر شود.
آنها مي دانستند كه خروج از اين ماجرا خطرناك است. برخلاف گفته عناصر غرب گرا بعد از كشتار 17 شهريور كارتر به شاه تبريك گفت تا هر كاري که مي تواند انجام دهد. شاه مي ديد با قتل و عام امكان ادامه حكومت ندارد اين را در خاطرات خود آورده است. شاه مي دانست قتل و عام منجر مي شود دودمانش كاملاً به باد مي رود. شاه زير بار كشتار نمي رفت چون مي ترسيد امكان ادامه حكومت را از دست بدهد ولي مايل بود آمريكاييها اين كار را انجام دهند اين موجب اختلاف بين شاه و آمريكا شده بود تا جایی که برخي ها فكر كردند حمايت لازم از شاه صورت نمي گيرد.
بعد از پيروزي انقلاب يك تشتت بين طيف سنتي مرتبط با امريكا صورت گرفت اين موضوع را چگونه ارزيابي مي كنيد؟
پذيرش شاه به آمريكا مجدداً اعلام حمايت رسمي از محمدرضا پهلوي بود و اين موجب مي شد حريانات وابسته به غرب اتحاد خود را به دست بگيرند. اين براي دانشجويان معناي مشخصي داشت و آن اينكه آمريكايي ها دارند جبهه خود را سامان مي دهند لذا اجازه ورود شاه به آمريكا نقطه اوج بود. حركت دانشجويان يك حركت اعتراض آميز و منعكس كننده اعتراض ملت ايران به جهان بود اين مرام دانشجويي كشورهاي ديگر نیز است، يعني دانشجويان مي توانند جايي را اشغال كنند تا به يك تصميم اعتراض كنند.
اين در نامه بني صدر هم تاكيد شده است: قوانين بين المللي براي آرامش ملت هاست كه در پوشش آنها حاكميت ملي را نقض كنند. به هر حال دانشجويان براي اينكه بتوانند صداي اعتراض خود را به جهان برسانند دست به اين حركت زدند. چند عامل موجب شد حركت اعتراضی كوتاه مدت، بلندمدت بشود در يك حرکت دانشجويان به اسنادي دست يافتند، برخي از آنها را با روزها تلاش به دست آوردند مثلاً برخي اسناد در گاوصندوق بودند يا خرد شده بودند. اين اسناد يك سرمايه بود كه دانشجويان نمي توانستند آنها را رها كنند.
و دومين مسئله كدام است؟
دومين مسئله مقاومت جريان غرب گرا بود. به تدريج متوجه شدند جرياني كه در حاكميت نیز راه يافته سعي دارد حركت استقلال طلبانه ملت را منحرف كند. اين ها به يك چالش تبديل شد مخصوصاً با به دست آوردن اسنادي خاص، دانشجويان به اسنادي دست يافتند كه برخي درون حكومت آروزي پيروزي آمريكا را دارند. مذاكراتي را انجام داده بودند كه بحران اطلاعاتي به نفع آمريكا رد و بدل شده بود.
جالب است بدانيد دانشجويان در ابتدا گرايش شديدي به بني صدر داشتند و درست متقابل حزب جمهوري اسلامي بودند و اساساً دانشجويان در ابتدا رابطه خوبی با روحانيوني مثل شهيد بهشتي و باهنر نداشتند كما اينكه وقتي شهيد باهنر به عنوان نماينده شوراي انقلاب معرفي شد ايشان را به سفارت راه ندادند.
در حالي كه بني صدر بين دانشجويان نماينده داشت. جعفري، سردبير وقت روزنامه جمهوري اسلامي نماینده وی بود و دانشجويان به وي جا و مكان داده بودند در حالي كه شهيد باهنر را به جرم حضور در حزب جمهوري اسلامي راه ندادند.
اما به تدريج وقتي عملكرد جريان بني صدر را در مقابل آمريكا ديدند موضع دانشجويان عوض شد. به عنوان مثال بني صدر هيئتي را درست كرد به عنوان «بررسي جنايات شاه» دانشجويان گفتند اگر واقعاً براي بررسي جنايات شاه آمدند بيايند و اعلام كنند ولي آنها قبول نكردند اين موضوع آن هيئت را زير سئوال برد.
مجموعه اين مسائل موجب شد كه دانشجويان متوجه شوند، جريانات سياسي در كشور وجود دارد كه نبايد به ظاهرشان اعتماد كرد در واقع ژست بني صدر براي دانشجويان صداقت لازم را از دست داد نه تنها براي بني صدر اين اتفاق افتاد براي برخي ديگر سياسيون نيز اين اتفاق افتاد. اکنون بعضي ها تحليل مي كنند انقلاب با همكاري همه ايجاد شد بعد از انقلاب روحانيون دانشجويان را اجير كردند تا به بهانه تسخير سفارت جريان روشنفكر را از انقلاب بيرون كنند كه اين اساساً غيرواقع است.
استناد بر كتابي كه جعفري، نماينده بني صدر نوشته است: حتي دانشجويان قبل از تسخير لانه با بني صدر مشورت كردند اين در حالي است كه با امام مشورت نكرده بودند.
دانشجويان وارد حركتي شدند كه موجب رشد ملت ايران شد اين مسئله نشانه درستي حركت آنها است مثلاً اگر سفارت شوروي را تسخير مي كردند اين رشد اتفاق نمي افتد اين در حالي است كه حتي برخي دانشجويان جرياناتي مانند نهضت آزادي و انجمن حجتيه را اشتباه معرفي مي كردند.اما تسخیر كانون فتنه را اشتباه تشخيص ندادند.
چون حركت آنها درست بود هم خودشان رشد كردند يعني نگاهشان به امثال بني صدر درست شد و هم باعث رشد ملت شد.
انجمن حجتيه بعد از انقلاب قصد داشت دشمن اصلي را عوض كند در خاطرات عباس ايرانظام هم تلاش مي كرد كه بگويد بايد ارتباطتمان با غرب باشد. البته دانشجويان هم به درستي خط را از امام گرفتند و دانشجويان در تشخيص مصداق درست تشخيص دادند.
به نظر شما چرا برخي ها مي خواهند خط امام را كمرنگ نشان دهند؟
دانشجويان داراي عمق بودند و رهنمود امام را خوب تشخيص دادند در آن زمان روس ها هم تهديد برای کشور بودند ولي اولويت را تشخيص دادن مهم است اگر به جبهه دشمن اصلي كار درستي انجام داديد.
رهبري در آن جا اعلام موضع كردند مي دهد ولي دانشجويان خوب مصداق را تشخيص دادند نه اينكه آنهايي كه حرف از مبارزه با چپ مي زدند اينكه آمريكاييها گروه هايي به ظاهر چپ را درست كرده بودند كه در باطن آمريكايي بودند اين را امام با چپ آمريكايي اطلاق مي كردند.
امروز هم البته همين طور است رهنمود رهبري را درست تشخيص نمي دهند. ادامه ي حركت سفارت، به مسائلي بستگي پيدا كرد كه به تدريج ايجاد شد و طولاني شدن خاطرات بود و مسير تحولات موجب طولاني شدن ماجرا شد.
به عنوان سئوال پاياني، چرا مواضع برخي افراد تغيير كرده است؟
اينكه برخي از آن دانشجويان امروز در عملكرد خودشان ترديد مي كنند - البته اين مسئله محدود به دانشجويان نيست - هويت شما بستگي به شرايط شما دارد، يعني در آن مقطع يك شرايطي درست داشتند اما الان اين شرايط را ندارند.
آن زمان با آغوش باز به دل خطري رويد اما امروز باز هم همان موضع را دارند؟ انسان ها با تغيير شرايط يكسان نخواهند بود درصدر اسلام هم همان طور بوده است طلحه و زبير با تغيير شرايط زندگي مادي خود تغيير مي كند.
آن روز اصلاً برايش مهم نبود كه فردا چه اتفاقي مي افتد ولي امروز با تغيير شرايط وقتي براي تجارت نياز دارد كه ويزا بگيرد ابراز پشيماني هم مي كند!
چون به هر حال امروز اگر بخواهند سفير فلان كشور دورافتاده شوند با فشارهاي آمريكاييها مي گويند اشتباه كردم!/انتهاي پيام/