روحانیت و بیداری اسلامی؛ فرصت‌ها و تهدیدها
کد خبر:۱۳۱۹۲۱

روحانیت و بیداری اسلامی؛ فرصت‌ها و تهدیدها

حرکت «بیداری اسلامی» پدیده‌ فراگیری است که حدود دو قرن از پیدایش آن می‌گذرد و در این مدت فراز و نشیب‌های فراوانی فرا روی این حرکت بوده است؛ این حرکت در ابتدا در مناطق جغرافیایی خاص و محدودی ظهور یافت، سپس در طول دهه‌های گذشته دامنه آن گسترده شد و بتدریج به سراسر دنیای اسلام توسعه پيدا كرد.

گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو»، امیرحسین جعفری؛  تحولات مربوط به بیداری که از اوایل قرن ۱۳ق/۱۹م با کوشش برای سازگار کردن اسلام با تمدن جدید آغاز شد، تا زمان حاضر با طرح آرا و افکار گوناگون درباره حکومت اسلامی و اسلام ـ به عنوان عقیده‌ای جهان‌شمول و راهنمای عمل ـ و نیز با تبیین جایگاه اسلام در دنیای جدید ادامه دارد.

بنا بر این، نظراً و عملاً طیف گسترده‌ای از نظریات، اندیشه‌ها و اقدامات و نیز نهضت‌های متفاوت و گاه متناقض ـ از اصلاح‌طلب تا انقلابی ـ را شامل می‌شود.

 

در این میان بي‌ترديد روحانیت در طول تاریخ اسلام همواره دارای نقشی پررنگ، اثرگذار و مفید بوده است؛ علمای ربانی، انسان هایی بابصیرت، پرتلاش و بانفوذ در ذهن و قلب توده مردم بوده و در راستای اعتلای دین مبین اسلام از هیچ کوششی دریغ نكرده اند.

 

روحانيت راستين اسلام به عنوان وارثان و ادامه ‌دهند‌گان راه و روش و سيره پيامبران الهي و ائمه هدي(ع)، در طول تاريخ وظيفه مهم و بزرگي را به عهده ‌داشته و سعي كرده‌اند تا در هر برهه از تاريخ رسالت خويش را به‌طور شايسته انجام دهند.

 

برای روشن شدن بحث بايد ابتدا روحانیت را به سه طیف تقسیم كرد: 1- روحانیت درباری 2- روحانیت بی تفاوت 3- روحانیت متعهد

 

روحانیت درباری

 

از بین بردن جایگاه روحانیت در بین مردم، بدون در نظر گرفتن اشتباه و خطای آنها در مسائل اجتماعی امری بسیار دشوار و سخت است، لذا دشمنان با نفوذ در این نهاد مذهبی، سعی در تخریب چهره روحانیت و یا حداقل بی خطر كردن آنها برای منافع خویش دارند.

 

نفوذ و حمایت از روحانی نماها و روحانیونی که همچون ابوموسی اشعری بوده و در جامعه نقش داشته باشند، یکی از مهمترین عملکردهای دشمن بوده است.

 

همواره یکی از آسیب های جدی روحانیت، روحانی نماهایی بوده اند که یا از ابتدا با انگیزه های غیر دینی وارد علوم دینی و حوزه های علمیه شده و یا در ادامه راه از مسیر حق منحرف شدند؛ مثال های زیادی هم در صدر اسلام، بعد از اسلام و حتی در سه دهه بعد از انقلاب در مورد این قشر داشته ایم.

 

در این زمینه رهبر معظم انقلاب در دیدار با علما و روحانیوین می فرمایند: «در جوامعى كه نابودى روحانيت ممكن نبود، سعى مى‌كردند اين قشر را به قدرت ها و دربارهاى فاسد و حكومت هاى جاير وابسته كنند. آخوندهاى وابسته‌ دربارى كه اين همه در بيانات امام عزيز از آنها به بدى و نفرت ياد مى‌شد، به اسلام و مسلمين خيلى خيانت كردند. امام سجاد(ع) به يكى از اشخاص نام‌آور زمان خود فرمود: «مى‌بينم گردن خودت را براى ستمگران محور آسياب قرار دادى، تا آنها مظالمشان را بر گرد محور گردن تو بگردانند و با تكيه به تو، به مردم ظلم كنند». آن عالمى كه توجيه‌كننده‌ ظلم دستگاه هاى فاسد باشد، از خود آن دستگاه ها خطرناكتر است. آن روحانيتى كه مبتنى بر اهداف استكبار عمل كند، زشت‌ترين و پليدترين ايادى او به حساب مى‌آيد؛ چون با ظاهر حق، باطن باطل را ترويج مى‌كند.»

 

امام خمینی نیز در جلد دوم صحیفه نور در خصوص خطر روحانی نماها و آخوندهای درباري می فرمایند: «ما پیش از هر کار لازم است تکلیف خود را با روحانى نماها- که امروز از خطرناکترین دشمن [ها] براى اسلام و مسلمین محسوب مى‏شوند و به دست آنها نقشه‏هاى شوم دشمنان دیرینه اسلام و دست نشاندگان استعمار پیاده و اجرا مى‏گردد- روشن سازیم و دست آنان را از حوزه‏هاى علمیه، مساجد و محافل اسلامى کوتاه کنیم تا بتوانیم دست تجاوزکار استعمار و مخالفان اسلام را از حریم اسلام و قرآن کریم قطع کرده و از استقلال و صیانت کشورهاى اسلامى و ملت اسلام دفاع نماییم. امید است که علماى اعلام و مراجع بزرگ اسلام از خیانت و نفوذ اجانب و عمال استعمار به حوزه‏هاى علمیه و جامعه روحانیت جلوگیرى به عمل آورند و ایادى مخالفین را که در سلک روحانیت قرار دارند و اسلام و روحانیت را به سقوط و انحطاط تهدید مى‏کنند طرد و رسوا سازند و اجازه ندهند که مشتى فریب خورده و دنیاطلب، استقلال هزار ساله شیعه را دستخوش امیال و اغراض مخالفان اسلام و مزدوران استعمار قرار دهند. از خداوند متعال توفیقات روزافزون عموم دانشجویان مسلمان را در خدمت به اسلام و مسلمین خواهانم»

 

روحانیت بی تفاوت

 

يكي از عواملي كه نهاد روحانيت را از هدف اصلي بازمي‌دارد، اين است كه به وظايف و رسالت خويش به عنوان طعمه بنگرد و رسيدن به آن را هدف خود قرار دهد، نه وسيله‌ رشد و شكوفايي خويش.

 

صورت اول مايه درگيري و اختلاف است و هر كسي تلاش مي‌كند تا با هر وسيله‌اي ولو با خرد شدن و نابود شدن ديگران، به آن دست يابد؛ از اين‌ رو  امام علي (ع) علما و دانشمندان را از دوست داشتن رياست و قدرت طلبي برحذر مي‌دارد و مي‌فرمايد: «آفة العلماء حب الرياسة»؛ آفت دانشمندان دوست داشتن رياست است.

 

يكي از مشكلات روحانيت همين امر است كه به خاطر مسائل گروهي و حزبي دست به كار‌هايي زدند كه دور از شأن روحانيت بود.

 

روحانیت متعهد

 

روحانیت متعهد و در صحنه دارای سابقه ای درخشان در بسط و گسترش مبانی علمی دین مبین اسلام هستند و به نوعی با الگوبرداری از اولیا الهی (ع)، به دور از زخارف دنیا و دلبستگی به آن، عاشقانه و مجاهدانه در راه خدا جهاد می كردند.

 

تاریخ گواهی می‌دهد كه روحانیت اصیل و متعهد شیعه همواره به عنوان مردمی‌ترین اقشار اجتماعی و حامی منافع توده‌ها و ملت‌های مظلوم در برابر ظالمان و سرمایه‌داران زالوصفتی كه به مثابه اختاپوسی بر حقوق محرومان و مظلومان اجتماعی چنگ می‌انداخته‌اند، موضع گرفته و جان و مال و هستی خویش را در این راه فدا كرده است.

 

با این اوصاف پس چندان دور از انتظار هم نیست كه می‌بینیم نهاد روحانیت در طول تاریخ حیات سیاسی ـ اجتماعی خود، در تیررس انواع حملات و تهاجمات تبلیغاتی و توطئه‌های گوناگون نظامات استعماری قرار گرفته ‌است.

 

روحانیت متعهد عنصر اصلی در مبارزات 15 ساله منتهی به پیروزی انقلاب و سپس در تشکیل نظام مقدس اسلامی و برافراشتن پرچم اسلام در جهان و در مقاومت پرشور ملت ایران در برابر تهاجم های گوناگون دشمنان و پیش از اینها و در طول قرن های متمادی، عامل اصلی حفظ معارف اسلامی و ایمان عمیق و صادقانه ملت ایران به مکتب حیاتبخش اسلام و رشد تفکرات دینی در همه جا بوده است.

 

حضور روحانیون متعهد و مبارز در مرکز مبارزه با رژیم دست نشانده آمریکا بود که قشرهای گوناگون مردم را به صحنه مبارزه کشانید و مبارزه را شکل عمومی و مردمی بخشید.

 

در همه حوادث بزرگی که ملت ایران یکپارچه در آن شرکت جسته اند مانند نهضت مشروطیت و قیام تنباکو نیز حضور علما دین در پیشاپیش صفوف، تنها عامل این حضور عمومی بوده است.

 

حال همان گونه که پیداست در بیداری اسلامی نيز بايد به دنبال نقش روحانیت از طیف سوم بود؛ چرا كه هر حرکت دینی – سیاسی در جهان اسلام از سوی این سلسله جلیله و زحمتکش بوده است.

 

از دیرباز دین و اعتقاد مردم از سوی سلاطین و زورگویان حاکم دچار خدشه می شد كه روحانیت با ورود خود به صحنه و با موضع گیری های صحیح و بموقع دین مردم را حفظ می کردند، اما نکته مهم این است که نقطه آغازین بیداری اسلامی به صد و اندی سال گذشته بر می گردد و در گذشته دورتر از آن کمتر از این دست موارد به چشم می خورد؛ نمونه هایی همچون حرکت سید جمال ادین اسد آبادی، میرزای شیرازی، انقلاب مشروطه، مواضع آیت الله مدرس و حرکت بنیادین امام خمینی (ره).

 

مهمترین دلیل این موضوع را می توان این گونه بیان کرد که سلاطین در گذشته غالبا دیندار بوده و همواره نسبت به علما و سلسله روحانیت ارادت و احترام خاصی قائل بودند، اما از کمتر از 200 سال گذشته با توجه به بروز و ظهور نظام های استعماری و استکباری و همچنین دنیاگرایی محض، روحانیت را نوعی تزاحم عمل خویش دانسته و نسبت به حذف دین و قشر روحانیت عزم خود را جزم كردند، لذا بالتبع روحانیت مجاهد و بابصیرت در این عصر نسبت به این مهم آگاهی کامل داشته و به روشنگری می پرداختند.

 

مهمترین نقش در جهت بیداری اسلامی متوجه علما و روحانیون بوده است؛ می توان به جرات گفت كه با نبود این قشر شاید نه تنها هیچ گونه حرکتی منتهی به بیداری اسلامی نمی شد، بلکه ممكن بود هیچ اثری از دین و دین باوری باقی نمی ماند.

 

اگر بخواهیم بدون گرایش و هر گونه ارزش گذاری و به نوعی بی طرفانه، نسبت به این مقوله بپردازیم، بايد اعم فرصت ها و تهدیدهاي فراروی بیداری اسلامی را این گونه تبیین كنيم:

 

فرصت ها

 

1- روحانیت به عنوان مهمترین قشر موجبات جنبش های اسلامی و بیداری ملت ها را فراهم كرده و پرچمدار این حرکت بوده است.

 

اگر مداقه كنيم روشن است هر حرکت اسلامی – سیاسی در طول تاریخ یا مستقیم از سوی یک فرد روحانی رهبری شده و یا غیر مستقیم به وی ارتباط پیدا می کرده؛ به همین جهت این ویژگی روحانیت به عنوان یک فرصت تعریف می شود.

 

2- طیف روحانی و روحانیت به جهت رویکرد به معنویت و مباحث عرفانی و اخروی همواره در نزد مردم از جایگاه مقدس و مبارکی برخوردار بوده و همین امر دلبستگی و ایجاد ارتباط عاطفی و اخلاقی و در نهایت حرف شنوی و نوعی تسلیم را به همراه داشته است.

 

3- دین اسلام همواره امت خود را به اجرای عدالت و تعظیم به قوانین الهی دعوت کرده است؛ در این میان مهمترین قشری که در نظر مردم عادلتر، قانونمندتر و صادقتر دانسته می شود، عالمترین و عاملترین به آن است، بدین جهت روحانیت در کسوت عالمترین و عاملترین افراد شناخته شده و عادلترین نیز محسوب می شود كه این باور مردم به عدالتخواهی طیف روحانیت نوعی فرصت قلمداد می گردد.

 

جمع بندی فرصت ها:

 

می توان این گونه بیان کرد که روحانیت آگاه و بابصیرت نقش رهبری دینی برای مردم ایفا کرده و توجه دین اسلام به همه شئونات اعم از شان اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اخلاقی، توجه به روحانیت را در نظر ها بیشتر جلوه می كند، بنابراين ملت ها اقبال بیشتری به روحانیت نشان می دهند و این اقبال موجب فرصت سازی می شود.

 

همچنین دوري از زخارف دنیایی و توجه به معنویت و آخرت باعث حرف شنوی و تکریم مردم نسبت به آنها شده و این مهم مضاف بر عامل قبلی، اقبال مردم را به همراه داشته و نهایتا فرصت سازی می كند.

 

با توجه به توصیه های دین اسلام به اجرای عدالت و قانون از یک سو و ارتباط مستقیم عدالت و قانون با مقوله علوم اسلامی از سوی دیگر، در این میان علمای ربانی و دینی نقش بسزایی در جوامع داشته و مضاف بر عوامل قبل موجب اقبال عمومی و فرصت برای طیف روحانیت می شوند.

 

نهایت اینکه عوامل سه گانه مذکور در بیداری اسلامی و پذیریش آن از سوی امت اسلامی نقش بسیار مهمی داشته و نوعی همیاری و همراهی ملت ها برای رهبران دینی – سیاسی خود را به ارمغان آورده است.

 

تهدیدات

 

1- همان گونه که اشاره شد، روحانیت مجاهد و آگاه و بابصیرت جهت بیداری اسلامی مردم مهم و کلیدی را داشته است، حال اگر این قشر که بناست رهبری دینی و سیاسی را بر عهده بگیرد از نوع اول (روحانیت درباری) بوده باشد، طبعا چنین فردی که وابستگی شدید به دستگاه استبدادی و استکباری داشته و به فکر دین و دنیای مردم نباشد یقینا امت را به گمراهی برده و موجبات نفوذ نظام سلطه را فراهم می كند که در طول تاریخ از این دست اتفاقات کم نداشته ایم.

 

2- روحانیت مقدس ماب و کج فهم و ظاهربین تهدید دیگری است که باعث کجروی و انحراف در دین می شود؛ فهم نادرست از مبانی دینی و به نوعی به ظاهر و پوسته دین نگریستن و بی توجهی به هسته آن موجب جمود و سکون افکار مردم می گردد.

 

این دسته از روحانیت خود را پرچمدار حقیقی بیداری اسلامی دانسته و دیگر جریانات بیداری را تفکری التقاطی و انحرافی معرفی می کنند.

 

3- روحانیت سکولار از تهدیدات فراروی جنبش های اسلامی بوده و خواهد بود؛ روحانیتی که با نگاه جدایی دین از سیاست سعی در شخصی كردن احکام دین داشته و اسلام را در حد انجام تکالیف فردی خلاصه می كند.

 

با این وصف متیقن است كه جنبش هایی که با چنین افرادی از روحانیت هدایت شوند سرانجامشان به کجا ختم می شود و با وجود آنها نوعی بیداری اسلامی از نوع آمریکایی ظهور خواهد کرد.

 

این بیداری هرگز توانایی فهم اسلام ناب را نداشته و به نوعی اسلامی شدن از جنس کشورهای منطقه (عرب - ترک) را به ارمغان خواهد آورد؛ این خطر و تهدید، اهم بوده و با توجه به گرایش ویژه و خاص این جریان به دنیا معمولا مورد استقبال انسان های ضعیف النفس و دنیاطلب واقع می شود.

 

جمع بندی تهدیدات

 

عوامل سه گانه تهدیدات معرفی شده اولا موجب وهن دین باوری امت اسلامی می شود و ثانیا انحرافات بنیادی بیداری اسلامی را رقم خواهد زد.

 

مدل حکومت های اسلامی موجود در جهان اسلام دلیل بر این مدعا بوده و همان گونه که مشخص است، از یک سو کشورهای اسلامی لیبرالیزه شده و از سوی دیگر کشورهای اسلامی سنتی مبتنی بر جمود فکری نتیجه چنین عواملی است./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار