کد خبر:۱۳۱۹۴۶
نگاهي به زندگي شهيد چمران
نابغه علم هستهاي اسطوره آزادگي شد
نخستين ايراني راهيافته به علم گداخت هستهاي پس از گذراندن بزرگترین مقامات علمی در وصيتنامه خود ميگويد: از اینکه از دنیای علم فاصله گرفتم و به لبنان آمدم، از اینکه آمریکا را ترک گفتهام، از اینکه دنیای لذات و راحتطلبی را پشت سر گذاشتم، متاسف نیستم.
گروه علمي «خبرگزاري دانشجو»؛ نخستين ايراني راه يافته به علم گداخت هسته اي، پس از گذراندن بزرگترین مقامات علمی در وصيت نامه خود مي گويد: از اینکه از دنیای علم فاصله گرفتم و به لبنان آمدم و پنج یا شش سال با مشکلاتی سخت دست به گریبان بوده ام، متاسف نیستم؛ از اینکه آمریکا را ترک گفته ام، از اینکه دنیای لذات و راحت طلبی را پشت سر گذاشتم، متاسف نیستم.
چمران مي گويد: تقوا از تخصص لازم تر است، اين را می پذیرم، اما می گویم آنکس که تخصص ندارد و کاری را می پذیرد، بی تقواست.
اينها تكه اي از وصيت نامه مردي است كه در اوج قله هاي علم خود را به سه خصلت عرفاني ممتاز مي داند؛ عشق كه از سخنش، نگاهش، دستش، حركاتش، حيات و مماتش می بارد، فقر چون از قيد همه چيز آزاد و بی نياز است و تنهایی كه او را به عرفان اتصال می دهد.
از شهیدی با ابعاد گوناگون شخصیتي نظير دكتر مصطفي چمران هر چه بگوييم نمیتوانيم حتي یکی از ابعاد وجودی وي را آنگونه که هست، ترسيم كنيم؛ زيرا به گفته نزديكانش روش زندگی ایشان بر زندگی کسانی که در دراز مدت یا طی دوران انقلاب و دفاع مقدس با او زندگی کردند، بسیار موثر بود، حتی روش آنها نسبت به قبل از آشنایی با ایشان متفاوت شد و نگاهشان به دنیا تغییر کرد، به طوری که نزديكان چمران مي گويند كه پس از آشنايي با او با چشم چمران به دنیا نگاه می کنیم.
ویژگیها و صفات عالی شخصیت شهید چمران که حاصل سالها تلاش و ممارست در حوزه فراگیری اصول، مبانی و تعالیم دینی و تخلق به اخلاق اسلامی و نیز آموختن علم و دانش روز و آگاهی عمیق به حوادث، وقایع و مقتضیات زمان به شمار میرفت، وی را به چهرهای پر فروغ و الگویی انکار ناپذیر برای مجاهدان فی سبیل الله تبديل كرد، ولي وي در ایران بیشتر به عنوان یک سردار بینظیر نظامی شناخته شده و کمتر در خصوص فعالیتها و شخصیت علمي و عرفانی وی صحبت به میان آمده است.
علم همراه با عرفان؛ رمز موفقيت چمران
با مطالعه زندگی و دست نوشته های شهيد مصطفي چمران، ذات خداجویی چمران از کودکی مشهود است. وي در کودکی برای رسیدن به خدا علم را دنبال می کند، درس می خواند و تلاش می کند و در دانشگاه شاگرد ممتاز می شود، در بهترین دانشگاه دنیا مطرح می شود و به آخرین درجه دانش در فیزیک اتمی می رسد.
ولي با وجود تمام اين وجوهات علمي، چمران خداي خود را تنها در اطراف مستضعفین و مظلومان مي يابد تا جايي كه امام خميني(ره) پس از شهادتش در پيامي مي گويد: وي با سرافرازي زيست و با سرافرازي شهيد شد و به حق رسيد. چمران عزيز با عقيده پاک خالص غيروابسته به دستجات و گروههاي سياسي و عقيده به هدف بزرگ الهي، جهاد را در راه آن، از آغاز زندگي شروع و به آن ختم کرد.
او در حيات، با نور معرفت و پيوستگي به خدا قدم نهاد و در راه آن به جهاد برخاست و جان خود را نثار کرد. وي مصداق بارز علم همراه با سياست و ديانت بود.
شهيد دکتر مصطفي چمران در سال 1311 در جنوب تهران متولد شد. پس از تحصيل در دبيرستان هاي البرز و دارالفنون وارد دانشکده فني الکترومکانيک و به عنوان شاگرد اول فارغالتحصيل شد.
وي علاقه شديدي به مسائل مذهبي داشت و از 15 سالگي در درس تفسير آيتالله طالقاني و دروس منطق و فلسفه شهيد مطهري شرکت ميکرد.
به هنگام تحصيل در دانشکده فني از اعضاي فعال انجمن اسلامي دانشجويان بود و در جريانات ملي شدن صنعت نفت و مبارزات آن فعالانه شرکت كرد و از عناصر پرتلاش در پاسداري از نهضتملي ايران در كشمكشهاي مرگ و حيات اين دوره بود.
بعد از كودتاي ننگين 28 مرداد و سقوط حكومت دكتر مصدق، به نهضت مقاومت ملي ايران پيوست و سختترين مبارزهها و مسئوليتهاي وي عليه استبداد و استعمار شروع شد.
در سال 1332 با استفاده از بورس تحصيلي دانشجويان ممتاز، براي ادامه تحصيل عازم آمريکا شد و در دانشگاه کاليفرنيا تحصيلات خود را طي کرد و در همان دانشکده، انجمن اسلامي دانشجويان را بنا نهاد و وقتي که رژيم شاه از فعاليت هاي اسلامي وي در آمريکا مطلع شد، بورس وي را قطع کرد.
پس از قيام خونين 15 خرداد سال 1342 و سركوب ظاهري مبارزات مردم مسلمان به رهبري امامخميني(ره)، دست به اقدامي جسورانه و سرنوشتساز ميزند و همه پلها را پشتسر خود خراب ميكند و به همراه بعضي از دوستان مومن و همفكر، رهسپار مصر ميشود و مدت دو سال، در زمان عبدالناصر، سختترين دورههاي چريكي و جنگهاي پارتيزاني را ميآموزد و به عنوان بهترين شاگرد اين دوره شناخته ميشود و بلافاصله مسئوليت تعليم چريكي مبارزان ايراني به عهده وي گذارده ميشود.
چمران به علت برخورداري از بينش عميق مذهبي، از مليگرايي وراي اسلام گريزان بود و وقتي در مصر مشاهده كرد كه جريان ناسيوناليسم عربي باعث تفرقه مسلمانان ميشود، به جمال عبدالناصر اعتراض كرد و ناصر ضمن پذيرش اين اعتراض گفت كه جريان ناسيوناليسم عربي آنقدر قوي است كه نميتوان به راحتي با آن مقابله كرد و با تاسف تاكيد ميكند كه ما هنوز نميدانيم كه بيشتر اين تحريكات از ناحيه دشمن و براي ايجاد تفرقه در بين مسلمانان است و به دنبال آن، به چمران و يارانش اجازه ميدهد كه در مصر نظرات خود را بيان كنند.
دكتر چمران با پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي ايران، بعد از 23 سال هجرت، به وطن باز ميگردد و همه تجربيات انقلابي و علمي خود را در خدمت انقلاب ميگذارد و خاموش و آرام، ولي فعالانه و قاطعانه به سازندگي ميپردازد و همه تلاش خود را صرف تربيت نخستين گروههاي پاسداران انقلاب در سعدآباد ميكند.
سپس در شغل معاونت نخستوزير در امور انقلاب شب و روز خود را به خطر مياندازد تا سريعتر و قاطعانهتر مسئله كردستان را فيصله دهد.
آثار بي نظير علمي و عرفاني چمران
مصطفي چمران سال 1342 و در همان بحبوحه قيام 15 خرداد، دكتراي خود را در شاخه درسي «گداخت هستهاي» گرفت، آن زمان «گداخت هستهاي» جزو رشتههاي خيلي جديد بود و وي نخستين ايراني است كه پا به رشته «گداخت هستهای» گذاشته و در اين رشته دكترا گرفته است.
«گداخت هستهای» يا «فيزيك پلاسما» را بشر سالهاست كه شناخته است، چون ميديد كه خورشيد هم همين گونه انرژي توليد ميكند؛ يعني هيدروژنها با هم گداخته ميشوند و ما اين سرخي و شعاع نوري بزرگ را ميبينيم و اين چيزي بود كه انسانها سالهاست كه متوجه شده بودند، ولي نميتوانستند مشابه آن را بسازند.
با دانش «فيزيك پلاسما و گداخت هستهای»، بشر به اين سمت ميرود كه «خورشيدكهايي» را روي زمين درست كند كه اگر موفق بشود، انرژي فوق العاده ارزان و دائمي ميشود.
در حال حاضر بخش عمدهاي از دانش هستهای به اين جهت حركت ميكند و شگفت اين است كه در همان آغاز راه اين رشته از دانش چگونه اين فكر و اين جرقه در ذهن دكتر چمران زده شد.
يكي از ماندگارترين آثاري كه از سردار پرافتخار اسلام، شهيد دكتر مصطفي چمران بجاي مانده يك دوره سخنراني علمي و عرفاني در كانون توحيد در ايام ماه مبارك رمضان سال 1359 است.
چمران در گفتار اول اين سخنراني به بحث خدا، روح و عالم غيب پرداخته و براي شناخت آنها، فلسفه شناخت انسان در سه مبناي جسم، نفس و روح را مطرح و به كمك دو پديده مهم و روزمره خواب و پاراسايكولوژي يا تلهپاتي موضوع روح و عالم غيب را توضيح داده است.
در گفتار دوم، روش قرآن مجيد در اثبات خدا و يا وجدان خدا، به طريق بيدار كردن فطرت انساني و هشدار دادن به او، به استناد آياتي از قرآن كريم مورد بحث قرار گرفته و موضوع شناخت خدا در حد ظرفيت انسانها كه جملگي در مقابل ذات خدا و علم خدا صفر است، مطرح ميشود.
دكتر چمران در گفتار سوم اين سخنراني ماندني، اصول اساسي مهمترين مكاتب بشري و الهي را مطرح كرده كه بر اساس عقيده وي اين مكاتب بايد داراي سه اساس فلسفي، اقتصادي و سياسي و حكومتي باشند تا بتوان آنها را به عنوان مكتب عنوان كرد.
در گفتار چهارم نيز اشارتي كوتاه به برداشتهاي سوسياليستي يا كاپتاليستي عدهاي يك بعدنگر از اسلام، كه داراي ابعاد متعددي است، شده و سپس منحني جبر و اختيار به طريقي مبتكرانه با استفاده از رياضيات و فيزيك ترسيم و نشان داده شده است كه بر اساس آن انسان داراي شخصيت جامدي نيست، بلكه ميتواند از درجه نازل حيوانيت به درجات عالي انسانيت و ملكوت اعلي صعود و از مرحله نفس اماره تا مرحله نفس راضيه نوسان كند.
نابغه اي كه ناشناخته ماند
این شهید والا مقام در عین فرماندهی و مدیریت عالي، یک شخصیت ممتاز، برجسته و نابغه بود و از حیث فعالیتهاي علمي و نظامي تشابه بسياري با شخصیتی چون چگوارا داشت، حتي شهيد چمران را مي توان از حيث شخصیت عرفانی از چگوارا نيز برتر دانست، ولي چهره شهید چمران برخلاف چگوارا، نه در جهان بلکه در کشور خودمان نیز شناخته شده نیست.
چمران مردي بود که در شخصيت او هيچ نقطه منفي شناخته شدهاي را نسبت به مردم ايران نمي توان پيدا کرد. وي بدون شک مدافع صديق استقلال ايران و يک عارف دلسوخته شهادت بود و فراتر از مرزهاي ملي ايرن به عنوان مبارزي مسلمان و آزاديخواهي مطرح بود که در لبنان و فلسطين کارنامه مبارزاتي بسيار درخشاني از خود برجاي گذاشته است.
چگوارا يک مبارز کمونيست اهل شيلي بود که خواهان آزادسازي کشورهاي آمريکاي لاتين از يوغ امپرياليسم آمريکا و برپايي نظام کمونيستي در آن حوزه به حساب مي آمد.
وي نيز همانند چمران نه تنها کارنامه منفي نسبت به مردمش را در پرونده مبارزاتي خود نداشت، بلکه فراتر از مرزهاي ملي خود براي آزاد سازي کوبا در کنار فيدل کاسترو رهبر فعلي اين کشور، به مبارزه نظامي پرداخت و پس از پيروزي انقلاب کوبا به وزارت رسيد که بدون اعتنا به اين مقام، به منظور آزاد سازي بوليوي راهي آن ديار شد و با راه اندازي نهضت کمونيستي در آن کشور، در جريان يک عمليات نظامي توسط نيروهاي آمريکايي کشته شد.
چگوارا بعد از مرگ خود، براي مخالفان آمريکا همواره به عنوان يک قهرمان مبارزه با امپرياليسم و همچنين مهمترين جنگجوي پيکارهاي پارتيزاني در ادبيات سياسي جهان، شناخته شده است، در حالي كه چمران با مدارج علمي و عرفاني بالاتر از وي حتي در جهان اسلام نيز مبارزي شناخته شده نيست.
زمان شهادت هم انسان ساز بود
در سحرگاه سیویكم خردادماه سال 1360، ایرج رستمی فرمانده منطقه دهلاویه به شهادت رسید و شهید دكتر چمران به شدت از این حادثه افسرده و ناراحت بود.
وي یكی دیگر از فرماندهانش را احضار كرد و خود او را به جبهه برد تا در دهلاویه به جای رستمی معرفی كند.
دكتر چمران، شب قبل در آخرین جلسه مشورتی ستاد، یارانش را با وصایای بیسابقهای نصیحت كرده بود. به سوسنگرد كه رسيد همه رزمندگان را در كانالی پشت دهلاویه جمع كرد و شهادت فرماندهشان، ایرج رستمی را به آنها تبریك و تسلیت گفت و با صدایی محزون و گرفته از غم فقدان رستمی، ولی نگاهی عمیق و پرنور و چهرهای نورانی و دلی مالامال از عشق به شهادت و شوق دیدار پروردگار، گفت: «خدا رستمی را دوست داشت و برد و اگر ما را هم دوست داشته باشد، میبرد.»
با همه رزمندگان خداحافظی و دیدهبوسی كرد، به همه سنگرها سركشی كرد و در خط مقدم، در نزدیكترین نقطه به دشمن، پشت خاكریزی ایستاد و به رزمندگان تاكید كرد كه از این نقطه كه او هست، دیگر كسی جلوتر نرود، چون دشمن به خوبی با چشم غیرمسلح دیده میشد و مطمئنا دشمن هم آنها را دیده بود.
آتش خمپاره كه از اولین ساعات بامداد شروع شده بود و علاوه بر رستمی قربانیهای دیگری نیز گرفته بود، باریدن گرفت و دكتر چمران دستور داد رزمندگان به سرعت از كنارش متفرق شوند و از هم فاصله بگیرند.
یارانش از او فاصله گرفتند و هر یك در گودالی مات و مبهوت در انتظار حادثهای جانكاه بودند كه خمپارهها در اطراف او به زمین خورد و با اصابت یكی از خمپارههای صدامیان، یكی از نمونههای كامل انسانی كه مایه مباهات خداوند است، به شهادت رسيد و با شهادتش هم درسي براي تربيت انسان ها شد.
همين مسائل است که وي را نزد مردم، جوانان و نظام جمهوري اسلامي به يک قهرمان تبديل و به عنوان يکي از اسطوره هاي مبارزاتي معاصر ايران مطرح كرده است.
اين کارنامه موفق بايد زمينه ساز الگو شدن مصطفي چمران براي عموم مردم ايران و جوانان آزادي خواه آن در سطح ملي و عمومي باشد، ولي با اين وجود چمران همچنان ناشناخته است./انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰