کد خبر:۱۳۲۱۳۲
ميرزا جواد آقا ملكي تبريزي:
تفکر موهبتی الهی و برتر از سایر عبادات است
ميرزا جواد آقا ملكي تبريزي گفت: تفکر موهبتی الهی است که از سایر عبادات برتر است و اگر بعد از نماز صبح و مغرب صورت گيرد، سودمندتر و با ارزشتر است.
گروه معارف «خبرگزاري دانشجو»؛ از استاد بزرگ اخلاق، میرزا جوادآقا ملکی تبریزی آثار بسیار سودمند و گران مایهای به یادگار مانده که مطالعه آن برای اهل معنا، سودمند خواهد بود.
از جمله آثار اين استاد بزرگ ميتوان به «اسرار الصلاة» حاوی هزار نکته از اسرار نماز، «المراقبات فی اعمال السنة» بیانگر اعمال ماههای مختلف و آثار و برکات روحی و معنوی آن هاست، «رساله لقاءاللّه» رسالهای درباره حج و حاشیه فارسی بر غایةُ القصوی (ترجمه العروة الوثقی) اشاره كرد.
ايشان نكات دقيق و تأملبرانگيزي در حوزه مباحث اخلاقي بيان كرهاند كه براي جويندگان حقيقت قابل استفاده است.
«تفکر، موهبتی الهی است که از سایر عبادات برتر است و اگر بعد از نماز صبح و مغرب باشد، سودمندتر و با ارزشتر است.»
«روزهای زندگی تو، از هنگام تولد تا زمان مرگ، مانند ایستگاههای مسافرت تو به وطن اصلیات میباشد، همان جایی که خلق شدهای تا در آن ساکن شده و زندگی جاوید داشته باشی.»
اصلاح باطن فقط از طريق اصلاح ظاهر ممكن است
«یقین داشته باش که هیچگاه نمیتوانی ظاهر خود را اصلاح نمایی، مگر با اصلاح باطن؛ زیرا سرچشمه اعمال قلب است.»
«مبادا شیطان تو را با کرم خداوند فریب داده و یا فریب بردباری خدا را بخوری؛ زیرا حلم او گرچه زیاد است، ولی مجازات او نیز شدید است.»
«برادر من! اگر همت داری که از اهل معرفت شوی و انسان شوی، بشر روحانی باشی، سهیم و شریک ملائکه باشی و رفیق انبیا و اولیاء (ع) بوده باشی، کمر همت به میان زده، از راه شریعت بیا.»
تكبير وصال
از نکات ظریف و بسیار جالب درباره زندگی عارف کامل، مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی، نحوه ارتحال و پرواز روح ملکوتی آن بزرگ مرد است.
شاگرد ایشان، مرحوم سید حسین فاطمی، درباره این ماجرا چنین میگوید: «روز عید قربان سال 1343ق، وقتی وارد منزل شدم، اهل خانه گفتند که استاد جویای احوال شما بود. من که از کسالت ایشان مطلع بودم، بدون هیچ معطلی خود را به خدمت ایشان رساندم.
چون وارد اتاق استاد شدم، با تعجب دیدم که ایشان حمام کرده و سر و صورت را حنا گرفته و پاک و مطهر در بستر نشستهاند گویا منتظر اذان ظهر و اقامه نماز بودند، اما حالت انتظار، گویای امر مهمتری بود چون در چهره ایشان، لحظه شماری موج می زد.
زمان اذان ظهر فرا رسید. استاد مشغول بیان اذان و اقامه شدند و دستها را برای گفتن تکبیرة الاحرام بالا بردند. ناگهان دستها به لرزش افتاد و با آخرین کلام، اولین دیدار حاصل شد و ایشان با گفتن «اللّه اکبر» نماز ظهر، به معراج رفتند.»/انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰