کد خبر:۱۳۲۵۱۴
به بهانه سالروز تحصن شیخ فضل الله نوری؛
اگر هدف از مشروطه تقویت اسلام است چرا انگلیس حامی آن است؟
والله من با مشروطه مخالفت ندارم. با اشخاص بی دین و فرقه ضاله مخالفم که می خواهند به مذهب اسلام لطمه وارد بیاورند ... اگر مقصود (مشروطه) تقویت اسلام بود، انگلیس حامی آن نمی شد و اگر مقصود عمل به قرآن بود پناه به کفر نمی بردند و آنها را یار و محل اسرار خود نمی دانستند.
گروه اندیشه «خبرگزاری دانشجو»؛ در دوره صفویه با گسترش مذهب شیعه روحانیت به عنوان عالیترین نهاد مردمی و تنها نهاد قدرتمند غیر دولتی مطرح شد. در جریان انقلاب مشروطه نیز روحانیون به عنوان تاثیر گذارترین گروه به نقش آفرینی خود ادامه دادند و رهبری مردم را به عهده گرفتند.
به همین منظور که، علما ، وعاظ و طلاب با توده مردم پیوند نزدیکی داشتند، به عنوان سخنگوی مردم در برابر حکومت شناخته می شدند.به نحوی که اصطلاح «علمای ملت» در برابر «اولیای دولت» در آن دوران از کاربرد فراوانی برخوردار بود.
در زمان قاجاریه، در جامعه ی ایران که احزاب سیاسی وجود نداشت، روحانیون با نفوذ و اقتدار سنتی خود، عملا تنها جریانی بودند که می توانستند نقش اپوزیسیون حکومت را به خود اختصاص دهند.بدین ترتیب مجتهدین طرفدار اصلاحات،طلایه دار جنبش عمومی گشتند.
در میان مراجع، علما وروحانیون ایرانی، جریان های متفاوتی از مشروطه خواهی بوجود آمده بود که یکی از این جریان ها مشروطه ی مشروعه بودکه سرآمد علماء این جریان، شیخ فضل الله نوری ، شناخت بسیار عمیقی از غرب داشت. بطوریکه مشروطه ی غربی را به سرعت نفی کرد.
شیخ فضل الله نوری، معروفترین چهره ی مشروطه خواهان ، خواستار محدود شدن سلطنت هم بود. شیخ تا زمان صدور فرمان مشروطیت همراه مشروطه خواهان بود. اما پس از آشکار شدن ماهیت مشروطه خواهی، وی خواستار تطبیق قوانین مشروطه با اسلام شد.
شیخ و مواضع متفاوتش در جریان مشروطه
شیخ در جریان مشروطه و در مقاطع مختلف دارای 3 موضع متفاوت بود:
موضع اول: مشروطه خواهی (نه مشروطه ی سکولار)
موضع دوم: مشروطه مشروعه خواهی
موضع سوم: مخالفت با مشروطه
در ابتدا که بحث مشروطه و استبداد مطرح بود، و محور های بحث بر عدالت و آزادی و قانون قرار داشت، شیخ فضل الله نیز مانند سایر روشنفکران جنبه های مثبت مشروطه تأیید و تأکید می کرد.
سخن شیخ در موضع دوم بر سر این بود که آیا این قانون باید از خارج بیاید یا باید آن را از شریعت بگیرند؟
در موضع سوم، با تمام تلاش هایی که شیخ برای اصلاح مشروطه انجام داد ، موفق نشد که مشروطه را از انحراف باز دارد، بدین سبب در این مرحله ، به این نتیجه رسید که میکرب وارد شده به پیکر جامعه دیگر اصلاح پذیر نیست، پس مخالفت با مشروطه را در پیش گرفت و با بیان ادله ی شرعی خود، از انتقاد به مشروطه و قید زدن آن، دست برداشته و به حرمت مشروطه فتوا داد.
فرمان دوباره مشروطه و تشکیل مجلس بدنبال دخالت سفارت خانه های روس و انگلیس در ایران، و اصرار آنان به شاه، شیخ را برآن داشت تا با همکاری عالمان دیگر به مخالفت با «مجلس تحمیلی» بپردازد که نامه وی به عالمان دیگر سند گویای این مخالفت است.
شیخ چرا دست به دامن محمد علی شاه شد؟
اینکه شیخ دست به دامن محمد علی شاه می شود و از او می خواهد که دوباره مجلسی تشکیل نشود، بدین سبب نیست که او در جایگاه عالم اسلامی در کنار تفکر ضد دینی استبداد قرار داشته باشد،و نیز نمی توان نتیجه گرفت که آن دو گروه در کنار هم قرار دارند. زیرا شیخ از زاویه ی بدعت و انحراف با مشروطه مخالفت می کرد، درصورتیکه مستبدان از زاویه ی مجلس و آزادی، مخالف مشروطه بودند.
شیخ فضل الله می خواست آگاهی سیاسی جامعه را افزایش دهد.در حقیقت وی الگویی از حکومت را نشان داد که در آن فقیهان نگهبان واقعی مصوبات مجلس باشند. اما بیگانگان با تاسیس رشته هایی با جامعه ی ایران ارتباط یافتند و با ایجاد گروه های تحصیل کرده، بخشی از فرهنگ و ساخت های اجتماعی جامعه سنتی را دگرگون کردند.
در حقیقت شیخ با نظریه مشروطه ی مشروعه در این وضعیت ، بدنبال آن بود که جامعه ایران را متوجه «بازگشت به خود» سازد.
او دین و سیاست را با هم مرتبط می دانست. و معتقد بود، حکومت هایی که مدعی جدایی سیاست از شریعتند، طبق تمایلات خود قانون وضع می کنند. درحالی که در حکومت های دینی،باید قوانین الهی اجرا شود. مخالفت شیخ با مسأله قانون در مرحله ای صورت گرفت که بنا بود قوانین غیر الهی و غربی تاسیس شود.
وی بارها گفت:
« والله من با مشروطه مخالفت ندارم. با اشخاص بی دین و فرقه ضاله مخالفم که می خواهند به مذهب اسلام لطمه وارد بیاورند.»
شیخ در همین راستا می پرسد:
«اگر مقصود روشنفکران مشروطه خواه عمل به قرآن و پیاده کردن اسلام است، پس چرا دول کفر و علی الخصوص انگلیس از مشروطه خواهان حمایت می کنند؟... اگر مقصود تقویت اسلام بود، انگلیس حامی آن نمی شد و اگر مقصود عمل به قرآن بود پناه به کفر نمی بردند و آنها را یار و محل اسرار خود نمی دانستند.»
آیت الله نوری معتقد بود آنچه که در شرف وقوع است، درصدد اجرای عدالت نیست، بلکه نوعی سکولاریزاسیون کردن قوانین اجتماعی تحت تاثیر فرهنگ استعماری انگلیس است. به همین خاطر شیخ ، مخالفت خود را با این نوع مجلس ابزار کرد و در مقابل آن موضع گیری کرد.
امام خمینی (ره) به حقانیت هدف شیخ فضل الله نوری واقف بود
امام خمینی(ره) به وضوح بر این مسئله واقف بودند، به همین منظور در دفاع از شیخ و تقبیح رفتاری که با وی شده فرمودند:
«در همان وقت ایشان این امر را فرمود و متمم قانون اساسی هم از کوشش ایشان بود، مخالفین و خارجی ها که چنین قدرتی را در روحانیت می دیدند کاری کردند که در ایان ، شیخ مجاهد مجتهد دارای مقامات عالیه را برایش دادگاه درست کنند.»
در آخر با همه این فعالیت ها و اقدامات، مجلس عالی تشکیل شد و محمد علی شاه را از سلطنت خلع کردند و پس از حاکم شدن مشروطه خواهان در تهران ، با دو گروه برخورد کردند: یکی، مستبدان یعنی محمد علی شاه و طرفدارانش و دیگری، مشروعه خواهان یعنی شیخ فضل الله نوری و یارانش.
بر همین اساس شیخ مشروعه خواه را به دار مشروطه آویختند.
/انتهای پیام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰