پوشش‌هاي اصيل ايراني در غربت صندوق‌خانه‌ها
کد خبر:۱۳۲۵۸۹
گزارشي‌ازدلايل‌كمرنگ‌شدن‌پوشش‌هاي‌ايراني‌جوانان؛

پوشش‌هاي اصيل ايراني در غربت صندوق‌خانه‌ها

بار ديگر مجادله تكراري سنت و مدرنيته، پيراهن‌هاي بلند ايراني و جليقه‌هاي ساخته شده از مخمل‌هاي الوان را به غربت صندوق‌خانه‌ها كشاند و حالا اين ملغمه‌اي از تركيب ناقص آخرين مدل‌هاي ژورنال‌هاي تركيه و پوشش‌هاي اصيل ايراني است كه بر تن جوانان اين مرزوبوم آواز غريب چندگانگي فرهنگي را سر مي‌دهد.

گروه اجتماعي «خبرگزاري دانشجو»؛ اين روزها كه آغشته شده‌ايم به غربت زندگي ماشيني، ديگر کسی سراغي نمي‌گيرد از لباس‌هاي نجيب ايراني‌مان؛ پارچه‌هاي گلدار و سربندهاي منجوق دوزي شده دختران كرد به دست هاي ساده غربت سپرده شده‌اند، دخترانمان مدل‌هاي تركيه‌اي مي‌پوشند و پسرانمان دوست دارند هم‌شكل آخرين عشق‌هاي رسانه‌اي‌شان باشند.

جوانان كرد، لر و گيلك ديگر دوست ندارند مثل پدران و مادرانشان لباس بپوشند؛ آنها دوست دارند همرنگ جماعت باشند، همسان با آخرين مدل‌هايی كه از سوي توليدكنندگان مد تحميل مي‌شود و در ويترين فروشگاه‌هاي پوشاك خودنمايي مي‌كند.
 

لباس

 

عبدالجبار كرمي، نماينده مردم كردستان در مجلس شوراي اسلامي معتقد است عدم توجه جوانان به لباس‌هاي سنتي‌شان فقط به منطقه كردستان محدود نمي‌شود، بلكه جوانان لر، مازندراني و گيلكي هم كمتر تمايل دارند لباس‌هاي اصيل اقوامشان را بپوشند.

 

وي مدگرايي و تمايل به همشكل بودن در جوانان را مهمترين دليل غربت لباس هاي سنتي مي‌داند و مي‌گويد: در دهه‌هاي اخير وسايل ارتباطي مثل ماهواره، اينترنت و حتي صدا و سيما جوانان را به سمت مدل‌هاي غربي سوق داده است؛ البته در اين ميان، خانواده‌ها هم بي تقصير نيستند كه تربيت فرزندانشان را به صدا و سيما واگذار كرده‌اند، در حالي كه صداوسيما فقط نقش انتقال‌دهنده فرهنگ را دارد، نه نقش القاكننده آن را.

 

به عقيده اين نماينده كرد، صدا و سيما بايد رويه‌اي متعادل در معرفي فرهنگ‌ها در پيش بگيرد نه اينكه انواع مدل هاي غربي را با جذابيت هاي خاص نشان دهد و بعد مردم را به استفاده از پوشش هاي اصيل ايراني تشويق كند.
 

اگر چه كرمي نقش خانواده‌ها در ترغيب جوانان به استفاده از پوشش‌هاي اصيل ايراني را بسيار مهم و تاثيرگذار مي‌داند، اما عبدالكريم خياباني، كارشناس مسائل اجتماعي از تحميل پوشش متناسب با سبك زندگي امروزي و فناوري‌هاي نوين مي‌گويد و تصريح مي كند: «اقوام لر و كرد در گذشته ييلاق و قشلاق را تجربه مي‌كردند، اما تكنولوژي‌هاي امروزي مفهوم كوچ‌هاي ساليانه را به حاشيه برده است و سيستم‌هاي سرمايشي و گرمايشي كه بشر براي مبارزه با تغييرات آب و هوايي توليد كرده، تفاوت‌هاي جغرافيايي و آب و هوايي مناطق را از بين برده و چون بخشي از طراحي لباس‌هاي سنتي ايران متناسب با آب و هواي اقليم‌هاي مختلف بوده؛ لذا ورود تكنولوژي هاي امروزي تفاوت لباس ها در بخش هاي مختلف كشور را هم به حداقل رسانده است.»
 

 

هژموني فرهنگي از طريق رسانه ها تحميل مي‌شود
 

چه طعم تلخي دارد هژموني و چه بي كسند خرده فرهنگ‌هاي اصيلي كه با تهاجم آرام هژموني فرهنگي به حاشيه رانده مي شوند و تا چشم بازكني آواها و پوشش‌هاي اصيل ايراني راهي موزه‌هاي مردم شناسي مي‌شوند.

 

خياباني معتقد ‌است كه هژموني (استيلا) فرهنگي از طريق رسانه‌ها بر خرده فرهنگ ها تحميل مي‌شود و قدرت رسانه‌هاي ملي و بين‌المللي الگوي خاصي از پوشش و گويش را بر خرده فرهنگ ها تحميل مي كند.

 

رسانه‌ها از طريق نمايش جوانان در فيلم ها و سريال ها و همچنين از طريق صنعت تبليغات، توليدات انبوه لباس‌هاي بي تناسب با فرهنگ و ذائقه اصيل ايراني را به بازار مصرف مي‌رسانند.
 

علی قسمتی، کارشناس روابط عمومی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان کرمانشاه در این مورد می‌گوید: «در حال حاضر کارمندان کرد حق ندارند در اداره خود لباس کردی بپوشند یا به زبان کردی صحبت کنند. بنده به عنوان یک کارمند کرد اجازه ندارم با لباس سنتی ام در محل کار حاضر شوم حتی شبکه کردی استان کرمانشاه هم نمی‌تواند برای بچه‌ها برنامه کودکی به زبان کردی تولید کند، اما باز هم مردم در تنها مجالی که می‌یابند یعنی در مراسم جشن و شادی از لباس های سنتی‌شان استفاده می‌کنند.
 

وي می‌گوید: وقتی یک مرد یا زن کرد با لباس سنتی‌اش از خانه خارج شود، دیگر نمی‌تواند با این لباس به ادارات به عنوان ارباب رجوع مراجعه کند؛ چون در ادارات کرمانشاه دیدگاه خوبی نسبت به لباس کردی وجود ندارد، بنابراین مردم ترجیح می‌دهند از همان اول خودشان لباس کردی نپوشند.»


 

خیابانی، کارشناس مسائل اجتماعی اصرار بر ماندگاري بدون تغيير پوشش‌هاي سنتي را تلاشي بي فايده مي‌داند و مي‌گويد: «طراحان لباس مي‌توانند يك لباس محلي را با تغييراتي به كل كشور ارائه  دهند، با اين كار مركز انتشار مد از مناطق مرزي به مركز انتقال مي‌يابد و جوانان هم با استفاده از پوشش‌هاي سنتي قرابت بيشتري با ستن هاي خود پيدا مي‌كنند و اين تجربه موفق در مورد چادر هم وجود دارد، اگر چه عده‌اي در ابتدا با طراحي مدل هاي جديد چادر مخالف بودند، اما طرح‌هاي متنوع اين پوشش ايراني كم‌كم جايگاه خود را بخصوص در ميان دختران جوان يافت و آنها متناسب با موقعيت‌هاي شغلي و اجتماعي خود از اين پوشش ايراني استفاده مي‌كنند»
 

اگر چه مهناز ترابيان، رئيس انستيتو طراحي لباس و پارچه دانشكده شريعتي هم با استفاده از المان هاي سنتي در طراحي لباس ها موافق است، اما تقليد كوركورانه و ناآگاهانه از پوشش‌هاي سنتي را مناسب نمي داند.

 

او مي‌گويد: «متاسفانه بعضي افراد ناآگاه در توليدي‌ها آنقدر به غلط و نابجا از المان‌هاي سنتي در طراحي لباس استفاده مي‌كنند كه اصلا جوانان را از پوشيدن اين لباس‌ها منصرف مي‌كنند.

 

توليد كننده‌ها تركيبي از مدل هاي ايراني و خارجي را با هم ارائه مي‌دهند و مدل جديدي را به ذائقه جوانان تحميل مي‌كنند؛ مثلا يقه لباس را متناسب با بوردهاي تركيه‌اي طراحي مي‌كنند، اما دور تا دور لباس از نوارهاي سنتي استفاده مي‌كنند يا با تقليد از دامن‌هاي سنتي دامن دورچين توليد مي‌كنند، اما همين دامن را متناسب با  مدل هاي اروپايي آنقدر كوتاه مي كنند كه هيچ تناسب زيبايي شناختي بين چين زياد و كوتاهي زياد آن وجود ندارد، با اين كارها خيلي از جوانان تصور مي كنند كه مدل هاي سنتي لباس مدل هاي مادر بزرگي است و متناسب سن آنها نيست.
 

ترابيان مي‌گويد: پوشش‌هاي اصيل ايراني مثل كردي، لري و گيلكي كاملا متناسب با پيشينه تاريخي، فرهنگي و اعتقادي مردم  ساخته شده‌اند و در فرهنگ اصيل ايراني دختري كه هنوز ازدواج نكرده از پوشش سر طوري بايد استفاده مي‌كرد كه ضمن رعايت اصول ديني صورتش پيدا باشد تا بتواند امكان ازدواج پيدا كند، اما زنان ازدواج كرده بايد بخشي از صورت خود را مي‌پوشاندند و يا حتي از رنگ هاي خاصي متناسب با وضعيت روحي و رواني  افراد استفاده مي شد كه همه اين نكته ها نشان‌دهنده غناي فرهنگ اصيل ايراني است.


به گفته ترابيان سالانه بيش از 300 طراح لباس خوش فكر و توانا از دانشگاه‌هاي كشور فارغ التحصيل مي‌شوند، اما اين طراحان هيچ جايگاهي در طراحي لباس جامعه ندارند و توليد كننده‌هاي لباس كه كسب سود شخصي مهمترين هدفشان مي باشد، ساليان متمادي است كه از تركيب مدل هاي ژورنال هاي لباس فرانسوي، ايتاليايي و تركيه‌اي لباس‌هاي ما را طراحي مي ‌كنند و مدل‌هاي تركيبي شان را به ما تحميل مي كنند، در حالي كه طراحان لباسي كه در اين حوزه تحصيلات دانشگاهي دارند با آگاهي از فرهنگ و پيشينه تاريخي و شناخت نسل جديد مي توانند لباس هايي طراحي كنند كه معرف وقار، نجابت و زيبايي شناختي يك زن ايراني باشد.»
 

روزي تمام مي شود آوارگي فرهنگمان
 

راستي عشق در كجاي اين زندگي به بند كشيده شده كه ديگر صداي ادبيات‌ غني كردي با فريادهاي كوهستان و عشق‌هاي ناتمام عارفانه‌اش را نمي‌شنويم. قلبهاي زلال، عشق هاي زلال تر و آواهاي اصيل ايراني تنها بخشي از غناي فرهنگ كردنشينان دلاور است.

 

مرتضي حاتمي، شاعرو نويسنده كرمانشاهي از فرهنگ اصيل كردي و مهجور بودن آن در بين جوانان مي‌گويد و مي‌گويد: «در استان كرمانشاه كردهاي منطقه هورامانات شامل مناطق پاوه، جوانرود، سلاس و نودشه هم لباس كردي مي‌پوشند وهم گويش كردي دارند، ولي متاسفانه جوانان شهر كرمانشاه تمايل زيادي به پوشيدن لباس هاي سنتي شان ندارند.
 

به گفته اين نويسنده كرمانشاهي لباس چوخه رانك و كفش كلاش از پوشش‌هاي اصيل و هنرمندانه كردها هستند و چوخه رانك تركيبي از شال، جليقه و شلوار كردي است كه اين روزها ديگر جايگاه چنداني بين جوانان كرد ندارد و كلاش هم نوعي كفش كردي است كه از نخ تابيده ابريشمي يا نخ هاي تابيده شده موي بز ساخته شده است و ويژگي خاص اين كفش اين است كه اصلا لنگه چپ و راست ندارد و هيچ وقت لنگه به لنگه نمي‌شود.
 

حاتمي مي گويد: البته برخي از جوانان كرد فرهنگ اصيل خود را شناخته با افتخار از پوشش‌هاي سنتي‌شان استفاده كنند، اما بعضي جوانان از هويت اصلي خود دور شده‌اند، در حالي كه بايد از همان كودكي پايه هاي هويتي آنها قوي شود و دولت هم از سازمان هاي مردم نهاد كه در راستاي تقويت فرهنگ و ادبيات سنتي ايران فعاليت مي كنند، حمايت كند تا جوانان اين مرزو بوم به جواناني سر بلند و آگاه از فرهنگ و پيشينه خود تبديل شوند.»
 

غزل صلواتي از جوان‌هاي اهل شهر دهگلان كردستان است. وي مي‌گويد: «در حال حاضر دختران جوان كردستاني بيشتر در مهماني‌ها و مراسم جشن و عروسي از لباس هاي سنتي شان استفاده مي كنند و حتي خيلي از دخترها در شب عروسي شان به جاي لباس عروس از لباس سنتي كردي استفاده مي كنند، اما در روزهاي ديگر لباس كردي نمي پوشند و فقط مردان و زنان پا به سن گذاشته هميشه لباس هاي سنتي كردستان را به تن دارند.»
 

مهناز فتاحی هم از کردهای اصیل کرمانشاه است. وي نيز در اين خصوص می‌گوید: یک دست لباس کردی زنانه چون از چندین تکه تشکیل شده، حداقل 80 هزار تومان تا 300 هزار تومان قیمت دارد حتی  بعضی پارچه های لباس های کردی متری 30 هزارتومان است و اجرت دوختش هم بالاست، به همین دلیل جوان ها ترجیح می دهند از لباس های ارزان تر استفاده کنند و فقط در مراسم های خاص از این لباس ها استفاده کنند.»
 

اما علی قسمتی از کردهای سنقر گرانی را دلیل مناسبی برای عدم استفاده از این پوشش اصیل ایرانی نمی‌داند و می‌گوید: «یک دست لباس کردی شیک و مناسب مردانه کامل 130 تا 140 هزار تومان است و تقریبا  برابر با کت و شلوار های مردانه  و حتی ارزان تر از آنها است، اما محدودیت های اجتماعی مانع از استفاده از این لباس ها شده است.» 

 

 

محدودیت های ادارات دولتی از یک سو، تمایل به هم شکل بودن در جوانان و گرانی قیمت لباس‌های سنتی از سوی دیگر باعث شده این پوشش‌های اصیل ایرانی  فقط در مهمانی‌ها و جشن‌های سنتی به کار رود.

 

سه سال از توجه خاص دولت به موضوع عفاف  و حجاب می گذرد، اما بی مهری به پوشش‌های اصیل ایرانی  که خود بهترین نمونه های پوشش‌های اسلامی هستند، این سوال را ایجاد می‌کند که با کدام راهکار و با کدام جذابیت فرهنگی داخلی می خواهیم جوانانمان را از همراهی با فرهنگ جهانی بازداریم.
 

روزي تمام مي شود آوارگي فرهنگمان. روزي تمام مي شود دلتنگي‌هاي اصیل‌مان  و آن روز روزي از روزهاي خداست. روزي كه جوانان كوهستان هاي كردستان و دشت هاي لرستان و جوانان گيلكي و مازني با سري سر بلند و اميدوار پوشيده  در اصيل ترين پوشش هاي ايراني به استقبال بهار مي‌روند./انتهاي پيام/

 

گزارش از اعظم علي محمدي

پربازدیدترین آخرین اخبار