کد خبر:۱۳۲۶۲۵
نگاه تاريخي به روند حركت يهود - بخش اول
فلسطين مكاني براي تبليغ يكتاپرستي به سراسر جهان
حضرت ابراهیم از بابل به منطقه فلسطین مهاجرت کرد؛ چرا كه اين منطقه مكان مناسبي براي انتشار اخبار به ساير نقاط و چهار راه تجارت روم با آفريقا و آسيا به شمار ميآمد؛ همچنين در فلسطين قدرت متمركز طاغوتي حكومت نداشت و حضرت به راحتي ميتوانست تبليغ يكتاپرستي كند.
گروه انديشه «خبرگزاري دانشجو»؛ مردم زمان حضرت ابراهیم قاعدتاً فرزندان حضرت آدم و نوح بودند و باید طوفان باعظمت نوح را به ياد داشته باشند، اما شیطان به قدری فعال عمل میکند که هم بتپرستی به راه میاندازد و هم نحوه ساخت منجنیق را برای سوزاندن حضرت ابراهیم به نمرود آموزش ميدهد.
چرا حضرت ابراهيم به فلسطين رفت؟
حضرت ابراهیم با اراده خود به منطقه شام، فلسطین و لبنان امروز مهاجرت کردند؛ چرا كه اين منطقه، مركز انتشار اخبار به ساير نقاط و چهار راه تجارت روم با آفريقا و آسيا به شمار ميآمد؛ علاوه بر اين در فلسطين قدرت متمركز طاغوتي حكومت نداشت و حضرت به راحتي ميتوانست تبليغ يكتاپرستي كند و به دليل موقعيت خاص اين منطقه دين الهي به سراسر جهان منتشر شود.
این پیامبر صاحب دو فرزند میشود؛ اسماعيل از هاجر و در سن 86 سالگي، اسحاق از ساره در سن 100سالگي ابراهيم و 90 سالگي ساره متولد ميشود؛ اسماعیل به امر خداوند برای محفوظ ماندن از شیطان به بیابان دورافتادهای به نام حجاز منتقل میشود، هدف از این هجرت اقامه نماز بوده یعنی فرزندان اسماعیل کسانی هستند که وقتی حکومت (حکومت عدل جهانی) برپا کنند، در اولین قدم نماز را به پا میدارند و به تعبیر دیگر، اینان ذخیره آخرالزمان هستند.
ابراهيم در شهر الخليل فلسطين از دنيا رفت، اسحاق جانشین پدر گرديد و در همان منطقه بیتالمقدس به تبلیغ دین مشغول شد؛ قوم بنیاسرائیل از نسل او هستند، لذا آغاز شكلگيري بني اسرائيل را بايد در اين زمان جستجو كرد.
اسرائيل؛ «كسي كه بر خدا پيروز است» يا «بنده خدا»
بعد از حضرت اسحاق، حضرت یعقوب هدایت را به عهده میگیرد؛ نام ديگر يعقوب «اسرائيل» است؛ اسرائيل در تورات به معني «كشتيگيرنده» و «كسي كه بر خدا پيروز است» آمده، ولي در حقيقت «اسرائيل» در لغت سرياني و عبراني به معناي «بنده خدا» است.
يعقوب 12 پسر مومن داشته و به نظر میرسید که حکومت عدل در حال شکلگیری است، ولي شیطان دوباره ابزار اختلاف را به کار میگیرد و به جایی میرسد که اختلافات بین برادران، پروژه را در معرض خطر قرار میدهد.
در این زمان منطقه مصر مورد توجه قرار میگیرد و سير حوادث رخ داده بر حضرت يوسف به گونهاي رقم ميخورد كه ايشان به مصر منتقل مي شوند؛ چراكه خانواده حضرت يعقوب در كنعان حكومت ندارد و فقط در اين منطقه مستقرند، بنابراين براي تشكيل حكومت جهاني بايد حركت ديگري صورت بگيرد.
نخستين تجربه حكومتداري بنياسرائيل
مصر سرزمینی با مردم فرهیخته و مستعد براي انجام کار فرهنگی بود كه با رفتن حضرت یوسف به آنجا، امكان برپايي حکومت الهی در این کشور به وجود آمد.
حضرت يوسف رئيس حكومت مصر شد، بنابراين بني اسرائيل كه تا آن زمان تجربه هيچ حكومتي نداشتند در مصر اولين تجربه حكومتي و ديوان سالاري شان را آغاز كردند.
یوسف در پايان عمر، بزرگان قوم را جمع كرد و گفت: بعد از من شما با فرعون روبرو هستید؛ مردان شما كشته ميشوند و شكم زنان آبستن دريده و كوكان ذبح خواهند شد تا اينكه خداوند حق را به دست قيامكنندهاي از فرزندان «لاوي ابن يعقوب» كه گندمگون و بلند قد است، ظاهر ميكند؛ این اولین اشاره تاریخی به انتظار و رد پای منجی است.
تضعيف بيش از حد بني اسرائيل؛ هر چند خانوار بنياسرائيل تحت مديريت يك مرد فرعوني بود
بعد از 400سال انتظار، حضرت موسی در ميان حکومت شیطانی فرعون ظهور میکند.
مطابق پيشبيني حضرت يوسف، قوم بنی اسرائیل تحت تأثیر این حکومت فرعوني بشدت تضعیف شد؛ به طوري كه حتي مديريت خانواده را هم از آنها گرفت، هر چند خانوار بنياسرائيل تحت مديريت يك مرد فرعوني بود.
بني اسرائيل به امور پست و پرحرارت چون خشتكاري، گلكاري و به طور كلي بردگي واداشته شده بودند.
ادامه دارد ...
/انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰