بي هويتي، مسئله اصلي «ستايش»
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ باكس نمايشي روزهاي جمعه تلويزيون را معرفي سريالهاي ويژهاي پر مي كند كه در اصطلاح سازندگان «الف ويژه» يا «الف» خوانده مي شود؛ از جمله اين مجموعههاي نمايشي سريال «ستايش» است كه هفت ماهي است مخاطبان سيماي جمهوري اسلامي را با خود همراه كرده است.
هر چند سلطاني در روزهاي آغازين پخش سريال اصرار داشت كه نامگذاري سريال ربطي نقش اول ندارد، اما داستان آن داستان زندگي دختري به نام ستايش است كه در بستر زماني دهه 60 اتفاق مي افتد؛ اولين لوكيشنهاي سريال «ستايش» از جبهههاي دفاع مقدس است كه فرار سربازي به نام محمد را به تصوير مي كشد؛ اما اين تنها آغاز ماجرا است.
ستايش، خواهر محمد تنها به برادرش مي انديشد و با پنهان كردن موضوع از پدر و مادر، به فرار برادرش از مرز كمك مي كند.
طاهر شخصيتي جوانمرد و معتبر دارد و به دليل عذاب وجدان، روي پدر را زمين زده و به جاي فرار از مرز به جبهه رفته و سربازي خود را گذرانده است؛ طاهر تحت تاثير عشق خود به ستايش درخواست او را براي كمك به فرار محمد قبول كرده و با دروغهايي كه به پدر و مادرش و ديگران مي گويد او را به مرز مي رساند.
اما ستايش و طاهر كه شخصيتهاي مثبت داستانند، بعد از مرگ محمد، تصميم به ازدواج با يكديگر ميگيرند؛ آنها وقعي بر نظر خانواده خود نمينهند و براي رسيدن به اين هدف، به خانواده خود پشت پا مي زنند.
وقتي طاهر به حمل مواد مخدر متهم مي شود بدون هيچ تلاشي براي اثبات بي گناهي خود تصميم به خروج قاچاقي از مرز مي گيرد و ستايش او را در اين راه ياري مي كند.
نادري، پدر محمد و ستايش، ديگر شخصيت داستان است كه فردي متدين و مومن است، كلام بيهوده نميگويد و صحبتهايش بوي دين و موعظه مي دهد؛ او رفتار و نقشي مومنانه دارد، به جبههها كمك مالي كرده و براي آزاد شدن زندانيان مالي پول جمع مي كند.
اما با اين اوصاف، او و همسرش _كه معلمي فرهيخته است_ از عهده تربيت فرزندانشان برنيامدهاند؛ پسرشان فردي ترسو است كه از جبهه فرار كرده و دخترشان با زير پا گذاشتن همه ارزشهاي خانواده و بي توجه به مخالفت پدر و مادرش، با مرد دلخواه خود ازدواج كرده است.
نادري به شعارگونههايي از دين اكتفا مي كند و تنها با شنيدن اين جمله از دوستش كه «ازدواج سنت پيغمبره»، به ازدواج دخترش با مردي كه از نظر او صلاحيت ندارد، رضايت مي دهد، او به راحتي از دخترش مي گذرد، اما همچنان طاهر را مقصر اصلي مرگ پسر خود مي داند.
اين تنها قسمتي از بلبشوي يك سريال پرمخاطب است كه هيچ ارزشي را بر نمي تابد. غير از پافشاري براي رسيدن به هدف، ويژگي ديگري در ستايش و طاهر پيدا نمي شود كه آنها را از ديگران متمايز كند؛ ايستادن مقابل پدر و مادر، يكي از مصاديق اين پافشاري است. حتي قانون هم نمي تواند مانع رسيدن آنها به اهدافشان شود.
نمايش هويت تاريخي، اجتماعي، فرهنگي و اخلاقي تمام آنچيزي است كه از يك سريال رسانه ملي انتظار ميرود، كه البته ستايش فاقد آن است.
انتشار خبر ساخت سري دوم سريال «ستايش» نشانگر آن است كه مسئولان سيما بي توجه به محتواي ارزشي، ديني، تاريخي و حتي اجتماعي برنامههاي توليدي، و تنها به دنبال جذب مخاطب هستند./انتهاي پيام/