کد خبر:۱۳۲۷۳۵
نقش تشكيلات از منظر شهيد بهشتي- بخش اول
تشكيلات، تنها شيوه شناسايي و هماهنگ كردن استعدادهاست
شهيد بهشتي معتقد بود كه براي ساخت كشور، مدیریت هماهنگ و همفکر لازم است و افرادي كه تازه همديگر را يافتهاند، نميتوانند با آساني با يكديگر هماهنگ شوند و تنها از طريق تشكيلات ميتوان استعدادها را شناسايي كرده و همكاري و هماهنگي لازم را ايجاد كرد.
گروه انديشه «خبرگزاري دانشجو»؛ در قشرها، سنهها و مناطق مختلف جامعه، انسانهایي با استعدادها، نیروها و توانهای ارزنده يافت ميشوند؛ طرز شناخت و پرورش استعدادها در یک جامعه - اینکه استعدادها را چگونه باید شناخت و بعد از شناخت آن چگونه باید پرورش داد - مسئله اساسی و مهم هر جامعه است.
عدم تشويق صاحبان استعدادها در جامعه آنها را به سوی خطوط انحرافی و چاپلوسی ميبرد
در جامعهای که استعداد انسانها به هدر ميرود و به جای پیدا کردن راههاي شکوفایی همواره به سد و مانع شکفتگی برخورد ميکند، در جامعهای که صاحبان ارزشها و استعدادها به جای تشویق شدن همواره عقب رانده ميشوند، در جامعهای که انسان به جای حرکت در خط انسانتر شدن و رشد کردن به سوی خطوط انحرافی و تملق و چاپلوسی و جلب نظر افراد یا گروههای معین کشانده ميشود، نمیتوان امیدوار بود که استعدادها بارور شوند؛ اين در حالي است كه استعداد و کاردانی، لیاقت و کارآیی است، ولی باید آنها را کشف کرد و شناخت.
سوالاتي كه مطرح است اينكه چگونه بشناسیم؟ آیا شناختهای موضعی کافی است؟ چه بسا در هر منطقه و محلی افراد بالیاقت مسلمان به قدر کافی باشند و ما از آن بیاطلاع باشیم، در اين صورت چه باید کرد تا افق دید و شناسايی استعدادها گستردهتر شود؟
در دوران سازندگی نمیتوان با حرکتهای میلیونی کشور را ساخت
در دوران مبارزه برای سرنگونی رژیم و متزلزل کردن بنیان رژیم خائن مزدور بیگانه و برافکندن آن، حرکت سیلآسا و خروشان مردم لازم بود، ولی در دوران سازندگی نمیتوان با حرکتهای میلیونی کشور را ساخت؛ در دوران سازندگی، هر فرد و گروهی باید مسئولیت خاصی را که از عهده او برمیآید، به عهده بگیرد.
در دوران انقلاب، شعورها در یافتن شعارها همآهنگی و هم اندیشی داشتند
قبل از پیروزی انقلاب همه ما باید نترس، بی باک و مشتاق براي شهادت راه میافتادیم و حرکت میکردیم و از رویارویی با عمال بیگانه نمیترسیدیم.
در اين دوران شعارها از عمق دل ها بيرون میآمد و دلها در دادن شعارها هماهنگ شده بودند، شعورها در یافتن شعارها همآهنگی و هم اندیشی داشتند، اینها سهل و آسان، و در عین حال که پر عظمت و پر بها بود.
البته چندان هم آسان بدست نیامده بود ولی پس از بدست آمدن، تحقق یافتنش آسان بود، ولی آیا برای ساختن روستاها نیز میتوانستیم چنین عمل کنیم؟ آیا برای تبدیل تهران آلوده مضطرب پنج میلیونی به شهر دو میلیونی میتوان آرام گفت كه ای مردم حرکت کنید به سوی جايی که در انتظار شماست؟ این کار عملی و کارساز است؟!
بدون شک برای دوران سازندگی، نیازهای جدیدی تعريف ميشود كه باید بعد از شناسايی استعدادها، آنها را گروهبندی کرد تا معلوم شود هر کس و هر گروهی در کجا میتواند قرار بگیرد و پس از گروهبندی باید به آنها میدان شکفتگی داد، اما چه کسانی میتوانند برای شکفتگی این استعدادها میدان باز بدهند؟
هنر تشكيلات؛ شناسايي استعدادها و نحوه هماهنگ كردن آنهاست
وجود یک مدیریت هماهنگ و همفکر و منسجم، با شاخهها و رشتههای فراوان به سوی مراکز تصمیمگیری و اجرايی در دوران سازندگی بعد از پیروزی انقلاب لازم است، ولی مسلماً کسانی که امروز و دیروز همدیگر را یافتهاند و هر کدام دارای اندیشه و طرز فکر مخصوص خود هستند، نمیتوانند به آسانی با هم یک مجموعه هماهنگ منسجم بوجود آورند، بنابراین در این مرحله از جامعه ما این سوال مطرح میشود که ما از چه راهی میتوانیم یک دوره آمادگی برای همفکری، همکاری، همشناسی و همارزی یکدیگر بوجود آوریم؟
پاسخ ما به این سوال این است که فقط از راه تشکیلات و تشکل خواهیم توانست چنین محیطی را ایجاد کنیم، ما به یک تشکیلات نیرومند، هماهنگ، خلاق و منسجم که در آن استعدادها همدیگر را بیابند، نیازمندیم، ما به محیطی که محل تلاقی استعدادها و محل شناسايی متقابل استعدادها باشد و استعدادها در آنجا زمینهای برای شکوفايی پیدا کنند و نيز محیطی مناسب برای همکاری و هماهنگی احتیاج داریم.
چنین تشکیلات وسیع، مؤثر و منسجمي میتواند هم استعدادها را در سطح گستردهتری بشناسد، هم ميداند در هر شاخه چه کسانی را داریم که ساخته شدهاند و چه کسانی آماده برای ساختهشدن هستند و همچنین میداند که اینها چگونه میتوانند هماهنگ کار کنند؛ این هنر یک تشکیلات است.
لزوم هدایت شبکهای و شکلیافته براي به كارگيري نيروها
مسئله گروه، گروه شدن حزب و حزب و دسته دسته شدن براستی میتواند خطرآفرین باشد و ملت ما را که در یک مسیر مشترک و یگانه و تحت رهبری واحد حرکت میکند، به گروهها و دستههای مختلف با رهبریهای گوناگون و مسیرهای گوناگون تبدیل کند، ولی اگر قرار باشد مردم ما متشکل نشوند، اگر این نیروی مردمی تودهای که همواره بار انقلاب بر دوششان بوده و نیروی انقلاب بودند، سازماندهی و هدایت شبکهای و شکلیافته نداشته باشند، چطور میتوان آنها را به کار گرفت؟
آیا مردم میتوانند راه متناسب با حرکت خود را آگاهانه و با اطمینان و به راحتی پیدا کنند؟ مسلماً «هر کسی باید مدتی سرگردان باشد، به این در و آن در بزند تا به حرف این و آن گوش بدهد و مدتها برای جمعبندی مطالبی که شنیده است زحمت بکشد و تازه معلوم نیست نتیجهای بدست میآورد یا نه! پس این هم خطری است.
از طرف دیگر اگر در جامعه فقط خودمان بودیم و اگر قرار بود متشکل نباشیم، هیچ کدام متشکل نمیشدیم و مسئلهای هم رخ نمیداد، در حالی که امروز واقعیت عینی در جامعه ما چیز دیگری است.
امروز اگر توده مسلمان با ایمان در خط اسلام راستین متشکل نباشد، دیگرانی هستند که ما بخواهیم و نخواهیم از سالها پیش در خط تشکل افتادهاند و تجربه سازماندهی و سازمانیابی دیرینه دارند و تنها ایرادی که دارند اين است كه در اقلیت هستند، ولی همین اقلیت در کمین نشستهاند تا در اولین فرصت شما توده به پا خاسته را طعمه خود قرار دهند.
باندها مانند كركس در کمین فرصتها و قدرتها و طعمهها در محیط اجتماعی نشستهاند
از این گذشته اگر در جامعهای حزب و تشکیلات رسمی نباشد، مسلما در آن جامعه گروههایی پیدا میشوند و اطراف هر شخصیتی و هر صاحب نفوذی گرد میآیند و به جای آن که احزاب و سازمانهای متشکل باشند، باندهای خطرناک فاقد تشکل و مسئولیت و انضباط تشکیلاتی بوجود میآیند که خطرشان برای وحدت چندین درجه بیشتر است.
در واقع اين باندها دائماً بر سر قدرت کشمکش دارند؛ باندها مصداق کامل فرصتطلبان هستند كه هر جا طعمهای بود رو میآيند و هر جا خطری بود زیر میروند.
گروه هايي هستند در کمین فرصتها و قدرتها و طعمهها كه در محیط اجتماعی نشستهاند و مانند کرکس با چشمهای تیزبین نگاه میکنند تا ببینند کجا لاشهای هست!
آیا خطر این باندها برای وحدت جامعه بیشتر است یا احزاب و دستههای منظم که دارای تشکیلات، خطوط و مواضع، مسئولان و مسئولیتهای مشخصی هستند؟ پس تشکیلات لازم است.
ای مؤمنان مسابقه بگذارید در ساختن خود و محیط و الگوی مطلوبتر و اسلامیتر شدن
خطر تشکیلات از بیتشکیلاتی برای وحدت جامعه کمتر است، اما دغدغه وجود دارد و از بین نمیرود؛ اگر قرار باشد بساط حزب بازی و گروهگرایی و انحصارطلبی در جامعه گسترده شود وحدت مسلمان در خطر خواهد بود و این یک واقعیت است. پس چه باید کرد؟
ما در این زمینه در اسلام و قرآن تعلیم زیبایی داریم و آن این است که میفرماید: ای مؤمنان، اي تک تک مردان و زنان باایمان، ای مجموعههای بوجود آمده از مردان و زنان باایمان راه اسلام، راه مسابقه در خیرات است، مسابقه بگذارید در خود ساختن و محیط ساختن و الگوی مطلوبتر و اسلامیتر شدن، گروه گروه باشید، اما در یک مسابقه مثبت، نه در یک مسابقه تخریبی منفی؛ رمز کار در اینجاست و این را باید درست کرد.
ادامه دارد ...
/انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰