به یمن بازگشت بهایی‌ها و کمونیست‌ها پایکوبی می‌کنیم
کد خبر:۱۳۲۸۱۸
آرزوهای جدید نوری‌زاد

به یمن بازگشت بهایی‌ها و کمونیست‌ها پایکوبی می‌کنیم

نوری‌زاد در نامه جدیدش فراموش کرده توضیح دهد چگونه کسانی که هویتشان را در راه نفی نظام جمهوری اسلامی بدست آورده‌اند، می توانند در سایه نظام زندگی کنند و چطور می توان آرزو کرد کسانی مانند بهایی‌ها که ساخته دست استعمار و عمله صهیونیسم هستند، برگردند و در کنار ما زندگی کنند؟
گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو»؛ یک وبلاگ نویس، ذیل تیتر «ترحم بر پلنگ تیز دندان...» نوشته بود: «با صداي خواهرم بيدار شدم كه داشت با مادرم حرف مي زد. مثل اينكه گربه سر وقت كبوترها رفته و بال يكي از آنها را هم شكسته بود. چند شب مي شد كه دل خواهرم به حال گربه كه مي آمد و «ميو ، ميو» مي كرد، مي سوخت و به گربه غذا مي داد. اين هم جواب محبت گربه. حالا هي بشين و براي كبوتر گريه كن!»
 
داستان بالا، نقل امروز ماست. آقایانی که دیروز اعتراضاتشان به تهاجم فرهنگی گوش فلک را کر کرده بود و دولتمردان آن روز را «عمر سعد» و «شمر بن ذی الجوشن» خطاب می کردند، امروز در سراشیبی عبور از ارزش ها چنان سرعت گرفته اند که صهیونیست و بهایی را خودی می دانند و به انتظار بازگشتشان نشسته اند.

به طور مشخص تر از «محمد نوری زاد» سخن می گویم.

وی که از تیر ماه 88 شروع کرده به نصیحت بزرگان و هر روز نامه جدیدی منتشر می کند و ابعاد جدیدی از شخصیت پنهانش را آشکار می کند، در جدیدترین نامه اش، آرزوی روزی را کرده که همه ایرانیان، اعم از منافقین، بهایی ها، کومله، ضد انقلاب خارج نشین، ایرانیان معاندی که برای اسرائیل کار می کنند، رقاصه ها و آوازه خوان های زمان شاه و خلاصه هر کس نام ایرانی دارد، بیایند و در کنار هم در یک فضای گل و بلبل با آرامش زندگی کنیم.
 
نوری زاد در نامه اش آورده است: «فردا، که زیاد دور نیست، مردان و زنان رنجیده و قهرکرده و رفته ی ما، به سرزمین مان بازخواهند گشت و ما در معابر شهر به یمن ورودشان پایکوبی خواهیم کرد ... در فردایی که زیاد دور نیست، کمونیست های سرزمینمان، کرسی تدریس خواهند داشت ... فردا که زیاد دور نیست، در قم و در هر کجا برای دراویش مان، خانقاه هایی مفصل خواهیم ساخت و پریشان موی و پیاده پای به هر کجای کشورمان خواهیم رفت و از بهاییان سرزمین مان بخاطر سال ها آسیب و دربدری و ظلم دلجویی خواهیم کرد ... به همه جهانیان نشان خواهیم داد که در نگاه فهم ما، مردمان بی گناه اسرائیل، و شیعیان جنوب لبنان، یکسان اند.»
 
نوری زاد در حالی، بدیهی ترین اصول عقلانی را زیر سوال برده است و دچار شدیدترین درجه تساهل و تسامح شده که فراموش کرده توضیح دهد كه چگونه کسانی که هویتشان را در راه نفی نظام جمهوری اسلامی به دست آورده اند، می توانند در سایه نظام زندگی کنند و چطور می توان آرزو کرد تا کسانی مانند بهایی ها که ساخته دست استعمار و عمله صهیونیسم هستند، برگردند و در کنار ما زندگی کنند؟

نوری زاد توضیح نداده که آیا این ترحم بر دشمنان آشکار و پلنگان تیزدندان، ظلم به ملت ایران و جانفشانی های شهدا نیست؟

وی آنقدر در نامه نگاری هایش به تناقض گویی افتاده که تشخیص تناقض گفتارش احتیاج به هیچ تلاشی ندارد.

وی در قسمتی از نامه اش آورده: «روسری های اجباری را از سر بانوان مان برخواهیم داشت ...» و چند سطر بعد گفته: «در همان روزی که زیاد دور نیست، از قانون عذر خواهیم خواست ... و به او قول خواهیم داد که به حرفش گوش کنیم و به اجرای همه جانبه بایدها و نبایدهایش همت ورزیم.»
 
نوری زاد اما به این تناقض پاسخ نداده که مگر حجاب در کشور یک قانون نیست؟ پس چرا آن را محترم نمی شمری و جزو باید و نبایدها به حسابش نمی آوری؟
 
شاید قانون محترم در نظر او قانونی باشد که خودش تدوین کرده باشد./انتهای پیام/
پربازدیدترین آخرین اخبار