حاجيلو، معيني و پرهيزگار قرباني شدند يا بركنار ؟!
گروه ورزشي «خبرگزاري دانشجو»؛ تيم فوتبال اميد كشورمان ناباورانه از دور مسابقات انتخابي المپيك كنار رفت و در حالي كه اهالي فوتبال مات و مبهوت در پي تفسير اتفاق رخ داده، بودند، مسئولان فدراسيون سراسيمه به دنبال مقصر آن مي گشتند.
تمام اهالي فدراسيون فوتبال متهم اين سهل انگاري بودند، ولي سعي داشتند انگشت اشاره خود را به سمت ديگري بگيرند كه در نهايت در جلسه روز گذشته در دفتر كفاشيان، فريدون معيني، حاجيلو و پرهيزگار به عنوان مقصر معرفي، و از سمت خود بركنار شدند.
اين اقدام عجولانه كفاشيان راهگشاي مشكلات فوتبال نيست، بلكه تنها مسكني كوتاه مدت به حساب مي آيد؛ مسكني كه تنها براي مدتي اندك اين درد را ساكت مي كند، ولي به محض قرار گرفتن در كارزارهاي بزرگ سر باز مي كند و دوباره به نوعي ديگر خود را نشان مي دهد.
در اينكه اين افراد بايد با دقت بيشتري بر كار تيم اميد نظارت، و پيش از بازي برگشت با عراق با صبر بيشتري مشكل پيش رو را حلاجي مي كردند، جاي هيچ بحثي نيست و نمي توان اين افراد را بي تقصير دانست، اما آيا با اين اخراج ها درد فوتبال ما درمان مي شود؟
مشكل فوتبال ما فراتر از اين اخراج ها و انتصاب هاست، رئيس فدراسيون يك روز برخلاف نظر تمام كارشناسان افرادي را انتخاب، و بدون توجه به توانايي هاي آن فرد، يك تنه در مسند وكيل مدافع از آن فرد دفاع كرده و در جاي ديگر يك فرد كارآمد را اخراج مي كند.
شايد پرداختن به بسياري از اين مسائل تكراري باشد، ولي بايد قبول كرد كه اينها مشكلاتي است كه گريبان فوتبال ما را گرفته است و نمي توان از آنها فرار كرد.
مسئله اخراج حسين شمس از تيم ملي فوتبال آن هم در شرايطي كه اين تيم، تنها تيم زير شاخه فدراسيون بود كه خوب كار مي كرد، غير منطقي به نظر مي رسيد و در عوض انتخاب افرادي بدون كارنامه و بي تجربه براي تيم هاي پايه جاي سوال داشت.
چرا مسئولان فدراسيون فوتبال هميشه به دنبال مقصر كردن افراد پايين تر هستند؟ آيا اين انتخاب ها از جايي خارج از فدراسيون و با دستور افرادي از بيرون بوده است؟ آيا تكرار اتفاقات غير قابل توجيه براي تيم هاي پايه، تيم ملي و اميد را مي توان به بدشانسي نسبت داد؟ آيا وقت آن نرسيده است كه تغييرات را از راس هرم فدراسيون آغاز كنيم؟
كفاشيان كه اين روزها به قول خودش بدترين روزهاي زندگيش را مي گذراند، بايد قبول كند كه گاهي استعفا و باز كردن ميدان براي افراد ديگر بهترين راه براي نشان دادن تعصب كاري است؛ اگر كفاشيان ادعا مي كند كه دلش براي فوتبال ايران مي تپد، بايد از فوتبال جدا شود تا شايد با حضور فرد ديگري در راس اين فدراسيون، شاهد رشد فوتبال ايران و برون رفت از اين بحران باشيم.
نبايد فراموش كنيم كه اگر قرار بود فوتبال ما تنها با معرفي مقصر پيشرفت كند شش سال تمام شاهد ناكامي تيم هاي فوتبال نبوديم؛ وقت آن رسيده است كه كفاشيان به عنوان رئيس فدراسيون فوتبال پاسخگوي مردم و اهالي فوتبال باشد./انتهاي پيام/