کد خبر:۱۳۳۰۸۷
نگاه تاريخي به روند حركت يهود- بخش سوم
خداوند بنياسرائيل را بر جهانيان برتري داد؟
خداوند بنياسرائيل را بر جهانيان برتري داد اما آنان دچار خطاي بزرگي شده بودند و گمان ميكردند خداوند نژاد آنان را ارج نهاده است در حالي خداوند بنياسرائيل مؤمن به آموزههاي موسي (ع) را برتري داده بود.
گروه انديشه «خبرگزاري دانشجو»؛ پس از استقرار بني اسرائيل در منطقه قدس، دانشهايي كه در صحراي سينا از موسي (ع) آموخته بودند با تجربه عملي همراه شد و مجموع توانمندي در آنان به وجود آمد. اگر اين توانايي در راستاي اهداف انبيا باقي ميماند، وعده «حكومت مستضعفين بر عالم» تحقق مييافت.
مسير حق هيچگاه با افرادي كه توان تسلط بر خواستههاي مادي و اميال خود را ندارند طي نميشود
قدرت هنگاميكه به سمت تبديل شدن به خواهشهاي نفساني ميرود با هدف الهي قابل جمع نيست و ويرانگر است و مسير حق هيچگاه با افرادي كه نميتوانند بر خواستههاي مادي و اميال خود مسلط شوند طي نخواهد شد.
بني اسرائيل تا هنگامي كه در مسير حق و خدا بودند به آساني به حاكميت دست مييافتند چرا كه توان اجرا و گسترش آن را داشتند اما انحراف در بين آنها خواستههايشان را تغيير داد.
خداوند در آيه 47 سوره بقره ميفرمايد: اي بني اسرائيل نعمتي را كه بر شما ارزاني داشتم و شما را بر جهانيان برتري دادم به ياد بياوريد.
خداوند آنان را بر جهانيان برتري داده بود و عنايت خويش را همواره بر آنان نازل ميكرد اما آنان دچار خطاي بزرگي شده بودند و گمان ميكردند خداوند نژاد آنان را ارج مينهد در حالي خداوند بنياسرائيلي كه به آموزههاي موسي (ع) ايمان آورده بود برتري داده بود.
خداوند در آيه 70 سوره مائده قتل انبيا را به اين مجموعه نسبت ميدهد در حالي كه همه بني اسرائيل پيامبركش نبودند بلكه اينان گرد محور و سازماني منحرف، كه به يهود تعبير ميشود، جمع شده بودند. سازماني كه هم دوره ديده، هم تجربه اندوخته، و هم منحرف شده بود.
بنياسرائيل به جاي پيامبر درخواست پادشاه ميكند
زماني میرسد که این قوم تصمیم میگیرند پادشاه داشته باشند و گفتند که اگر به جای پیامبر مَلَک داشته باشیم تبعیت خواهیم کرد، مثل زمانی که بت دیدند و از حضرت موسی بت خواستند و جریان سامری پیش آمد.
فرقه منحرفي كه همچنان ميخواهد بر قدرت مسلط شود در كنار داوود حضور دارد اما فعلا عرصه ابراز نيست پس از فوت داوود پسرش حضرت سليمان به جاي ايشان نشست.
از این پس سقوط بنیاسرائیل اتفاق میافتد و چون آخر داستان است خداوند شمه بسیار ضعیفی از حکومت آخرالزمانی را در زمان حضرت سلیمان نمایان میکند تا نشان دهد که اگر ایستادگی میکردید به چه حکومتی میرسیدید!
بنی اسرائیل بعد از حضرت سليمان کاملا حزب شیطان شد
حضرت سليمان به حاكميت بينظيري دست يافت و در همين دوران هيكل را بنا نهاد هسته انحرافي بني اسرائيل در اين حكومت نيز زيست و خواسته جهاني شدن او دو چندان شد چرا كه شكوه و اقتدار آن حكومت عجيب را ميديد.
آنها بعد از فوت سليمان دوباره سحر را به کار گرفتند و گفتند کارهای حضرت سلیمان از جنس پیامبری نبوده و سحر بوده است. بنی اسرائیل از این پس کاملا حزب شیطان است.
بر اثر اختلاف میانشان جنگ درگرفت و دو کشور اسرائیل و یهودیه شكل ميگيرد. از 12 بسط فرزندان يعقوب، 10 سبط در اسرائیل و 2 سبط بنی بنیامین و بنی یهودا در یهودیه بودند.
مشخص نیست در تاریخ چه اتفاقی رخ داده که بر اثر جنگ و تحریک و قومکشی، کشور یهودیه با پادشاه بابل بر سر داستان بختالنصر هم دست میشوند و کشور اسرائیل را میگیرند. 10 سبط در تاریخ گم میشوند و یهود که یک دوازدهم قوم بنیاسرائیل است شکل میگیرد. در واقع قوم بنی اسرائیل از بین رفته و ریشه اصلی صهیونیسم امروز احتمالا از قوم خزران ساکن در شمال دریای قزوین (خزر) است.
سازمان يهود به اميد رسيدن به حاكميت جهاني تلاشهاي شيطنت آميز خود را ادامه دادند و انبياي مصلح را به قتل رساندند تا بالاخره نوبت به آخرين پيامبر از بني اسرائيل رسيد كه براي اصلاح آنها و ديگران ظهور كرد.
خاخامهاي يهود بتپرست نبودند بلكه ماديگرايان منحرفي بودند
حضرت عيسي واپسين تن از بني اسرائيل است كه براي اصلاح به پيامبري برگزيده شد. عيسي با شرك بني اسرائيل نمي جنگيد؛ چراكه احبار و خاخامهاي يهود بتپرست نبودند بلكه آنان ماديگرايان منحرفي بودند كه دين را در مسير اهداف خود ميخواستند و چون عيسي(ع) خلاف اين خواستهشان عمل ميكرد با او به ستيز افتادند.
كساني كه به عيسي(ع) گرويده بودند، به تحريك يهوديان به شدت از جانب حكومتهاي مركزي تحت تعقيب قرار ميگرفتند. سيستم يهود ميخواست اين حركت را سركوب كند؛ چرا كه اين حركت مخالف خواسته آنان بود.
يهود با نفوذ در مسيحيت انجيل را تغيير داد
يهود با نفوذ دادن پولس به ميان مسيحيان، جهان مسيحيت را با كمال زيركي در اختيار خود گرفت و توانست انجيل را تغيير محتوا داده تا جايي كه حتي نام قدس بعضاً در منابع مسيحي (عهد جديد)، يهوديه ذكر شده است و بالاخره در قرن 16 ميلادي، مارتين لوتر، ضربه پولس را تكميل نمود و مسيحيت كاملاً در اختيار يهود قرار گرفت.
آيات 4-8 بروج آورده شده كه ذونواس يهودي دست به كشتار اصحاب اخدود زد، او در نجران منطقه يمن حاكم شد و مسيحيان را به دين يهود فراخواند پس از اينكه آنان دعوت او را نپذيرفتند همه آنان را كشت.
دو نفر از بنی اسرائیل که در قرآن همنام برده شدهاند افراد صالحی نبودند: قارون که مظهر سرمایهداری است و دیگری سامری که مظهر سحر و جادوست. /انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰