کد خبر:۱۳۳۳۳۱
بازخوانی برخی مناظرات امام هفتم (ع)؛
امام موسی کاظم (ع): تمام مرزهای اسلامی حدود فدک است
روزى هارون الرشید به موسى بن جعفر (ع) گفت: مىخواهم فدک را به تو برگردانم. امام (ع) فرمودند: من فدک را نمىخواهم مگر با حدود آن. هارون گفت: حدود آن را مشخص کن. امام (ع) فرمودند: اگر حدودش را بگویم آن را به من نخواهى داد؛ چرا كه تمام مرزهای اسلامی حدود فدک است.
گروه معارف «خبرگزاری دانشجو»؛ روزى هارون الرشید به امام موسى بن جعفر(ع) گفت: مىخواهم فدک را به تو برگردانم. امام (ع) فرمودند: من فدک را نمىخواهم مگر باحدود آن. هارون گفت: حدود آن را مشخص کن. امام (ع) در جواب فرمودند: اگر حدودش را بگویم آن را به من نخواهى داد. هارون اصرار کرد و گفت: فدک را با حدودش به امام خواهد بخشید. امام (ع) فرمود: حد اول فدک، عدن است. هارون با شنیدن این جمله در هم کشیده شد و امام ادامه داد: حد دوم آن سمرقند و حد سوم آن آفریقا و حد چهارم آن نواحى دریاىخزر و ارمنستان است. هارون الرشید در حالى که به شدت عصبانىشده بود، گفت: با این حال چیزى براى ما باقى نمىماند! امام (ع) فرمود: من از اول گفتم كه اگر فدک را بخواهم با حدود آن است و تو آن را به ما نخواهى داد.
این حدیث نشان مىدهد که قضیه فدک رمز حکومت عدل است و امام با بیان این مطلب بر حکومت بنىعباس خط بطلان کشید.
ما از مادر، فرزندان پیامبریم همانند عیسی که از مادر فرزند انبیا بود
یکى از شگردهاى تبلیغاتى دستگاه خلافت، مسئله انتساب هارون به خاندان رسالت بود و شخص هارون بر این مسئله بسیار تکیه مىکرد.
او روزى وارد مدینه شد و سمت بارگاه پیامبر اکرم(ص) رهسپار شد. هنگامى که به حرم رسید و انبوه جمعیت را دید، رو به مزار پیامبر کرد و گفت: درود بر تو اى پیامبر خدا، درود بر تو اى پسر عمو. او این کلمات را با صداى بلند گفت تا مردم بدانندخلیفه پسر عموى پیامبر است. در این هنگام امام هفتم (ع)که در آن جمع حاضر و از هدف هارون آگاه شده بود، نزدیک مزار پیامبر رفتند و با صداى بلند فرمودند: درود بر تو اى پیامبر خدا (ص)، درود بر تو اى پدر. هارون از این سخن سخت ناراحت شد، رنگ صورتش تغییر یافت و بىاختیار گفت: واقعا این افتخار است.
هارون نه تنها کوشش مىکرد انتساب خویش به مقام رسالت را به رخ مردم بکشد، بلکه به طريقي مىخواست پیامبر زادگى این پیشوایان بزرگ را نیز انکار کند.
وي روزى به امام کاظم (ع)گفت: شما چگونه ادعا مىکنید فرزند پیامبرید، در حالى که فرزندان على(ع) هستید؛ زیرا هر کس به جد پدرى خود منسوب مىشود، نه جدمادرى!؟ امام کاظم (ع) در پاسخ آیهاى را تلاوت فرمودند که خداوند ضمن آن مىفرماید: «... و از نژاد ابراهیم، داوود، سلیمان،ایوب، زکریا، یحیى، عیسى و الیاس را که همگى از نیکان و شایستگانند. هدایت کردیم.» آنگاه فرمودند: در این آیه، عیسى از فرزندان پیامبران پیشین شمرده شده است، در صورتى که او پدر نداشت و تنها از طریق مادرش مریم نسبتش به پیامبران مىرسید پس به حکم این آیه، فرزندان دخترى نیز فرزند شمرده مىشوند و ما نیز به واسطه مادرمان حضرت زهرا (س) فرزند پیامبریم.
تو از نسل پيامبر نيستي!
تو از نسل پيامبر نيستي!
در مناظره مشابه دیگرى، امام در پاسخ به این پرسش که چرا شما خود را فرزندان رسول خدا (ص)مىنامید؟ فرمود: اى هارون! اگر پیامبر زنده شود و دختر تو را براى خود خواستگارى کند، آیا دخترت را به پیامبر تزویج مىکنى؟ هارون گفت: نه تنها تزویج مىکنم، بلکه با این وصلت به تمام عرب و عجم افتخار مىکنم.
امام فرمود: ولى این قضیه در مورد من صادق نیست. نه پیامبر (ص)دختر مرا خواستگارى مىکند و نه من دخترم را به او تزویج مىکنم؛ زیرا من از نسل اویم و این ازدواج حرام است، ولىتو از نسل پیامبر نیستى./انتهای پیام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰