«داستان عامه پسند»؛ روزنه رستگاري در انتهاي تاريكي
کد خبر:۱۳۳۳۷۲
نقدو‌تحليلي بر آثار سينمايي‌هاليوود(دوره جديد)-11

«داستان عامه پسند»؛ روزنه رستگاري در انتهاي تاريكي

«پالپ فيكشن» يا همان داستان عامه پسند نمونه‌اي يگانه و چيره از سينماي عجيب و غريب و در عين حال هيجاني و نوآور است با داستاني كه نه در ظاهر و شعار، بلكه در باطن و انتها و بتدريج، به نوعي رستگاري خيره كننده و تاثيرگذار مي‌رسد.  

گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ فيلم سينمايي «پالپ فيكشن» (داستان عامه پسند) به كارگرداني كوئنتين تارانتينو در زمان اكران خود به واقع از نمونه هاي شفگتي آور سينماي جهان شد؛ فيلمي كه نويد حضور كارگرداني جوان و خوش استعداد را در ژانر سينماي نوآور و هجوگرا مي داد.


داستان عامه پسند نمونه بارز از يك خلاقيت سينمايي فراتر از قاعده ها و اصول از پيش شناخته شده سينما است كه مي توان هجو را به عنوان يكي از زمينه ها و مضامين آن برشمرد؛ محصولي فوق العاده و خارق العاده از كارگرداني تا پيش از آن ناشناخته.

 

«پالپ فيكشن» يا همان داستان عامه پسند نمونه اي يگانه و چيره از سينماي عجيب و غريب و در عين حال هيجاني و نوآور است با داستاني كه نه در ظاهر و شعار، بلكه در باطن و انتها و بتدريج، به نوعي رستگاري خيره كننده و تاثيرگذار مي رسد.

 

داستان دو شرور و جاني باسابقه كه به قتل و غارت مي پردازند و در اين ميانه وام گرفتن از همه دستاوردهاي سينما، از تلفيق ژانرها و داستان ها گرفته تا هجو اسطوره ها و عادت هاي سينمايي و هنري پيش از خود را شامل مي شود.


«پالپ فيكشن» تلفيقي از خلاقيت و دقت و تمرين و سينماورزي است در بستري از تكاپو و هجو با رگه هايي از اشارت هاي اخلاقي-مذهبي و تلنگرهاي انساني كه اوج آن را مي توان در سكانس هاي پاياني فيلم مشاهده كرد.


داستان عامه پسند به فيلم كالت يا باليني بسياري از سينمادوستان ايراني تبديل شده است و جاي ويژه در خاطرات آرشيو يادگاري آنها دارد؛ فيلمي درباره رستگاري و هجو عادت ها، يادآوري خدا و انسانيت در انتهاي نكبت و فلاكت منتشر در زندگي روزمره انسان معاصر غربي.


نمونه هاي قلابي و جعلي به ظاهر مذهبي و انساني در سينماي ايران و جهان دقيقا در مقابل رهيافتي است كه «پالپ فيكشن» براي خود انتخاب مي كند؛ به اين شكل كه در جعليات قلابي سينماي مزورانه و رياكارانه براي ايجاد حسي معنوي و گفتن از خدا و انسانيت و دين و مذهب معمولا يكسري نشانه هاي تكراري به مخاطب حقنه مي شود؛ ‌چيزهاي مثل روستا، دشت، آدم هاي ساده لوح و خنگ و مقاديري موسيقي كشدار و خواب آور؛ گويي كه مضامين مذهبي را صرفا در بيرون از شهر و با فاصله از روزمرگي هاي مهيب آن مي توان يافت، جايي مثل دهات هاي دورافتاده و يا در ميان آدم هاي عقب افتاده.


نمونه هاي بي شماري از اين نوع سينماهاي رياكارانه و جعلي را مي توان در سينماي خودمان يافت، اما «پالپ فيكشن» به ما يادآوري مي كند كه خدا و معنويت و رستگاري و عجز انسان و بيچارگي او را نه فقط در دشت و دهات، بلكه در متن زندگي و در كشاكش فرساينده و بي مهاباي شهرهاي شلوغ هم مي توان يافت و شايد مهمترين ارزش متني و مضموني و محتوايي فيلم «پالپ فيكشن» همين باشد كه هست.


فيلم چه از جهت ساختاري و مولفه هاي بصري مثل فيلمنامه،‌ ميزانسن، بازي ها، موسيقي و لوكيشن ها و چه از جهت نرم افزار و محتواي فيلمنامه اي و بويژه اشارت ها و استعارات متني، اثري ارزشمند،‌ غني و حائز ويژگي هاي منحصربفرد است.


فيلم در واقع حديث رستگاري است منتها نه يك رستگاري فريز شده، آبستره و يا ايزوله كه به شيوه گلخانه اي، مصنوعي كاذب و رياكارانه رشد و نموي سرطاني يافته باشد، بلكه يك رستگاري پرتكاپو،‌ پرتنش، جاندار ‌و پرخون كه از دل جنايت و تاريكي و عجز و بيچارگي و از متن و بطن زندگي در دنياي رو به اضمحلال غرب بيرون آمده است.


داستان عامه پسند ساخته تحسين برانگيز و تاثيرگذار كارگردان جوانش كوئنتين تارانتينو، يكي از آثار ماندگار و حقيقتاً از فيلم هاي ارجمند چه به لحاظ ساختاري و فني و چه از جهت معيارهاي مضموني و متني به شمار مي آيد كه تا به حال بارها در ليست فيلم هاي كالت و باليني منتقدان سراسر جهان بوده است./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار