پيامبر؛ پيام‌آور اميد در فضاي مملو از نااميدي
کد خبر:۱۳۳۴۹۶
مبعث؛ خاتمیت پيامبر

پيامبر؛ پيام‌آور اميد در فضاي مملو از نااميدي

وقتی پیامبر (ص) از کوه نور فرود می‌آمد تا یک دنیا امید به بشریت عرضه کند، همه در ناامیدی به‌سر می‌بردند، و او با کوله‌باری از امید آمد تا بشر را به آسمان که معنی امید است متصل نماید.
گروه معارف «خبرگزاري دانشجو»؛ بعثت رويدادي بود كه با آن خداوند وجود مبارک پيامبرش را به عنوان دریچه‌ ظهور رحمت پروردگاری‌اش به بشريت هديه داد.
 
وقتی پیامبر (ص) از کوه نور فرود می‌آمد تا یک دنیا امید به بشریت عرضه کند، همه در ناامیدی به‌سر می‌بردند، و او با کوله‌باری از امید آمد تا بشر را به آسمان که معنی امید است، متصل نماید.
 
پیامبر(ص) در مقابل انبوه ظلمات زمانه، ظلمتی که می‌خواست خود را به عنوان واقعیتی پایدار به بشریت تحمیل کند، یک تنه ایستاد و امیدوار بود که موفق می‌شود، و بزرگی وَحی و روح بزرگ پیامبر(ص) باعث شد که امروز بشر راه حقیقت را بشناسد، هرچند در پیمودن آن بعضاً کاهلی می‌کند. مهم این است که راه گم نشده است.
 
هدايت؛ بزرگ‌ترين لطف خدا به بشريت

پیامبر در تمام طول عمر مباركشان دغدغه‌ هدایت مردم را داشتند و اينگونه بود كه شایسته‌ شدند تا هدایت الهی به‌دست او انجام گیرد.
 
محمد(ص) در ابتدا خود را پرورید تا دریچه‌ هدایت خداوند برای بشریت شد و البته چقدر در پروریدن خود جهت این امر مهم زحمت کشید و راستی چه لطف بزرگی بود بعثت نبی برای بشریت، مگر لطفی بزرگ‌تر از هدایت برای بشر هست؟ كه اگر نبود خداوند در 164 آل‌عمران آن را منّت نمی‌نامید، آن‌جایی که مي‌فرمايد:
 
«لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَى الْمُؤمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولاً مِّنْ أَنفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُواْ مِن قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُّبِينٍ »؛ به يقين خدا بر مؤمنان منت نهاد [كه] پيامبرى از خودشان در ميان آنان برانگيخت تا آيات خود را بر ايشان بخواند و پاكشان گرداند و كتاب و حكمت به آنان بياموزد قطعا پيش از آن در گمراهى آشكارى بودند.
 
خاتمیت را خبر داد که مردم منتظر دین دیگری نباشید! یعنی با آنچه دارید در همه‌ عرصه‌ها می‌توانید به نتیجه برسید، اگر در عمل موفق نشدید، باز خود را تنظیم کنید تا موفق شوید، راه دیگری نیست، جهان با این دین باید تغذیه شود.
 
انقلاب اسلامي نمونه عملي تحقق پيام مبعث

انقلاب اسلامي نيز در امتداد همان راهي كه اسلام به ما معرفي كرده، به بشريت نشان داد كه اسلام توان بالغ كردن بشريت را دارد و تنها راه رسيدن به هدف مطلوب زندگي است.
 
پیامبر با بعثت الهی خود، خود را تا ابد در بین ما آورد و زندگی ما را گرم وجود خود کرد تا ما در این زندگی، سرد و سست نمانیم؛ چرا كه شرط اساسی جای‌دادن نبی در زندگی، احساس نیاز به نبی است.
 
امروز در فضايي كه گوش بشر نسبت به حقیقت کر شده و قلب بشر از گرمای عشق الهی محروم گشته، بیش از همیشه به او نیاز داریم و بیش از همیشه باید او را در بین خود جای دهیم.
 
ای پیامبر خدا! به سکوت عظیم دل‌های ما منگر؛ باز به سوی دل‌های ما بیا و در عمق اندیشه‌ ما بنشین تا زندگی را بیهوده نپیماییم.
 
به خلوت و سکوت زندگی ما پا بگذار، کوچه‌های زندگی‌مان میهمان‌خانه‌ حکم تو است، هُرم نفس‌های حیات‌بخشت چه غوغایی با جان ما خواهد کرد، تپش قلبی که تو بر او فرود آیی از زمزمه‌ ملائکه روحانی‌تر است.

فقط آنچه تو گفتی حقیقت است و رسائی صدای تو هشدار باشی است برای بشرِ بریده از آسمان، پس هرگز جای تو در جان ما خالی مباد.
 
عهد با پيامبر تغييرناپذير است

عهد با تو، عهدی است سخت شورانگیز؛ همراه با پایداری در عشقی مقدس، بر ما مباد که از چنین عهدی شانه خالی کنیم. نیازهای ما در طول تاريخ دگرگون شده و می‌شوند ولی عهد با تو تغییرناپذیر است، در گروي عهد با تو، زندگی به آرامش می‌نشیند و نیازهای حقیقی انسان برآورده می‌شود.
 
تو خود مي‌داني كه انسان بدون نبي مرده است؛ ما بی ‌تو مرثیه مرگ خود را می‌خوانیم و مرغ دلمان را فقط با وحی تو می‌توانیم از این مرگ برهانیم و بر دشت‌های ناگشوده پرواز دهیم و از رخوت و خواب رهایش کنیم.
 
ای رسول خدا! تو در زندگی ما چون زلالِ نهری هستی که زندگی را به طراوت می‌کشد و چه آمال‌های بزرگی را در مسیر جویبار زندگیِ ما به حرکت در می‌آوری.
 
چون به اعماق درونمان راه بردی، جانمان به خروش حقیقی نشست و در وسعت بی‌منتهای خویش سیر خود را آغاز کرد و از وجودي لايتناهي به فعليت خود رسيد.
 
در سايه دستورات تو بود كه زندگی‌مان سرشار از امید و حیات گشت البته اميد و آرزويي كه محقق شدني است نه اينكه وهم و خيال باشد!
 
كلام وحي عامل محافظت در برابر افراط و تفريط ها
 
کلام تو است که ریشه‌هامان را محکم و به آسمان دعوت‌مان می‌کند و به تداوم زندگیِ بی‌مرگ رهسپارمان می‌گرداند و از افراط و تفريط در اعمال‌مان محفوظ اشت.
 
اگر تو نبودی، انسان در چه مقیاسی می‌خواست خود را بسنجد و سکون خود را تقبیح کند؟
 
انسان‌ها مانند فصل‌هاي مختلف روزگار مي‌مانند و باید در هر شرایطی به گونه‌اي متناسب با آن شرايط عمل كنند، وحی نمی‌گذارد در زمستان از بهار شدن ناامید شوند و در بهارِ غرور سبز بودن از پاییز غافل بمانند.
 
وحی الهی؛ نجات انسان از روزمرگی است، دیروز را زنده نگه می‌دارد و فردا را بستر پرواز قرار می‌دهد تا به وسعت تاریخ همه‌ انبیاء گسترده شویم.

هیچ‌کس و هیچ ملتی نمی‌تواند با همه‌ لایه‌های روح انسان سخن بگوید مگر وحی الهی، و هیچ مکتبی جز چند صباحی نمی‌ماند، مگر وحی الهی که ماندگارترین حرف است برای بشر./انتهاي پيام/ 
پربازدیدترین آخرین اخبار