نقل كننده ماجراي بعثت چه كسي است؟
کد خبر:۱۳۳۵۹۷
انحرافات در نقل ماجراي بعثت؛

نقل كننده ماجراي بعثت چه كسي است؟

ماجراى بعثت پیغمبر با همه اهمیتى كه داشته در تاريخ درست نقل نشده است. در اكثر منابع تفسیر، حدیث و تاریخ اسلامى اين حديث به نقل از عایشه همسر پیغمبر یا خواهرزادگان او «عبدالله ابن زبیر» و «عروة بن زبیر» آورده شده است كه سراسر ضلالت و گمراهي است.
گروه معارف «خبرگزاري دانشجو»؛ نبوت يك مأموريت الهي است و براي اينكه نبي در انجام مأموريت خود توانايي و آمادگي كامل و نهايي را به دست آورد ضروري است تحولي عظيم كه در روح ولي رخ داده و مبعوث گردد.

شبهه‌اي كه در رابطه با معصومين و از جمله پيامبر مطرح مي‌شود اين است كه در صورتيكه اين همه كمك و دست‌گيري از جانب حق‌تعالي به پيامبر صورت مي‌گيرد اگر اين عنايات به ديگران نيز مي‌شد آنها هم به مقامات و درجات بالايي مي‌رسيدند؟ با توجه به اينكه مقام عصمت به اين‌ها داده شده، طبيعتا گناهي هم از آنها صادر نمي‌شود؟
 
حضرت محمد(ص) در ابتدا خود را پرورش داده بود و تلاش‌ها و مراقبت‌هاي بسياري براي خود در نظر گرفته بود، طوريكه در سنين نوجواني با امانت‌داري شهره شده بود تا اينكه شايستگي نزول وحي را يافت.

مددهاي صورت گرفته به پيامبر رحمتي است بر مردم

با توجه به اينكه خداوند مي‌داند اين نبي با پاي خود و با انتخاب خود مسير ولايت را طي مي‌‌كند و شايسته ابلاغ دين مي‌گردد، مواظبت‌هايي را قبل از بعثت نسبت او دارد تا در تحقق نبوتش از آن بهره‌مند شده و موانع راهش از قبل برطرف شود و نیز نفس آن حضرت ظرفيت پذيرش حقايق عظيم موجود در وَحي را پيدا كند و وحي را كامل بگيرد.
 
يك سري كمك‌ها و مددهايي كه به نبي مي‌شود تا در انجام مأموريتش موفق شود، در حقيقت رحمتي است به مردم تا از آن طريق متوجه حقانیت نبي شوند و از پيامبري پيامبر محروم نشوند؛ اگر اين مددها نبود هدايت بشر مختل يا منقطع مي‌گشت.

حضرت علي(ع) در خطبه 193 مي‌فرمايند: «... وَ لَقَدْ قَرَنَ اللهُ بِهِ مِنْ لَدُنْ اَنْ كانَ فَطيماً اَعْظَمَ مَلَكٍ مِنْ مَلائِكَتِهِ يَسْلُكُ بِهِ طَريقَ الْمَكارِم و مَحاسِنَ اخلاقِ العالَمِ ، لَيْلَهُ وَ نَهارَهَُ»

پيامبر شب و روز تحت تربيت فرشته وحي

يعني از همان لحظه‌اي كه پيامبر (ص) را از شير گرفتند، خداوند بزرگ‌ترين فرشته خود را مأمور تربيت آن حضرت كرد تا شب و روز، او را به راههاي بزرگواري و راستي و اخلاق نيكو راهنمايي كند.

پس نتيجه مي‌گيريم خداوند پس از علم به شايستگي‌هاي پيامبر(ص) از ابتدا پيامبر خود را پرورانده تا مستعد دريافت بزرگترين پيام براي بندگانش بشود و از طريق نفس مقدس آن حضرت ما بتوانيم به دين خدا دست يابيم.

نقل كننده ماجراي بعثت چه كسي است؟
 
ماجراى بعثت پیغمبر با همه اهمیتى كه داشته است، در تاريخ درست نقل نشده است. در اكثر منابع تفسیر، حدیث و تاریخ اسلامى آمده است، عایشه همسر پیغمبر یا خواهرزادگان او «عبدالله ابن زبیر» و «عروة بن زبیر» یا «عمرو بن شرحبیل» یا ابومیسره غلام پیغمبر اين واقعه را نقل مي‌كنند و گفته‏اند:
 
جبرئیل بر پیغمبر نازل شد و به وى گفت: بخوان به نام خدایت; «اقرا باسم ربك الذى خلق‏» و پیغمبر فرمود: نمى توانم بخوانم; «ما انا بقارى‏» یا من خواننده نیستم; «لست ‏بقارى‏». جبرئیل سه بار پیغمبر را گرفت و فشار داد تا بار سوم توانست‏ بخواند!

چندين مورد در رد حديث بالا مي‌توان ذكر كرد كه به دو مورد از مهمترين آنها اشاره مي‌كنيم.  اولا مگر جبرائيل كتاب آورده بود كه از پیغمبر  بخواهد از روى نوشته بخواند. جز در یك حدیث كه آن هم قابل اهمیت نیست. بیشتر مى‏گویند منظور جبرئیل این بوده كه هرچه او مى‏گوید پیغمبر هم آن را تكرار كند. در این صورت باید گفت آيا تكرار كلمه به كلمه وحي نياز به سواد خواندن و نوشتن دارد؟!

آیا پیغمبر عرب زبان در سن چهل سالگى قادر نبود پنج آیه كوتاه اول سوره اقرا یعنى; «اقرا باسم ربك الذى خلق، خلق الانسان من علق، اقرا و ربك الاكرم، الذى علم بالقلم، علم الانسان ما لم یعلم‏» را همان طور كه جبرئیل آیه آیه مى‏خوانده او هم تكرار كند؟

وحي بر سینه پیغمبر نقش مى‏بست

از این گذشته «وحى‏» به معناى صداى آهسته است. وقتى جبرئیل امین آیات قرآنى را بر پیغمبرنازل كرده است آن را آهسته تلفظ مى‏نموده و همان دم در سینه پیغمبر نقش مى‏بسته است. بنابراین هیچ لزومى نداشته كه هرچه را جبرئیل مى‏گفته است پیامبر مانند بچه مكتبى تكرار كند تا آن را از حفظ نماید، و فراموش نكند!

ثانیاً كسانى كه بعثت را بدین گونه نقل كرده‌‏اند هیچ كدام از نظر شیعیان قابل اعتماد نیستند. عایشه همسر پیامبر كه شیعه و سنى ماجراى بعثت را در كلیه منابع تفسیر و حدیث و تاریخ اسلامى بیشتر از وى نقل كرده‏ اند، پنج ‏سال بعد از بعثت متولد شده و از كسى هم نقل نمى‏كند بلكه از خود مي‌گويد. اين‌گونه نقل حدیث به اصطلاح مرسل است و قابل اعتماد نیست.

محتواى حدیثي كه عايشه نقل كرده ضلالت و گمراهى است

علامه فقید شیعه سید عبدالحسین شرف الدین عاملى در كتاب پرارج «النص والاجتهاد» تنها كسى است كه براى نخستین بار متوجه قسمتى از اشكالات این حدیث ‏شده و مى‌نویسد: « این حدیث (حدیث عایشه) صریحا مى‏گوید پیغمبر بعد از همه این ماجرا هنوز در امر نبوت خود و فرشته وحى پس از آن كه فرود آمده، و درباره قرآن بعد از نزول آن و از بیم و هراسى كه پیدا كرده نیاز به همسرش داشت كه او را تقویت كند، و محتاج ورقة بن نوفل مرد غمگین نابیناى جاهل مسیحى بوده است كه قدم او را راسخ كند، و دلش را از اضطراب و پریشانى در آورد!

محتواى این حدیث ضلالت و گمراهى است. آیا شایسته پیغمبر است كه از خطاب فرشته سر در نیاورد؟ بنابر این حدیث عایشه از لحاظ متن و سند مردود است.

از جمله احادیثى كه بازگو كننده حقیقت‏ بعثت است و آغاز وحى را به خوبى روشن مى‏سازد، و حاوي نكات جالب و تازه‏اى از تاریخ حیات پیغمبر است روایتى است كه در جلد 18، ص 205 بحارالانوار به نقل از امام هادي (ع) آورده شده است. جاى تعجب است كه مفسران اسلامى به خصوص مفسران شیعه از این حدیث‏ شریف و نقل آن درتفسیر سوره «اقرا» غافل مانده‌‏اند.

حضرت محمد قبل از بعثت هم به كوه حراء مى‏رفت

امام هادى (ع) مى‏فرمایند: «هنگامى كه محمد (ص) تجارت شام را ترك گفت و آنچه خدا از آن راه به وى بخشیده بود به مستمندان بخشید، (سالي يك ماه ) به كوه حراء مى‏رفت و از فراز آن به آثار رحمت پروردگار مى‏نگریست، و شگفتى‏هاى رحمت و بدایع حكمت الهى را مورد مطالعه قرار مى‏داد.

به اطراف آسمان‏ها نظر مى‏دوخت، و كرانه‌هاى زمین و دریاها، دره‏ها، دشت‏ها و بیابان‏ها را از نظر مى‏گذرانید، و از مشاهده آن همه آثار قدرت و رحمت الهى، درس عبرت مى‏آموخت.

از آنچه مى‏دید، به یاد عظمت ‏خداى آفریننده مى‌‏افتاد. آن‌گاه با روشن‌بینى خاصى به عبادت خداوند اشتغال مى‏وزید. چون به سن چهل سالگى رسید خداوند نظر به قلب وى نمود، دل او را بهترین و روشن‌ترین و نرم‌ترین دلها یافت.

جبرئیل گفت: نام خدایت را بخوان كه جهان و جهانیان را آفرید
 
در آن لحظه خداوند فرمان داد درهاى آسمان‏ها گشوده گردد و به فرشتگان امر كرد فرود آیند، و آنها نیز فرود آمدند، و محمد (ص) آنها را مى‏دید. در آن لحظه محمد (ص) به جبرئیل كه در هاله‌‏اى از نور قرار داشت نظر دوخت. جبرئیل به سوى او آمد و بازوى او را گرفت و سخت تكان داد و گفت: اى محمد! بخوان. گفت چه بخوانم؟ «ما اقرا»؟

جبرئیل گفت: «نام خدایت را بخوان كه جهان و جهانیان را آفرید؛ خدائى كه انسان را از ماده پست آفرید (نطفه) آفريد. بخوان كه خدایت ‏بزرگ است. خدائى كه با قلم دانش آموخت و به انسان چیزهائى یاد داد كه نمى‏دانست‏.» پیك وحى، رسالت‏ خود را به انجام رسانید، و به آسمان‏ها بالا رفت. محمد (ص) نیز از كوه فرود آمد. از مشاهده عظمت و جلال خداوند و آنچه به وسیله وحى دیده بود كه از شكوه و عظمت ذات حق حكایت مى‏كرد، بى ‏هوش شد، و دچار تب گردید.

از این كه مبادا قریش و مردم مكه نبوت او را تكذیب كنند، و به جنون و تماس با شیطان نسبت دهند، نخست هراسان بود. او از روز نخست ‏خردمندترین بندگان خدا و بزرگترین آنها بود. هیچ چیز مانند شیطان و كارهاى دیوانگان و گفتار آنان را زشت نمى‏دانست.

كوه‏ها و صخره‏ها و سنگلاخ‌ها به سخن آمده به پيامبر مژده دادند
 
 
در این وقت، ‏خداوند اراده كرد به وى نیروى بیشترى عطا كند، و به دلش قدرت بخشد. بدین منظور كوه‏ها و صخره‏ها و سنگلاخ‌ها را براى او به سخن در آورد. به طورى كه به هر كدام مى‏رسید، به وی اداى احترام مى‏كردند. و مى‏گفت: السلام علیك یا حبیب الله! السلام علیك یا ولى الله! السلام علیك یا رسول الله! اى حبیب خدا مژده باد كه خداوند تو را از همه مخلوقات خود، آنها كه پیش از تو بوده ‏اند، و آنها كه بعدها مى‏آیند برتر و زیباتر و پرشكوه‏تر و گرامى‏تر گردانیده است.

از این كه مبادا قریش تو را به جنون نسبت دهند، هراسى به دل راه مده. زیرا بزرگ كسى است كه خداوند جهان به وى بزرگى بخشد، و گرامى بدارد! بنابراین از تكذیب قریش و سركشان عرب ناراحت مباش كه عنقریب خدایت تو را به عالى‏ترین مقام خواهد رسانید، و بالاترین درجه را به تو خواهد داد.

دانش‏هاى تو  به وسیله دروازه شهر حكمت، على بن ابیطالب، در میان بندگان منتشر مى‏گردد
 
 
پس از آن نیز پیروانت ‏به وسیله جانشین تو على بن ابیطالب (ع) از نعمت وصول به دین حق برخوردار خواهند شد، و شادمان مى‏گردند. دانش‏هاى تو  به وسیله دروازه شهر حكمت و دانشت على بن ابیطالب در میان بندگان و شهرها و كشورها منتشر مى‏گردد.

به زودى دیدگانت ‏به وجود دخترت فاطمه (سلام الله علیها) روشن مى‏شود، و از وى و همسرش على، حسن و حسین كه سروران بهشتیان خواهند بود، پدید مى‏آیند.

عن قریب دین تو در نقاط مختلف جهان گشترش مى‏یابد. دوستان تو و برادرت على پاداش بزرگى خواهند یافت. لواى حمد را به دست تو مى‏دهیم، و تو آن را به برادرت على مى‏سپارى. پرچمى كه در سراى دیگر همه پیغمبران و صدیقان و شهیدان در زیر آن گرد مى‏آیند، و على تا درون بهشت پرنعمت فرمانده آنها خواهد بود.

ملاحظه مى‏كنید كه پیغمبر بدون هیچ گونه تشریفات مادى یا اشكالاتى كه در احادیث اهل تسنن بود، به مقام عالى پیغمبرى رسید. با قدم‏هائى شمرده و دیدى وسیع و قدرتى خارق العاده به خانه بازگشت.

همین كه وارد خانه شد پرتوى از نور و بوئى خوش فضاى خانه را فرا گرفت. خدیجه پرسید این چه نورى است؟ پیغمبر فرمود: این نور نبوت است. اى خدیجه! بگو لا اله الا الله و محمد رسول الله. سپس پیغمبر ماجراى بعثت را چنانكه اتفاق افتاده بود براى خدیجه شرح داد و افزود كه جبرئیل به من گفت: «از این لحظه تو پیغمبر خدائى‏»

منبع: پايگاه اطلاع رساني حجت‌الاسلام محمدعلي جاودان
/انتهاي پيام/
پربازدیدترین آخرین اخبار