«سيزده59»؛ غبار فراموشي در رنگ خاكستري شهر
کد خبر:۱۳۳۶۱۱
تحليل آخرين اثر سامان سالور

«سيزده59»؛ غبار فراموشي در رنگ خاكستري شهر

قصه آدم‌هاي جنگ در سال‌هاي پس از جنگ، مضمون اصلي فيلم «سيزده 59» است؛ از تغيير و تحول‌هاي متنوع‌شان گرفته تا تلخي درد و مصائبشان، از گيرافتادن در دام‌هاي گوناگون اين زمانه غدار و بازارهاي مكاره‌اش گرفته تا گسستي كه در ميان ياران قديمي و صميمي و همرزم افتاده است.
به گزارش خبرنگار فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»، فيلم سينمايي «سيزده 59» آخرين اثر سينمايي سامان سالور در فضايي كاملا متفاوت نسبت با كارهاي قبلي وي قرار دارد؛ كارهاي همچون «چند كيلو خرما براي مراسم تدفين» كه در فضايي اساسا متفاوت و ديگرگون نسبت به «سيزده 59» قرار داشت و يا فيلم هاي كوتاه و بلند وي.

اما «سيزده 59» يك فيلم جنگي است و شايد هم به اصطلاح رساتر و دقيق تر و امروزينش يك فيلم ضد جنگ؛ فيلمي درباره وضعيت رزمندگان جنگ هشت ساله پس از سال هاي جنگ و درباره طبعات و عواقبي كه حضور آنها در سال هاي پس از جنگ در فضاهاي غير جنگي و بويژه در شهرها و قرار گرفتن در روزمرگي زندگي برايشان پديد مي آورد.

فيلم درباره رزمنده اي است كه سال هاي در كما بوده و اينكه پس از گذشت مدت ها به هوش آمده است. اين موقعيت وي را از متن سال هاي جنگ به بطن سال هاي پس از جنگ پرتاب كرده و وي درحالي كه با خاطرات زنده و مماست و محسوس سال هاي جنگ و جبهه و آدم هايش به خوابي طولاني رفته، اينك پس از سال ها با همان حس و حال و با همان روحيات به زندگي بازگشته، با اين تفاوت كه خود را در دل شهر و زندگي پس از گذشت سال ها پس از پايان جنگ مي يابد.

تداركات همراهان و مسئولان بيمارستان هم براي بازسازي موقعيت هاي خاص سال هاي دور مثل جمع كردن دوستان و همرزمان چندان مفيد فايده نيست و طي يك اتفاق، رزمنده بازگشته به زندگي خود را در ميان بهت خيابان و در دل شهري با برج هاي غول آسا و هواي خفه و غباري خاكستري مي يابد.

قصه آدم هاي جنگ در سال هاي پس از جنگ، مضمون اصلي فيلم «سيزده 59» است از تغيير و تحول هاي متنوع شان گرفته تا تلخي درد و مصائبشان از گيرافتادن در دام هاي گوناگون اين زمانه قدار و بازارهاي مكاره اش گرفته تا گسستي كه در ميان ياران قديمي و صميمي و همرزم افتاده است.

و در ادامه موقعيت كه با آن روبه رو مي شويم، تلاش رزمنده بازگشته به دوران، براي احياي آن صميميت و رفاقت و همراهي است.

فيلم «سيزده 59» از جهت ساختاري و ويژگي هاي سينماورزانه و رعايت استاندارد مولفه هاي حرفه اي سينما چندان اثر قابل دفاعي نيست؛ فيلنامه خوبي ندارد و حفره هاي روائي و ساختاري جابجاي فيلم قرار دارد، ريتم بد و بازي هاي نه چندان گرم و تاثيرگذار از جمله موارد ديگري است كه فيلم را علي رغم ايده و مضمون مستعد و قابل توجه اش از ارزش هاي بصري و قابليت هاي تصويري تا حد قابل توجهي تهي و ضعيف كرده است.

فيلم «سيزده 59» نياز بيشتري به تلاش براي هويت بخشي بصري به اجراهاي سينمايي مضامين اصلي اش داشته است؛ به نحوي كه اين خلا و فقدان سينماورزانه در بسياري از عناصر و مولفه هاي فيلم قابل رديابي است.
 
از بحث شخصيت پردازي و ضربه اساسي كه فيلم از اين ناحيه دريافت كرده گرفته تا ريتم كشدار و خسته كننده در بسياري از سكانس ها مخاطب را نسبت به اثر دچار دافعه مي كند و البته علاوه بر اينها كه چندان نيازي به يادآوري نداشته باشد، بازي تكراري و فريز شده پرويز پرستويي در يك تيپ تكراري سينمايي كه در بخش هاي از فيلم بشدت سمبل و جعلي به نظر مي رسد.

اي كاش سوژه «سيزده 59» با دقت و وسواس و تسلط كارگرداني بهتري تبديل به اثر در خور مضامين و مفاهيمش مي شد و در اين صورت فيلمي قابل دفاع تر از آب در مي‌آمد./انتهاي پيام/
پربازدیدترین آخرین اخبار