جهاد اقتصادی و دیپلماسی تبديل علم به ثروت
کد خبر:۱۳۳۹۵۰

جهاد اقتصادی و دیپلماسی تبديل علم به ثروت

از دستور العمل‌های اجرایی برای تحقق جهاد اقتصادی در کلام ولی امر مسلمین، تاکید بر تولید علم و تبدیل آن به فناوری است؛ چراكه از این طریق می‌توان به تجاری سازی علم دست یافت که نتیجه آن تولید ثروت و توسعه اقتصادی است.

گروه علمی «خبرگزاری دانشجو»، فاطمه خسروپور؛ یکی از دستور العمل های اجرایی برای تحقق جهاد اقتصادی در کلام ولی امر مسلمین، تاکید بر تولید علم و تبدیل آن به فناوری است؛ چراكه از این طریق می توان به تجاری سازی علم دست یافت که نتیجه طبیعی آن تولید ثروت و رشد و توسعه اقتصادی خواهد بود.

 

به تعاملات علم و فناوری میان یک کشور با دیگر ‏بازیگران بین المللی که در خدمت پیشبرد سیاست خارجی آن کشور قرار گیرد و یا روابط سیاسی میان ‏یک کشور و دیگر بازیگران بین المللی که زمینه ساز تعاملات علم و فناوری گردد، «دیپلماسی علم و ‏فناوری» می گویند.‏

 

برخی از حوزه هایی که رشد فناوری در آنها صورت گرفته است، حوزه هایی هستند که که اثرات ‏مستقیمی بر معادلات سیاسی جهانی داشته اند؛ نکته دیگر این است که فناوری ابزار سلطه و استعمار در قرون اخیر بوده، و هست. قطع یقین اگر ‏پیشرفت فناوری کشورهای قدرتمند نبود، آنها توانایی تسلط بر معادلات جهانی را نداشتند.

 

در سال های ‏اخیر با پیشرفت رخ داده در حوزه فناوری، زمینه های بیشتری برای گسترش تسلط کشورهای قدرتمند ‏بر کشورهای ضعیف به وجود آمده است.

 

اصطلاح دیپلماسی اقتصادی عمدتاً در دوران پس از جنگ سرد مطرح و مورد استفاده قرار گرفت. در ‏این دوران الگوهای متعددی برای نظم نوین جهانی مطرح شد که یکی از آنها الگوی ژئواکونومیک بود.

 

اساس این الگو بر مبنای تفکیک جهان پیشرفته به سه بلوک حاشیه اقیانوس آرام و آسیا به رهبری چین و ‏ژاپن، قاره آمریکا به رهبری ایالات متحده، و اروپا به رهبری اتحادیه اروپا قرار دارد.

 

بر مبنای این الگو ‏تعامل این سه کانون در واقع شکل دهنده نظم اقتصادی بین المللی نوین خواهد بود و سایر کشورها باید ‏در این چارچوب به تعامل با این کانون های قدرت و ثروت بپردازند تا از عواید آن در راستای توسعه ملی ‏بهره ببرند؛ بنابراین، با این تعریف، دیپلماسی اقتصادی به طور عام در مقابل دیپلماسی کلاسیک یا سنتی ‏قرار می گیرد که مناسبات سیاسی را بر مبنای مناسبات و ارجحیت های اقتصادی اولویت می بخشد.‏

 

بنابراين در هر زمان، با توجه به تحولات آن دوره، و اینکه چه ابزاری ‏قدرت اثرگذاری در روابط میان کشورها را دارد، مفهوم دیپلماسی با آن ابزار ترکیب شده، و مفهوم ‏جدیدی ایجاد شده است که بیان کننده روش جدیدی در پیگیری سیاست خارجی کشورها بوده است.‏

 

دیپلماسی علم و فناوری را می توان به چهار صورت مدنظر داشت: ‏

 

۱.‏ استفاده از علم و فناوری برای اهداف دیپلماتیک

 
۲. دیپلماسی برای علم و فناوری

 
‏۳. دیپلماسی بر پایه علم

 
‏۴. علم و فناوری به عنوان منبع قدرت نرم

برای نظام جمهوری اسلامی ایران که بر اساس سند چشم انداز ۱۴۰۴ باید الهام بخش در جهان اسلام ‏باشد،‏ ‏توجه به این بعد قدرت و تاثیر دیپلماسی علم و فناوری با اهمیت است.

 

یکی دیگر از مباحثی که باید به آن پرداخته شود تا مفهوم دیپلماسی علم و فناوری روشن تر شود، ‏تفاوت میان دیپلماسی علم و فناوری با دیپلماسی اقتصادی است.

 

با تعریفی که از دیپلماسی اقتصادی ‏بیان شده است می توان این موارد را در تفاوت دیپلماسی علم و فناوری با دیپلماسی اقتصادی بیان كرد. ‏

 

در دیپلماسی اقتصادی کشورها سیاست های خارجی خود را در جهت رشد اقتصادی تنظیم می ‏كنند.


‏۱. در دیپلماسی اقتصادی، کشورها سیاست های خارجی خود را در جهت رشد اقتصادی تنظیم می ‏كنند. به عبارت دیگر کشورها در پی کسب منفعت اقتصادی هستند، اما در دیپلماسی علم و ‏فناوری صرفا منافع اقتصادی مدنظر نمی باشد و ملاحظات سیاسی و استراتژیک را نیز در بر ‏خواهد داشت.

 
‏۲. در دیپلماسی اقتصادی صرفا دستگاه دیپلماسی به اقتصاد کشور سرویس می دهد، اما در ‏دیپلماسی علم و فناوری این روابط دو طرفه است.‏

 
‏۳. از آنجا که سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بر پایه ایدئولوژی اسلامی انقلابی پایه ریزی ‏شده است، بنابراين نمی توان انتظار داشت که تمامی تعاملات فناورانه با خارج از کشور جنبه اقتصادی ‏و صرفه اقتصادی داشته باشد. ‏

 

تبدیل علم به فناوری از مهمترین ماموریت‌ها و مسئولیت‌های بشری در مقام خلافت الهی است

 

براین اساس می توان گفت که تبدیل علم به فناوری از مهمترین ماموریت ها و مسئولیت های بشری در مقام خلافت الهی است؛ چراكه تبدیل دانایی به توانایی از طریق تبدیل آن به فناوری مقصد نهایی تعلیم اسمایی الهی است که در آیات قرآنی به آن اشاره شده است.

 

تولید علم به معنای درک دقیق و کامل از حقایق هستی و اشیای جهان و به خدمت گرفتن آن در راستای اهداف آفرینش و ربوبیت انسان بر جهان، از مهمترین آموزه های قرآنی است.

 

خداوند در آیات بسیاری به ارزش چنین علمی توجه داده است و انسان را به شناخت دقیق حقایق هستی و علم یابی ترغیب و تشویق نموده، و از او خواسته است تا با دقت علمی در چیزهای جهان، جوانب مختلف آن را ادراک و قدرت تصرف و تغییر در آن را بیابد و به تغییر آن اقدام کند تا در مسیر کمالی خود و همان چیز به کار گیرد. این همان خلافت واقعی انسان و مظهری در ربوبیت است که ماموریت اصلی و هدف و فلسفه آفرینش است.

 

به یک معنا جنبه مادی علم را می بایست در تبدیل آن به فناوری جست وجو کرد. اما این پرسش مطرح است که مراد از فناوری چیست؟

 

فناوری به معنای هنر تبدیل علم به فن و صنعت است. فناوری تبدیل دانایی به توانایی و علم به قدرت است. هنر تغییر و تصرف از طریق دانش و دانایی در موجودات جهان هستی است.

 

در واقع، فناوری های علمی، فناوری هایی هستند که ریشه در پیشرفت علم و دانایی شگرف بشر در عصر کنونی دارد. توسعه این دسته از فناوری ها در گرو پیشرفت های علمی و فعالیت های گسترده پژوهشی است؛ چراکه فناوری های مرتبط با نانو یا زیستی تنها در سایه شناخت کامل از ژنوم انسانی و قدرت تصرف و تغییر در آن شدنی است. اینها فناوری های نوین و مدرنی هستند که موجب ایجاد قدرت و ثروت شده، و شکوفایی و رشد و توسعه اقتصادی را بدنبال دارند و نقش انسان را به عنوان استعمار الارض و آبادانی آن و خلافت و مظهریت ربوبیت به نمایش می گذارد و متاله و ربانی شدن انسان را تقویت می کند.

 

گروهی از صاحب نظران فناوری ها را به دو دسته فناوری های نرم و سخت تقسیم می کنند. فناوری های سخت به آن دسته از فناوری هایی اطلاق می شود که ریشه در علوم طبیعی و فیزیکی مانند زیست شناسی، فیزیک، شیمی، ریاضیات کاربردی و مانند آن دارد و ابزارهای تولید کالای مادی و فیزیکی به شمار می آیند.

 

فناوری های نرم به خانواده ای از فناوری ها اطلاق می شود که ریشه در علوم غیرطبیعی مانند علوم انسانی و هنر و مانند آن دارد و حوزه عملیاتی آنها دنیای فکر و ذهن است.

 

فناوری سخت قابل انتقال است؛ در حالی که انتقال فناوری های نرم، دشوار یا غیر ممکن است. این ها مهمترین تفاوت های میان دو نوع فناوری سخت و نرم است.

 

اکنون این پرسش مطرح می شود که ملاک جدید بودن فناوری چیست؟ آیا ملاک آن را باید «در آخرین مرزهای دانش بودن» یا «علم محور بودن فناوری» بدانیم؟

 

ملاک سنتی یاجدید بودن فناوری ها بستگی به زاویه نگرش و دید و هدف ما از طبقه بندی دارد

 

در واقع  ملاک سنتی یا جدید بودن فناوری ها بستگی به زاویه نگرش و دید و هدف ما از طبقه بندی دارد.

 

اگر از زاویه علم به موضوع نگاه کنیم و رابطه فناوری و علم را مبنای قضاوت قرار دهیم، بدون شک، هرچه یک فناوری به آخرین مرزهای دانش نزدیک تر باشد، آن را جدیدتر ارزیابی می کند و هر چه یک فناوری بستگی کمتری به علم و اتکای بیشتری به تجربه داشته باشد، آن را سنتی تر می کند.

 

فرد دیگری ممکن است از زاویه مکانیزم و ساز و کار به آن بنگرد. در این حالت هر چه دقت در ساز و کار فناوری و مکانیزم آن پیچیده تر باشد، فناوری جدیدتر و هرچه درجه دستی بودن آن بیش تر باشد، آن را سنتی تر ارزیابی می کند.

 

اما می توان از زوایه دیگری نیز به فناوری نگریست. به این معنا که یک فناوری تا چه اندازه فرصت یا تهدیدی برای بشریت یا جهان است؟

 

به نظر می رسد که هرچه فناوری برای نسل بشر و محیط زیست مفیدتر باشد و سازگاری بهتر با آن داشته باشد و یا بر رشد اقتصادی و شکوفایی آن تاثیرگذارتر باشد و موجبات اشتغال را فراهم آورد، این فناوری جدیدتر و مثبت تر است. چنان که فناوری، تهدیدی برای انسان و جهان باشد یا مانعی بر سر شکوفایی و اشتغال شود، منفی تر می باشد.

 

در این نگرش از زوایه ارزشی بودن به فناوری توجه شده و تحلیل ها و تبیین ها و نیز توصیه ها بر این اساس شکل گرفته است. بنابراین، از این منظر، فناوری به عنوان جدید بودن یا علمی بودن یا نزدیک به مرز علم یا نوع سازوکار و مکانیزم آن مورد تحلیل و توصیف و تبیین قرار نگرفته، بلکه بیشتر به جنبه فرهنگی و اخلاقی و یا حتی اقتصادی آن توجه شده است.

 

در سال جهاد اقتصادی، بایستی به مقوله «تبدیل علم به فناوری» با عمق بیشتری نگریست

حال با توجه به قرار گرفتن در سال جهاد اقتصادی، باید به مقوله « تبدیل علم به فناوري» با عمق بیشتری نگریست.

 

از مهمترین عرصه هایی که مقام معظم رهبری برای جهاد اقتصادی تبیین کردند، تبدیل علم به فناوری و تجاری سازی علم به قصد تولید ثروت و قدرت اقتصادی است.

 

بر این اساس، این پرسش مطرح می شود که ما در کدام یک از عرصه های فناوری ها می توانیم وارد شویم و اهتمام بدان کرده، و چه چیزی خط قرمز ما برای فناوری به شمار می آید.

 

بی گمان مدلی که اسلام و آموزه های قرآنی ارائه می دهد، تبدیل علم به فناوری های سخت و نرم به دور از هرگونه تهدید نسبت به کلیت آفرینش است

 

بی شك مدلی که اسلام و آموزه های قرآنی ارائه می دهد، تبدیل علم به فناوری های سخت و نرم به دور از هرگونه تهدید نسبت به کلیت آفرینش است.

 

بنابراین، هرگونه تغییر و تبدیلی می بایست در چارچوب فلسفه آفرینش و نظام آن باشد و انسان و موجودات هستی را به کمال شایسته و بایسته؛ یعنی متاله و ربانی شدن سوق دهد.

 

هر یک از فناوری های موجود چون فناوری سخت اگر به قصد تسخیر طبیعت باشد، می بایست در این چارچوب مدیریت شود، همچنان که علوم و فناوری های نرم که به هدف تسخیر ذهن و شیوه اندیشیدن انسان انجام می گیرد باید در محدوده نظام احسن الهی انجام شود.

 

برتر از این اگر انسان به فناوری های معنوی نیز دست یافت و توانست به تسخیر قلب ها و تسخیر باورهای بنیادین بپردازد، باید این کار به هدف الهی انجام گیرد و فناوری های قدسی نیز در خدمت دستیابی انسان به حیات طیب و متاله و ربانی شدن انسان به کار گرفته شود.

 

در این حالت است که همه این فناوری ها نه تنها ارزشی و مطلوب، بلکه لازم و بایسته مقام خلافت الهی انسان است و می بایست ردگیری شود تا تحقق یابد.

 

ما نباید در تولید علم و تبدیل آن به فناوری در هیچ یک از مراحل کوتاهی کنیمف بلکه در همه مراحل می بایست حضور جدی و قوی داشته باشیم.

 

بر این اساس فناوری های سنتی و جدید یا فناوری های سخت و نرم و حتی فناوری معنوی و قدسی می بایست در دستور کار و برنامه کلان مدیریت جامعه ایمانی قرار گیرد.

 

اگر بخواهیم تنها به فناوری های سخت تکیه کنیم یا به فناوری نرم گرایش یافته و از سخت و سنتی آن فاصله گیریم، دچار بحران خواهیم شد، چراكه همه این ها قطعات یک پازل زیبای جهان عدالت محور مهدی(عج) است.

 

البته این تولید علم و تبدیل آن به فناوری و ثروت انسانی همواره بايد در چارچوب های کلانی چون عدالت، انسانیت، کرامت، شرافت و اهداف نظام احسن الهی و رسیدن همه انسان ها به مقام خلافت الهی و مظهریت در ربوبیت باشد.

 

این گونه است که ثروت واقعی یعنی امکانات بهتر و بیشتر برای همگان برای رسیدن به نظام عدالت محور و حیات طیب فراهم می آید و جهاد اقتصادی فی سبیل الله تحقق می یابد./انتهای پیام/

 

پربازدیدترین آخرین اخبار