نيروهاي آمريكايي از زنده ماندن ما پس از شكنجه هاي گروه «مارينز» تعجب كردند
کد خبر:۱۳۴۰۲۵
ناگفته‌هاي‌ سهيل‌ كريمي ‌از بازداشتگاه‌های‌ آمریکا

نيروهاي آمريكايي از زنده ماندن ما پس از شكنجه هاي گروه «مارينز» تعجب كردند

يك مستند ساز با بيان اينكه نيروهاي آمريكايي دستگيري ما توسط نيروهاي مارينز (واكنش سريع آمريكا) را بدشانسي ما مي دانستند گفت:نيروهاي آمريكايي از زنده ماندن ما پس از شنكنجه هاي گروه مارينز تعجب كردند.
سهيل كريمي در گفت‌وگو با خبرنگار سياسي «خبرگزاري دانشجو»، با بيان خاطراتي از روزهاي اسارت خود توسط نيروهاي اشغال گر آمريكايي در عراق گفت: خرداد سال 82 با مجوزهاي قانوني در حاليكه كارت پرس را هم به همراه داشتيم به منظور فيلم برداري و تهيه فيلم مستند وارد خاك عراق شديم و حدود 18 روز در مناطق و استان هاي جنوبي عراق به فيلم برداري پرداختيم.
 
موضوع فيلم شرايط عراق پس از اشغال بود
 
وي با بيان اينكه موضوع مستند ما اشغال عراق و تهيه فيلمي مستند از شرايط عراق در مدت اشغال بود، بيان داشت: در هجدهمين روز حضور گروه در عراق از مقر خود در بصره به كربلا رفتيم و هر روز از استان ها و مناطق مجاور اين شهر با حضور نيروها و سربازهاي آمريكايي فيلم برداري مي كرديم.

اين مستندساز در ادامه به روز دستگيري و نحوه دستگيري گروه  مستندساز توسط نيروهاي اشغالي عراق اشاره و خاطرنشان كرد: روز سه شنبه دهم تير 1382 با گروه به سمت منطقه اي به نام حله حركت كرديم روز قبل نيز از اين منطقه فيلم برداري كرده بوديم اما به دليل پايين بودن كيفيت كار تصميم گرفتيم مجددا فيلم برداري را انجام بديم.
 
غروب روز سه شنبه دهم تيرماه 1382 اسارت 126 روز ما در عراق  آغاز شد
 
كريمي افزود: بلافاصله بعد از شروع كار يكي از فرماندهان آمريكايي سربازي را كه در نزديكي ما بود، صدا زد و پس از 7 و 8 دقيقه سرباز به سمت ما برگشت و دست هاي ما را دستبند زد و غروب روز سه شنبه دهم تيرماه 1382 برابر با اول جولاي اسارت 126 روز ما در عراق  آغاز شد.
 
وي با بيان اينكه در اين دستگيري تنها نبوده و مسئول گروه آقاي ابوطالب و راننده و مترجم گروه نيز با آنها دستگير شدند با اشاره به ساعات اوليه اسارت خود توسط نيروهاي آمريكايي گفت: در همان ساعات ابتدايي دستگيري، ما را به يكي از مقرهاي اصلي نيروهاي اشغالي عراق واقع در اتوبان بصره و بغداد كه محل اصلي و پشتيباني تشكيلات نيروهاي آمريكايي بود، منتقل كردند.
 
2 نفر از نيروهاي آمريكايي كه اصالت افغاني داشتند برگه هاي بازداشتي را براي ما پر كردند

اين مستند ساز افزود: در همين حال دو نفر از نيروهاي آمريكايي كه اصالت افغاني داشتند و به زبان فارسي دري مسلط بودند به سختي ما را متوجه كردند كه برگه هاي بازداشتي را پر كنيم.
 
ما توسط نيروهاي مارينز كه جزو وحشي ترين و بي رحم ترين نيروهاي آمريكايي بود دستگير شديم

كريمي با بيان اينكه همان شب ما را به شهر ديوانيه در جنوب عراق منتقل كردند، گفت: متوجه شديم توسط نيروهاي مارينز (نيروهاي واكنش سريع آمريكا) كه جزو وحشي ترين و بي رحم ترين نيروهاي آمريكايي به شمار مي روند و از اراذل و اوباشي هستند كه در ايالات هاي مختلف آمريكا به دليل فقر و بيكاري به عضويت ارتش در آمدند، دستگير شديم.

وي در ادامه با بيان اينكه ما حدود 5 روز اسير اين نيروهاي آمريكايي بوديم، گفت: پس از 5 روز ما در اختيار نيروهاي ارتش كلاسيك آمريكا قرار گرفتيم و خود آنها از زنده ماندن ما در مدت زمان اسارت زير نظر نيروهاي مارينز تعجب كردند.
 
اين مستند ساز در توصيف روزهاي ابتدايي بازداشت خود توسط نيروهاي مارينز بيان داشت: سه روز اول بازداشت در اتاقكي چوبي با سقفي گالوانيزه در وسط محل استقرار نيروهاي آمريكايي بدون آب و غذا سپري شد.
 
كريمي در ادامه افزود: ما را از هم جدا كرده و دست هايمان را از پشت بستند و حدود 13 ساعت ما را با دستان و چشمان بسته رها كردند.

وي ادامه داد: در بعضي از مواقع در حالت احتضار قرار مي گرفتيم و از فرط تشنگي احساس مي كرديم كه ديگر زنده نمي مانيم و در اين شرايط تنها با ذكر «يا عباس» و «يا ابوالفضل» به خودمان روحيه مي داديم.
 
اين مستند ساز افزود: بعد از 13 ساعت دست ها و چشم هايمان را باز و به اتاق بازجويي منتقل كردند.
 
تهيه فيلم عليه امريكا و رساندن كمك مالي به مردم عراق را جرم ما اعلام كردند
 
كريمي به وضعيت بازجويان اشاره كرد و افزود: جرم ما را تهيه فيلم عليه نيروهاي آمريكايي عنوان مي كردند و يكي از دلایل شکنجه من در هفته اول دستگیری، موضوعاتی بود که من به عنوان شات لیست فیلم ها نوشته بودم، مثلاً در توضیح یکی از نوارها نوشته بودم «تبانی آمریکا و صدام» و مفصل کتک خوردم تا بگویم چطور به این مسئله دست پیدا کرده ام و همه اينها در حالي بود كه ما مجوز قانوني براي فيلم برداري در اختيار داشتيم.
 
وي ادامه داد: رساندن كمك مالي به نيروهاي عراقي را يكي ديگر از موارد اتهام ما اعلام كردند و اين در حالي بود كه ما تنها 5 هزار دلار همراه خود به عراق آورده بوديم و تا آن روز تنها 500 دلار آن را خرج كرده بوديم.

اين مستند ساز به يكي از گفت و گو هاي خود با يكي از بازجوها اشاره كرد و بيان داشت: من به يكي از بازجوكننده ها گفتم ما طبق قوانين و اصول دموكراسي و جريان آزاد اطلاع رساني براي تهيه فيلم به عراق آمده ايم كه اين افسر آمريكايي در پاسخ به من گفت «دموكراسي به شما نيامده است و شما حتما به دليل ديگري در عراق حاضر شديد.»
 
كريمي با بيان اينكه غروب روز شنبه رسما شكنجه هاي سخت و زجرآور آمريكايي ها شروع شد، گفت: دست هاي ما را هرگز باز نمي كردند و مجبور بوديم با همان دست هاي بسته نماز بخوانيم.
 
وي افزود: نوبت به نوبت ما را شكنجه مي كردند و در حالي كه دوستانمان را در اتاق مجاور شكنجه مي كردند با گذاشتن اسلحه روي شقيقه ما را وادار به سكوت مي كردند.
 
بدترين لحظه هاي شكنجه شنيدن فريادهاي دوستان خود زير شكنجه بود
 
اين مستند ساز بدترين لحظه هاي شكنجه را شنيدن فريادهاي دوستان خود زير شكنجه عنوان و خاطرنشان كرد: يكي از روش هاي آنها براي تضعيف روحيه ما اين بود كه به ساير دوستان اعلام مي كردند دوست شكنجه شده شما زير شكنجه مرده است و درحالي كه اسلحه را در حلقوم ما فرو مي كردند مانع حرف زدن و اعلام زنده بودنمان مي شدند.
 
كريمي با بيان اينكه پس از اين مراحل تا چند روز اجازه خوردن و خوابيدن نداشتيم، گفت: در اين مدت فقط كمي آب كه آن هم بسيار بدبو و بد رنگ بود به ما دادند.

وي در توصيف اين مرحله از شكنجه خود نيز گفت: پس از شكنجه هاي متعدد با ريختن آب بر سر و صورت ما، ما را بيدار مي كردند و از ما مي خواستند راه برويم اگر در اين حين به زمين مي افتاديم باز هم با ريختن آب ما را مجبور به ايستادن مي كردند.
 
اين مستند ساز ايستادگي در اين شرايط را بدون كمك امدادهاي غيبي ناممكن مي دانست و افزود: به طور حتم در شرايط عادي هيچ كدام از ما تصور زنده ماندن در اين شرايط را نخواهيم داشت اما در آن زمان در حالي كه حتي صداي شكستن پاهاي خود را زير پوتين نيروهاي آمريكايي مي شنيدم پس از بلند شدن اثري از شكستگي در پاهاي خود احساس نمي كردم و همه اين مراحل را با ياد ائمه و ذكر خدا مي گذرانديم.
 
كريمي با بيان اينكه تا 5 روز شرايط ما به همين حالت بود، گفت: گاهي وقت ها از شدت بي خوابي دچار توهم شده و فكر فرار به سرمان مي زد و كشته شدن خود را به زنده ماندن ترجيح مي داديم.
 
نيروهاي امريكايي به ما مي گفتند مي توانيم شما را بكشيم و قتل شما را به گردن گروه هاي اراذل و اوباش عراقي بيندازيم

وي با بيان اينكه حتي نمي دانستيم بر سر جنازه هاي ما چه بلايي مي آيد، گفت: نيروهاي امريكايي به ما مي گفتند مي توانيم شما را بكشيم و قتل شما را به گردن گروه هاي اراذل و اوباش عراقي بيندازيم و هيچ كس هم بازخواستي از ما نمي كند.
 
اين مستند ساز ادامه داد: پس از پنج روز ما را به بغداد و پس از آن به زندان ام القرا منتقل كردند.
 
كريمي با بيان اينكه وضعيت بغداد كمي بهتر از شرايط روزهاي اوليه بود، گفت: پس از اسارت من و همکارم از هم جدا شدیم و هر دو در دو کمپ مجزا از هم و در اردوگاه مطار (فرودگاه بغداد) مستقر شديم.

وي ادامه داد: هر کمپ سه چادر 28 نفره بود که حداقل پنجاه نفر توی هر کدام مستقر بودند و همیشه باید دور چادرها بالا بود و به همین خاطر شب و روز روشن بود، روزها به خاطر گرمای شدید، همگی وسط چادر به صورت چمباده می نشستیم.
 
اين مستند ساز بيان داشت: در یک ماه اول، من نه زیر انداز داشتم، نه روانداز و نه چیزی که زیر سرم بگذارم و يک برادر کرد اهل حلبچه بود كه پتوی نازکش را باز و روی سنگلاخ آنجا پهن کرده تا مورد استفاده من قرار بگیرد، من هم رویش می خوابیدم و کفشم هم بالشتم بود.

كريمي با بيان اينكه در يك ماه اول حتي يك صابون براي شست و شوي و نظافت در اختيار ما قرار ندادند، گفت: تنها لباس من يك زيرپوشي بود كه بر اثر شكنجه هاي مختلف پاره شده بود و امكان نظافت را هم نداشتم.
 
وي با بيان اينكه در اردوگاه ها همه جور آدم وجود داشت، گفت: از دزد و قاچاقچی گرفته تا برخی ژنرال های خاص بعثی و همچنين وزیر صنایع و رئیس مجلس عراق (سعدون حمادی) با ما در کمپ بودند.

نيروهاي آمريكايي شخصي را مانند گلادياتور انتخاب و در مقابل ديدگان همه اسيري شكنجه مي كردند
 
اين مستند ساز سخترين شرايط اردوگاه بغداد را لحظه شكنجه يكي از زندانيان در برابر ديدگان ديگر زنداني ها مي دانست و گفت: نيروهاي آمريكايي شخصي را مانند گلادياتور انتخاب و در مقابل ديدگان همه اسيري را شكنجه مي كردند.
 
كريمي وسيله اين شكنجه را شوكري به نام ليرز دانست و گفت: اين وسيله در هر دقيقه 50 هزار ولت برق به شخص شكنجه شده منتقل مي كرد و عمدتا اين اسلحه براي شورش ها و افراد شورشي مانند اراذل و اوباش به كار گرفته مي شد.
 
وي فريادهاي «دخيل يا الله» فرد شكنجه شده را سخت ترين لحظه براي زندانيان دانست و گفت: شنيدن اين فرياد در دل همه زنداني ها رعب و وحشت مي انداخت و آمريكايي ها با مسخره كردن  آن شخص و با جلو و عقب بردن اين شوكر آن را به نقاط حساس بدن شخص مورد نظر نزديك مي كردند.
 
اين مستند ساز سياه شدن و پاره شدن بسياري از مويرگ هاي زيرپوستي را از جمله آثار به جا مانده از اين نحوه شكنجه خواند و خاطرنشان كرد: اشخاصي كه در اين شرايط شكنجه مي شدند تا چند روز در شرايط طبيعي نبودند.
 
كريمي به انتقال خود به اردوگاه بوکا (Bucca ) در حومه بندر ام القصر اشاره كرد و گفت: در این اردوگاه جمعاً 13 کمپ وجود داشت که کمپ ما با 250 اسیر از 18 کشور دنیا، کمپ بین المللی محسوب مي شد.
 
وي تصريح كرد: سرد بودن هوا، نبود امکانات اولیه و استمرار بلاتکلیفی بچه ها را دچار افسردگی و شرایط روانی بدی كرده بود.

اين مستند ساز در خصوص شنيدن خبر آزادي خود گفت: با گذشت مدت زماني در اين اردوگاه خبر آزادی مان را از رادیو آبادان شنیدیم، بدون آنکه کوچکترین اطلاعی از موضوع داشته باشیم ساعاتی بعد در مرز شلمچه بودیم.
 
نيروهاي آمريكايي پس از گذشت چند هفته به بي گناهي ما پي بردند و از ما عذر خواهي كردند

كريمي با بيان اينكه نيروهاي آمريكايي پس از گذشت چند هفته به بيگناهي ما پي بردند و از ما عذر خواهي كردند، گفت: نيروهاي آمريكايي پس از سه هفته از ما به دليل دستگيري مان عذرخواهي كردند، اما چون مسئله اسارت ما به مقامات ارشد و رياست جمهوري آمريكا رسيده بود، اين مسئله بايد با مذاكرات مقامات ارشد دو كشور حل مي شد.
 
وي افزود: خود نيروهاي آمريكايي دستگيري ما توسط نيروهاي مارينز را بدشناسي ما مي دانستند.

اين مستند ساز درخصوص فعاليت هاي مجامع و سازمان هاي حقوق بشر در مدت زمان اسارت خود گفت: طي چهار ماه و اندي كه ما بازداشت بوديم تنها يك بار نيروهاي صليب سرخ براي اعلام وضعيت و تهيه گزارشي از ما به بغداد آمدند.

كريمي دليل اين مسئله را هم شكايت يكي از اقوام خود در واشنگتن به نيروهاي صليب سرخ دانست و گفت: آنها با حضور خود گزارشي از ما تهيه كردند و با گرفتن يك امضا از من آن را در اختيار خانواده قرار دادند.
 
هيچ يك از مفاد كنوانسيون هاي ژنو و سازمان هاي بين المللي در خصوص اسرا اعمال نمي شد
 
وي با بيان اينكه هيچ نظارتي از سوي مجامع بين المللي و مدعي حقوق بشر بر وضعيت زندان هاي عراق نبود، گفت: هيچ يك از مفاد كنوانسيون هاي ژنو و سازمان هاي بين المللي در رابطه با اسرا براي ما اعمال نمي شد و نيروهاي آمريكايي هم خود را ملزم به دادن پاسخ در اين رابطه نمي ديدند.

اين مستند ساز تاكيد كرد: در حاليكه ادعاي حمايت از حقوق بشر دولت آمريكا گوش فلك را كر كرده است، اما بويي از حقوق بشر را در آن 126 روز اسارت توسط نيروهاي آمريكايي احساس نكرديم./انتهاي پيام/
 
پربازدیدترین آخرین اخبار