شهيد دستواره؛ سردار ولايت
کد خبر:۱۳۴۰۵۳
يادداشت//

شهيد دستواره؛ سردار ولايت

شهيد دستواره هيچ وقت وصيت‌نامه نمي‌نوشت؛ اما دو ساعت قبل از شهادتش كه مي‌دانست به شهادت مي‌رسد، در آن بحبوحه جنگ و آزاد‌سازي مهران روي هم رفته شش هفت خط نوشت و مهمترين كلامي كه اشاره كرد، اين بود: «از امام خميني (ره) پيروي كنيد.»  

گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ شهيد دستواره در سال 1338 ه.ش در خانواده اي مذهبي و مستضعف در جنوب شهر تهران به دنيا آمد و دوران تحصيل دبستان را در مدرسه اي به نام باغ آذري گذراند و سپس تا مقطع ديپلم، تحصيلات خود را با نمرات عالي به پايان رساند.

وي در تمام طول دوران تحصيل از هوش و حافظه اي قوي برخوردار بود؛ گرايش ديني و علايق مذهبي از همان كودكي در حركات و سكنات شهيد دستواره بوضوح نمايان بود و هر روز افزايش مي يافت.

شهيد دستواره به تلاوت قرآن و شركت در مسابقات قرائت قرآن علاقه وافري داشت، زماني كه خود هنوز به سن تكليف نرسيده بود اعضاي خانواده را به انجام تكاليف الهي و رعايت اخلاق اسلامي توصيه مي كرد و همسايگان، او را به عنوان روحاني خانواده اش مي شناختند.

فعاليت‌هاي سياسي – مذهبي شهيد دستواره

با اوج گيري انقلاب اسلامي، همراه با سيل خروشان امت مسلمان در تظاهرات و فعاليت هاي مردمي شركت فعال داشت و در اين زمينه چند بار توسط عوامل رژيم منحوس پهلوي دستگير شد. سال 1357 زماني كه در سال آخر دبيرستان درس مي خواند نه تنها خود فعالانه در تظاهرات و اعتراضات عمومي عليه طاغوت شركت مي كرد، بلكه دوستان همكلاسي و برادران كوچكترش را نيز به اين امر ترغيب و تشويق مي نمود.

زماني كه يكي از برادرانش گفته بود شاه توپ و تانك دارد و پيروزي بر او مشكل است، اظهار داشته بود: «ما خدا را داريم.»

به واسطه حضور فعال و مستمري كه در صحنه هاي مختلف داشت، توسط عوامل رژيم شناسايي و در 14 آبان سال 1357در دانشگاه تهران دستگير و روانه زندان گرديد، اما پس از مدتي آزاد شد.

به هنگام ورود حضرت امام خميني(ره) فعالانه در مراسم استقبال شركت كرد و مسئوليت امنيت قسمتي از ميدان آزادي را به عهده گرفت، پس از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي جهت پاسداري از دستاوردهاي انقلاب به جمع پاسداران كميته انقلاب اسلامي پيوست و طي چهار ماه خدمت خود در اين نهاد انقلابي، زحمات زيادي را در جهت انجام ماموريت هاي مختلف و تثبيت حاكميت انقلاب اسلامي تحمل كرد و سپس به خيل سپاهيان پاسدار پيوست و بلافاصله داوطلبانه طي ماموريتي عازم كردستان شد.  

حضور در كردستان و مقابله با ضدانقلاب

دستواره همراه فرماندهاني چون شهيد چراغي و حاج احمد متوسليان، زحمات زيادي را در مقابله با ضدانقلاب به جان خريد؛ بعد از آزادسازي شهر مريوان در معيت متوسليان و ساير برادران رزمنده وارد شهر مريوان شد. از آنجا كه اين شهر جنگ زده پس از آزادي با مشكلات متعددي مواجه بود و سازمان ها و موسسات دولتي تعطيل شده بودند، به دستور متوسليان، برادران پاسدار در مراكز و ادارات مختلف از جمله شهرداري و ‌راديو و تلويزيون مشغول خدمت شدند. 

شهيد دستواره نيز ماموريت يافت تا كالاهاي ضروري مردم را تهيه كرده و در اختيار آنها قرار دهد؛ وي به نحو احسن اين ماموريت را انجام داد و در روزهاي عمليات نيز مانند ساير برادران، سلاح به دست در قله هاي مريوان با ضدانقلاب و با دشمن بعثي جنگيد، ايشان مدتي نيز فرماندهي پاسگاه شهدا در محور مريوان را به عهده داشت. 

شهيد دستواره و دفاع مقدس 

هنگامي كه سردار متوسليان ماموريت يافت تيپ محمد رسول الله(ص) را تشكيل دهد، دستواره همراه ساير برادران به سمت جبهه هاي جنوب عزيمت كرد و در آنجا به علت مهارت در جذب نيرو، مامور تشكيل واحد پرسنلي تيپ شد.

روحيه اطاعت پذيري وي و ميل باطني به گردان هاي رزمي باعث شد تا بدون هيچ گونه ابهامي مسئوليت محوله را قبول كند، اما از فرماندهان تقاضا كرد كه مجاز به شركت در عمليات باشد، بنابراين در روزهاي عمليات، سلاح به دست در كنار فرماندهان گردان وارد عمل مي شد.

شهيد دستواره به همراه سرداران لشكر محمدرسول الله(ص) براي ياري رساندن به مردم مسلمان و ستمديده لبنان و شركت در نبردهاي پرحماسه رمضان و مسلم بن عقيل به فرماندهي تيپ سوم ابوذر منصوب شد و تا زمان عمليات خيبر در همين مسئوليت به خدمت صادقانه مشغول بود.

در عمليات خيبر بعد از شهادت شهيد حاج همت، فرمانده دلاور لشكر محمدرسول الله(ص) و واگذاري فرماندهي به شهيد كريمي، به عنوان قائم مقام لشكر 27 حضرت رسول(ص) منصوب شد.  

وي پس از شهادت كريمي در عمليات بدر نيز به عنوان سرپرست لشكر در خدمت رزمندگان اسلام عليه كفار جنگيد و در نهايت با انتصاب فرماندهي جديد لشكر، همچنان به عنوان قائم مقام لشكر در خدمت جنگ و دفاع مقدس بود.

مناطق اشغالي كردستان و صحنه هاي مختلف جبهه هاي جنوب كشور، بويژه عمليات والفجر 8 و جاده ام‌القصر در فاو شاهد دلاوري هاي عاشقانه و جانفشاني هاي اين شهيد عزيز است. 

ويژگي‌هاي اخلاقي شهيد دستواره

از خصوصيات بارز شهيد، خوشرويي، جذابيت، صفاي باطن، اخلاص و توكل به خدا بود؛ به گفته همرزمانش، جايي كه دستواره بود غم و اندوه بيرون مي رفت؛ وي در روحيه دادن به رزمندگان نقش بسزايي داشت، از شجاعت بالايي برخوردار بود، همچنين تجزيه و تحليل حساب شده مسائل جنگ و قدرت تصميم گيري سريع از ويژگي هايي بود كه در مشكلات، سيد را ياري مي كرد؛ با آن كه از نظر جسمي بدني نحيف و لاغر داشت، خستگي ناپذيري و اعتماد به نفس او زبانزد خاص و عام بود.

شهيد دستواره در اكثر نبردها، بجز مواقعي كه مجروح شده بود، حضور داشت و در شب هاي عمليات تا صبح در خط اول درگيري با دشمن و در كنار رزمندگان از نزديك به هدايت عمليات مي پرداخت.

شهيد دستواره تا هنگام شهادت 11 بار مجروح شد، ولي هرگز از پاي ننشست و با شجاعت كم نظير تا نثار جانش به دفاع از اسلام و آرمان هاي متعالي حضرت امام خميني(ره) و حفظ كيان جمهوري اسلامي ادامه داد.

نحوه شهادت شهيد دستواره
 

در عمليات كربلاي 1 - كه برادرش حسين در خط پدافندي شهيد شد – جهت شركت در مراسم تشييع و تدفين او به تهران رفت، ولي بيش از سه روز در تهران نماند و به منطقه بازگشت. وقتي به وي گفته مي شود كه خوب بود لااقل تا شب هفت برادرت مي ماندي و بعد بر مي گشتي، در جواب مي گويد به آنها گفته ام كنار قبر حسين قبري را براي من خالي نگهداريد.

بيش از 10 روز از شهادت برادرش نگذشته بود كه در عمليات كربلاي 1، «روز آزادسازي شهر مهران» از چنگال دشمن بعثي، روح بزرگش از كالبدش رها شد و مظلومانه به شهادت رسيد و در جرگه شهيدان كربلا راه يافت و بر سرير «عند ربهم» جلوس كرد.

گوشه اي از وصيتنامه شهيد دستواره 

من نتوانستم آن طوري كه مي خواستم به اسلام خدمت كنم، شما از امام پيروي كنيد و به نظام مقدس جمهوري اسلامي خدمت نماييد./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار