اهداف غرب از متهم كردن اعضاي حزب الله
کد خبر:۱۳۴۱۱۱
زواياي پنهان ترور رفيق حريري؛

اهداف غرب از متهم كردن اعضاي حزب الله

از زمان ترور رفيق حريري در بيروت، آمريكا و رژيم صهيونيستي به دنبال آن بودند كه بتوانند با طرح پرونده رفيق حريري در يك دادگاه بين المللي، فرصتي را براي فشار به جريانات مخالف رژيم صهيونيستي در لبنان ايجاد كنند.
گروه بين الملل «خبرگزاري دانشجو»؛ آنهايي كه آشنايي اندكي با فضاي داخلي لبنان، اين عروس مديترانه دارند، به خوبي جنگ هاي داخلي اين كشور را به خاطر مي آورند؛ جنگ هايي كه ساليان دراز، ميان فرقه ها و گروه هاي مختلف اين كشور هزار پاره رخ داده، كه حاصل آن جز بي ثباتي، ترور و جنگ هاي داخلي نبوده است؛ جنگ داخلي 15 ساله (1990-1975)،‌ نمونه اي از اين جنگ هاست.
 
لبنان پس از ترور حريري
 
پس از وقايع تلخ جنگ داخلي 15 ساله، لبنان مدتي را در آرامش نسبي سپري كرد تا اينكه با ترور رفيق حريري، نخست وزير لبنان (در فوريه 2005) اين كشور مجددا رو به بي ثباتي نهاد.
 
ترور حريري باعث دو پاره شدن فضاي داخلي لبنان گرديد؛ از آنجا كه حريري سابقاً ارتباط مناسبي را با سوريه و حزب الله نداشت، باعث شد انگشت اتهامات به سوي دولت سوريه نشانه رود.
 
با گذر زمان، شدت فشارها بر حكومت بشار اسد افزوده مي شود و دادگاه بين المللي نيز با شهادت برخي شاهدان نظير زهيرالصديق، ‌دخالت حكومت اسد را در ترور حريري تصديق مي كند.
 
رژيم صهيونيستي توانست از فرصت پيش آمده بيشترين بهره برداري را كند؛ زيرا با وجود انكار دست داشتن سوريه در ترور، آمريكا و نيروهاي همسويش در شوراي امنيت با تصويب قطعنامه هاي پي در پي، رژيم اسد را بيش از پيش تحت فشار قرار مي دادند.
 
هم پيمانان لبناني دولت آمريكا نيز به همراه متحدان غربيشان با افزايش فشارها بر دمشق، خواستار خروج 30 هزار نيروي سوري كه در لبنان حضور داشتند، شدند.
 
با خروج نيروهاي سوريه، عملا آرزوي ديرينه صهيونيست ها برآورده شد؛ ‌زيرا رژيم اشغالگر قدس از زمان حضور نيروهاي سوري كه براي امنيت لبنان در اين كشور مستقر شده بودند، همواره از جبهه شمالي خويش احساس خطر مي كرد و از سوي ديگر تضعيف حكومت اسد از طريق مجامع بين المللي باعث كاهش خطر صهيونيست ها از جبهه شرقي اين رژيم مي شد.
 
در چنين فضايي افزايش اختلافات داخلي در لبنان رو به فزوني گذاشت و عملا گروه هاي سياسي به دو دسته 14 مارس (حامي غرب) و 8 مارس (حامي جريان مقاومت و سوريه) تقسيم شده بودند.
رژيم اشغالگر قدس در ژوئيه 2006 در يك پروژه از پيش تعيين شده و تحت لواي تز خاورميانه جديد آمريكا، در راستاي به اصطلاح مبارزه با تروريسم به لبنان حمله كرد؛ كاندوليزا رايس، وزير خارجه وقت آمريكا از اين حمله به عنوان درد زايمان خاورميانه نام برد.
 
پايان جنگ 33 روزه با عدم نتيجه گيري و دستيابي صهيونيست ها به اهدافشان مصادف بود؛ زيرا آنها ابتدا به بهانه آزادي دو تن از سربازانشان كه به دست نيروهاي حزب الله اسير شده بودند، به لبنان حمله كردند؛ اين در حالي بود كه هدف اساسي آنها، آن چنان كه از اظهارات نخست وزير وقت اسرائيل بر مي آمد، نابودي يا حداقل خلع سلاح حزب الله بود.
 
عدم نتيجه گيري صهيونيست ها در جنگ 33 روزه و در ادامه، شكست اسفناك اين رژيم در سال 2008 در حمله به نوار غزه، شكست ناپذيري اين رژيم را كاملا زير سوال برد.
 
در اين فضا صهيونيست ها و هم پيمانشان، ايالات متحده تلاش كردند تا آنچه را كه نتوانسته بودند در جبهه نظامي كسب كنند، از طريق تصويب قطعنامه اي عليه حزب الله مبني بر خلع سلاح اين حزب در عرصه سياسي، بدست آورند.
 
در چنين شرايطي، دادگاه ترور حريري همچنان به كار خويش ادامه مي داد، تا اينكه در روند دادگاه حادثه اي خيره كننده اتفاق افتاد و مشخص شد كه زهير الصديق، شاهد اصلي كه سوريه را به دست داشتن در اين ترور متهم مي كرد، شهادتش دروغ و در ازاي دريافت رشوه بوده است.
 
اين حادثه باعث سرافكندگي غربي ها و متحدان لبناني آنها شد كه در طي اين سال ها همواره رژيم اسد را به دست داشتن در اين ترور متهم مي كردند.
 
سعد حريري، پسر رفيق حريري و نخست وزير وقت لبنان در اين باره با تجديدنظر در مواضع پيشين خود، اتهام به سوريه در ترور پدرش را اشتباه و اتهامي سياسي دانست؛ اين در حالي بود كه دو ماه پس ترور رفيق حريري، نيروهاي امنيتي و نظامي سوري، تحت فشار اتهامات و افكار عمومي مجبور به خروج از لبنان شده بودند.
 
غرب كه در متهم كردن سوريه دچار شكست شده بود، اين بار با توجه به فضاي داخلي لبنان، انگشت اتهامات را به سوي برخي از اعضاي ارشد حزب الله دراز كرد؛ آنها مدعي هستند كه حزب الله عامل اصلي ترور نخست وزير وقت لبنان بوده است.
 
پنجشنبه گذشته دادگاه ويژه رسيدگي به اين ترور پس از مدت ها اسامي چهار تن از اعضاي حزب الله را به عنوان متهمان در ترور حريري عنوان كرد و خواستار معرفي آن از سوي حزب الله به دادگاه شد.
 
واقع امر اين است كه در زماني كه رفيق حريري در بيروت ترور شد، آمريكا و رژيم صهيونيستي به دنبال آن بودند كه بتوانند با طرح پرونده رفيق حريري در يك دادگاه بين المللي، فرصتي را براي فشار به جريانات مخالف رژيم صهيونيستي در لبنان ايجاد كنند.
اعلام اسامي چهار عضو حزب الله از سوي دادگاه بين المللي ترور رفيق حريري در شرايط فعلي دلايل متعددي دارد.
 
قصد ما در اين نوشتار برشمردن اهداف غرب از منتشر كردن اسامي اعضاي حزب الله به عنوان متهمان ترور در شرايط فعلي است.
 
اهم اهداف غرب را اين گونه مي توان برشمرد:
 
1- شكست كابينه ميقاتي:
 
لبنان كه پس از بركناري دولت سعد حريري، چند ماهي را بدون دولت سپري مي كرد، چندي پيش توانست با پيوستن وليد جنبلاط به جريان 8 مارس، صاحب دولتي نزديك به جريان مقاومت شود.
 
انتشار اسامي در شرايط فعلي باعث تحت فشار قرار دادن دولت نجيب ميقاتي مي شود؛ زيرا جريانات مخالف خواهان استرداد اعضاي حزب الله از سوي دولت ميقاتي خواهند شد، امري كه نه ميقاتي تمايل به آن دارد و نه حزب الله اجازه آن را مي دهد، از اين رو فشارهاي داخلي و بين المللي بر دولت وي بشدت افزايش خواهد يافت تا جايي كه ممكن است به سقوط دولت حامي مقاومت منجر شود؛ همان طور كه سيد حسن نصرالله در اظهارات ديشب خود گفت، ‌كيفرخواست صادر شد تا حربه اي در دست گروه مقابل براي به چالش كشيدن دولت جديد و ساقط كردن آن باشد.
 
2- شكاف ميان ائتلاف 8 مارس:
 
غربي ها مي دانند كه انتشار اسامي اعضاي حزب الله به عنوان متهمان به ترور حريري با واكنش حزب الله مواجه خواهد شد؛ آنها اميدوارند اين اتهامات و واكنش حزب الله باعث ايجاد شكاف ميان جريان 8 مارس و در نتيجه از اكثريت افتادن اين جريان در پارلمان لبنان شود؛ چرا كه در اين صورت ديگر جريان حامي مقاومت توانايي تشكيل دولتي جديد را نخواهد داشت.
 
3- فشار بر حزب الله و خلع سلاح اين جنبش:
 
غربي ها به خوبي واقفند كه حزب الله هرگز اعضاي خويش را به دادگاه بين المللي تحويل نخواهد داد و از اين رو، آنها در صددند با بهره بردن از جو موجود، حزب الله را تحت فشارهاي داخلي و بين المللي، بشدت تضعيف كنند.
 
آنها حتي در ذهن مي پرورانند كه در صورت عدم استرداد متهمان از سوي حزب الله، و لو با حمله نظامي، آن هم تحت لواي مصوبات شوراي امنيت، به خواسته ديرهنگام خود و رژيم اشغالگر قدس مبني بر نابودي يا خلع سلاح حزب الله دست يابند.
 
4- در تنگنا قرار دادن سوريه:
 
با توجه به اينكه حكومت اسد اكنون تحت فشارهاي داخلي و بين المللي قرار دارد، دادگاه ويژه با انتشار اين اسامي در صدد بوده است حامي حكومت اسد را نيز در شرايط فعلي تحت فشار قرار دهد كه اين امر به خودي خود باعث تضعيف بيش از پيش حكومت دمشق مي شود، آنها مدعي هستند كه حزب الله در ماندگاري حكومت اسد نقش كليدي و اساسي دارد.
 
5- تضعيف ايران و تحت الشعاع قرار دادن بيداري اسلامي در منطقه:
 
غرب به دنبال شكستن زنجيره ايران، سوريه، حزب الله و حماس به عنوان محور مقاومت در منطقه است، از اين رو به دنبال آن است با تضعيف يا نابودي حزب الله لبنان، فشارها را بر ايران به عنوان بزرگترين كشور حامي جريان مقاومت، بيفزايد.
 
از سوي ديگر، رژيم صهيونيستي و غرب بدشان نمي آيد كه تحولات منطقه (بيداري اسلامي)، تحت الشعاع حوادثي نظير مرگ بن لادن يا دستگيري اعضاي ارشد حزب قرار گيرد تا بيش از اين شاهد سقوط متحدان ديكتاتور خود در منطقه نباشد.
 
6- كشاندن حماس به پاي ميز مذاكره:
 
در شرايطي كه دو جنبش فتح و حماس به دنبال گفت و گو با يكديگر بدون توجه به نظرات صهيونيست ها هستند، آمريكا تمايل دارد با فشار بر حزب الله هم خط و نشاني براي جنبش سازشكار فتح بكشد و هم حماس را مجبور به پذيرش براي به رسميت شناختن اسرائيل كند.
 
7- مهيا كردن فضاي اجراي خاورميانه جديد:
 
با وجود ناكامي آمريكا در اجراي طرح خاورميانه جديد و شكست اين طرح در برخي نقاط،‌ خلع سلاح و فشار بر حزب الله مي تواند كليد طرح خاورميانه جديد را براي غرب دوباره از نو بزند.
 
8- يكه تازي اسرائيل:
 
با متهم شدن حزب الله و افزايش فشار بر اين حزب كه منجر به ايجاد شكاف هاي قومي-مذهبي در لبنان مي شود، عملا صهيونيست ها با خيال آسوده تري به مرزهاي شمال خويش نگاه مي كنند و حتي ممكن است براي جبران شكست خويش از حزب الله در جريان جنگ 33 روزه، به اين گروه حمله كنند.
 
رژيم صهيونيستي در شرايط فعلي كه فضاي منطقه دچار بيداري اسلامي شده، به دنبال بر هم زدن موقعيت سوريه و حزب الله در منطقه است تا بتواند از فضاي ملتهب منطقه بهره ببرد.
 
9- افزايش اختلاف حزب الله و ارتش:
 
عدم كمك هاي تسليحاتي به ارتش از سوي غرب و تشديد فشارها مبني بر خلع سلاح حزب الله، ممكن است به رودررويي حزب الله و ارتش لبنان منجر شود./انتهاي پيام/
 
پربازدیدترین آخرین اخبار