کد خبر:۱۳۴۱۶۲
نوشتاري به مناسبت 13تير، سالروز تبعيد علماي طراز اول نجف به قم
مبارزه علماي بزرگ شيعه با قشون متجاوز انگليس و تبعيد آنها از عراق و حضور اين علماي طراز اول در شهر مقدس قم كه چند سالي بود از زمان تاسيس حوزه علميه آن مي گذشت و رونق چنداني نيز نداشت، موجب ارتقاي سطح علمي آن مركز علوم ديني شد.
گروه فرهنگی «خبرگزاری دانشجو»، سميه سيواني زاد؛ شكست امپراتوري مسلمان عثماني از متفقين در جنگ جهاني اول، به سلطه انگليس بر بخش بزرگي از متصرفات عثماني و از جمله عراق (بين النهرين) انجاميد.
علماي بزرگ شيعه با قشون متجاوز انگليس در جنوب عراق مي حنگيدند
آيت الله ميرزا محمدتقي شيرازي دوباره پرچم جهاد بر ضد انگليس را برافراشتند و عشاير شيعه دجله و فرات را به دفاع از عراق فرا خواندند، جهادي كه در تاريخ به «ثوره عشرين» يا قيام 1920 عراق مشهور شد.
با اين قيام باشكوه، استعمار بريتانيا ناگزير به عقب نشيني تاكتيكي شد و مصلحت را در آن ديد كه اهداف شوم خويش در عراق ( به شيوه غير مستقيم ) با روي كار آوردن دولتي به ظاهر بومي و عربي (اما در باطن دست نشانده و مجري اوامر استعمار) دنبال كند.
پس از توافقی که میان انگلیسی ها و شریف حسین، بزرگ خاندان هاشمی و امیر حجاز، در سال ۱۹۱۵ پیرامون مسئله استقلال عرب ها صورت گرفت، انگلیسی ها در سال ۱۹۱۷ اعلام داشتند که عراق مستقل خواهد شد و مردم می توانند یک رئیس دولت غیر ترک برای خود برگزینند.
بدينوسيله عراق به امير فيصل فرزند شریف حسین (حاكم سابق حجاز ) به ظاهر، با پشتوانه آراي ملت عراق! و درحقيقت، با پشتيباني انگليس بر تخت سلطنت عراق تكيه زد و بلافاصله، قراردادي با سر پرسيكاكس (كميسر وقت بريتانيا و عاقد انگليسيِ قرارداد 1919 وثوق الدوله) به امضا رساند.
مرحله بعدي نيز اجراي انتخابات و تشكيل مجلس فرمايشي موسسان و تصديق قرارداد مزبور از طرف مجلس به اصطلاح ملي بين النهرين بود.
ملی گرایان عراقی، سران قبایل و علما همه با این قرارداد مخالف بودند و دو تن از نمایندگان شیعیان بغداد به کاظمین رفتند و از آیت الله شیخ مهدی خالصی و آیت الله سید حسن صدر دیدن کردند.
آنان از این دو مجتهد کاظمین خواستند که با قرارداد میان انگلیسیان و ملک فیصل مخالفت کنند و پادشاهی فیصل را به رسمیت نشناسند.
آیت الله خالصی نیز صدور فتوا از جانب خود را به امضای آیات نجف یعنی نائینی و اصفهانی مشروط کرد و بدین ترتیب این موضوع نزد علمای نجف و کربلا هر دو مطرح شد.
ميرزاي نائيني و آقا سيدابوالحسن اصفهاني از عالماني بودند، كه انتخابات مجلس موسسان را تحريم كردند، در ۸ نوامبر ۱۹۲۲ حاکم شهر کربلا در تلگرافی خبر داد که حاج سید ابوالحسن اصفهانی فتوای تحریم شرکت در انتخابات را امضا و میرزای نائینی نیز از او پیروی کرده است و فتوای یاد شده نزد شیخ مهدی خالصی فرستاده شد، وي و بقیه علمای کاظمین از جمله سید حسن صدر زیر آن فتوا را مهر کردند.
در آغاز ملک فیصل اهمیتی بدان فتواها نمی داد، اما آن فتواها اثرهای فراوانی بر انبوه مردم عراق گذاشت، بريتانيا و كارگزاران رسمي و غير رسمي آن در عراق، به منظور در هم شكستن اين مقاومت، نخست از درِ تهديد و ارعاب درآمدند، كه سودي نبخشيد.
شكست سياست ارعاب و تهديد آغازي براي تبعيد علماي انقلابي عراق
زماني كه سياست ارعاب و تهديد، براي انصراف مراجع شيعه از تحريم مجلس فرمايشي موسسان به جايي نرسيد، حكومت بين النهرين نخست، آيت الله شيخ مهدي خالصي را به حجاز ( قلمرو آل سعود) تبعيد كرد.
سید ابوالحسن اصفهانی و میرازی نائینی و چند تن دیگر از علمای نجف درس های خود را تعطیل کردند و براي اعتراض به تبعيد شيخ خالصي عازم کربلا شدند.
دولت به فرماندار کربلا دستور داد اگر مردم به طرفداری این دو بزرگوار اجتماع کردند با مردم برخورد نشود و احترام این بزرگان حفظ شود، اما اگر مردم حمایت نکردند فورا به ایران تبعید شوند! متاسفانه هیچ کس از مردم نجف از این دو بزرگوار حمایت نکرد. نه مغازه ای تعطیل شد و نه اعتراضی. فرماندار هم با کمال بی احترامی سید ابوالحسن اصفهانی و میرازی نائینی و چند تن دیگر از علمای نجف و كربلا را به ایران تبعید کرد.
سپس بيش از سي عالم طراز اول عتبات همچون آيات عظام ميرزا مهدي و ميرزا احمد، فرزندان آخوند خراساني، سيد هبةالدين شهرستاني و... به اجبار روانه خاك ايران شدند.
جوش و خروش مردم ايران در حمايت از علماي تبعيدي نجف
در سيزدهم تير 1302 شمسي، خبر مراجع تبعيد شده به تهران رسيد و موجب تاسف و اندوه شديد مردم ايران شد، كه تجمع اعتراض آميز مردم و علما را در مساجد و منزل آيت الله جمالالدين نجفي اصفهاني بدنبال داشت.
شخص احمدشاه، مشيرالدوله پيرنيا، نخستوزير و دكتر مصدق، وزير خارجه وقت نيز به تبع افكار عمومي، با علماي تبعيدي اظهار همدردي كرده، و از طريق نمايندگان سياسي ايران در بغداد و لندن به انجام اقدامات ديپلماتيك، جهت رفع توهينهاي وارده به آنان پرداختند.
در پانزدهم تير 1302، بيشتر علماي تهران در مسجد مروي جمع شده، خطابههاي مهمي عليه اقدامات حكومت انگليسي عراق ايراد كردند. از سوي اتحاديه تجار و اصناف تصميم گرفته شد به دولت پيشنهاد كنند كه در صورت عدم رفع توهينهاي وارده، از علما بخواهد، كالاهاي انگليسي را تحريم كنند.
ديگر نقاط كشور، بويژه، شهرهاي واقع شده در مسير حركت مراجع از مرز عراق به قم مانند كرمانشاه و همدان نيز از اين جوش و خروش اسلامي خالي نبود.
همچنين در پي تبعيد علما، جنبشهايي در بين النهرين عليه حكومت دست نشانده وقت آغاز شد در جلسه انتخابيه بغداد، روساي شيعه حاضر نشدند و كدخداهاي محلات بغداد هم، استعفا دادند. به اين ترتيب، مسئله انتخابات، در روز تعيين شده صورت نگرفت و به تعويق افتاد.
علماي تبعيدي، در تاريخ 13 مرداد 1302 از كرمانشاه به طرف همدان حركت كرده، وارد قم شدند و در همانجا توقف كردند. از سوي علماي تهران و دولت نيز اقداماتي براي تهيه منزل و ديگر لوازم ضروري آنها انجام گرفت.
استقبال در ایران بسیار چشمگیر بود. علمای تهران برای همدردی با مراجع تبعیدی گرد هم آمدند و سه تصمیم مهم گرفتند:
1. ترتیبی داده شود که استقبال گرمی از مجتهدان تبعید شده از عراق صورت گیرد و سپس تظاهراتی به سود آنان به عمل آید.
2. تمام بازارهای تهران و شهرستان ها به عنوان اعتراض به تبعید علما در روزی معین بسته شود.
3. خرید و فروش کالاهای انگلیسی تحریم شود
احمد شاه و دکتر مصدق وزیر خارجه وقت تلگراف های خوش آمد برای علما به کرمانشاه فرستادند که مورد سپاس علما قرار گرفت. علما پس از یک مسافرت ۴۵ روزه در چهارم محرم ۱۳۴۲ ق. (۱۷ اوت ۱۹۲۳) وارد قم شدند.
آیت الله العظمی شیخ عبدالکریم حائری، موسس حوزه علمیه قم، از علما به گرمی استقبال کرد و به احترام علما حاضر، شاگردان خود را واداشت تا در درس مرحوم اصفهانی و نائینی شرکت کنند و در روز دوم ورود علما احمد شاه با جماعتی از وزرا و وکلا به نزد سید در قم آمدند و ضمن ابراز تاثر نسبت به ایشان ابراز ارادت کردند.
تمام علماي تهران روز 13 مرداد، صبح و عصر در مسجد سلطاني جمع شده و از آن تاريخ به بعد، محل اجتماع آيات عظام، همان مسجد سلطاني گرديد. هر روز جمعيت فراواني از تجار و اصناف در مسجد سلطاني جمع ميشدند و سخنرانان به وعظ و خطابه اعتراضي ميپرداختند.
از سوي اتحاديه تجار و اصناف بيانيهاي منتشر شد؛ كه با اظهار تاسف از پيشامد يادشده و تنفر از تبعيد علما، اعلام ميگردد كه به مدت سه روز (23 تا 25 ذي الحجه) تعطيل عمومي است. بدنبال آن نيز عصر روز 22 تير نيز تمام كاروانسراها، و بازارها و مغازهها تعطيل شده و در مسجد شاه اجتماع كردند.
جوش و خروش دو ملت ايران و عراق و همچنين اقدامات ديپلماتيك دولت پيرنيا، اينك آثار و نتايج خود را نشان ميداد؛ هر چند برآورنده مطلوب نهايي؛ يعني سرنگونيِ دولت دست نشانده عراق و جايگزيني يك حكومت ملي و اسلامي به جاي آن نبود.
مقامات انگليسي، آزادي شيخ مهدي خالصي از تبعيد حجاز و جواز ورود او به ايران را پذيرفتند. درباره ديگر علما و مراجع تبعيدي نيز، وزير مختار انگليس در ملاقاتي با پيرنيا براساس شرايط معيني، با بازگشت آنها به عراق (به استثناي مرحوم خالصي ) موافقت كرد.
با وجود استقبال گرم و موج اعتراض ایرانیان به دولت دست نشانده عراق و انگلیسی ها، علما بزودی عزم بازگشت کردند و اقامت علما در قم فقط ۱۱ ماه به درازا کشید و تنها شيخ مهدي خالصي كه اجازه بازگشت به عراق را نيافته بود؛ با خانواده خود به مشهد مهاجرت كرد و در آنجا هم بدرود حيات گفت.
دلايل رجعت علما به عراق پس از 11 ماه اقامت در قم
درباره دليل بازگشت علما طراز اول به عراق نقل هاي متعددي وجود دارد كه در اينجا به چند نمونه معروف آن اشاره مي كنيم:
نخست آنکه این سفر از آغاز یک هجرت دائمی نبود و علما تنها قصد داشتند به وسیله هجرت به ایران، اعتراض خود را به دولت ملک فیصل اعلام کنند که به علت عدم حمایت مردمی تاثیر چندانی نداشت.
نكته دیگر آنکه حوزه علميه نجف پايگاه و مركز علوم ديني و حوزوي شيعه در آن زمان به شمار مي آمد و حضور مرجعيت ديني درآنجا به منزله تقويت و سرزندگي اين نهاد مي شد.
دیگر آنکه شاید به مذاق متفاوت علما در مسائل سیاسی برگردد. روحیه مرحوم حاج شیخ عبدالکریم به گواهی سوابق ایشان پرهیز از سیاست بود که این منش با منش سید ابوالحسن و میرزای نائینی متفاوت بود و از این جهت نیز ادامه حضور در قم خوشایند علمای تبعید شده نبود.
به مناسبت تبعيد مراجع شيعه عراق به كشورمان و شور ملت ايران در اعتراض به انگليسيها و دستنشاندگان آنها، اعلاميهها و كتابهاي بسياري در محكوم ساختن فاجعه و دعوت مسلمانان به قيام بر ضد استعمار صليبي غرب، نوشته و منتشر مي شد.
از اینها گذشته دولت ایران نیز به سبب بی ثباتی داخلی و موضع ضعف احمد شاه توان هیچ نوع اقدام حمایتی از علما را نداشت و رضاخان نيز با برداشتن علم جمهوريت قصد داشت دولت را سرنگون و خود بر اريكه قدرت بنشيند.
همچنين دولت ايران نيز با مشاهده موج اعتراضي مردم و تاثير حضور اين مراجع در ايران فعاليت هاي ديپلماتيك خود را براي بازگرداندن آنها آغاز كرد و با فشارهاي سياسي به وجود آمده، فيصل مجبور به قبول بازگشت ايشان به عراق مشروط به عدم دخالت در فضاي سياسي كشور شد.
ارتقاي سطح علمي و معرفتي حوزه علميه قم؛ مهمترين بركت حضور علماي تبعيدي
حضور علماي طراز اول در شهر مقدس قم كه چند سالي بود از زمان تاسيس آن مي گذشت و رونق چنداني نيز نداشت موجب بالندگي و ارتقاي سطح علمي آن شد.
آيت الله سيد عبدالكريم حائري، موسس حوزه علميه قم كه از اراك به اين شهر آمده بود محل تدریس خویش را به علماي تبعيد شده واگذار كرد تا طلاب از حضور اين عالمان ديني بهره بيشتري برده، و سطح علمي و معرفتي حوزه علميه قم ارتقا يابد.
اين حركت با اين حال زماني زيادي طول نكشيد و علما و مراجع به نجف بازگشتند، اما موجب رونق چشمگير حوزه علميه قم شد؛ به طوري كه درس ها و مباحثه هاي فراواني بعد از آن در قم به راه افتاد.
جنبشي كه با اشغال بين النهرين و تبعيد مراجع شيعه به ايران، در كشورمان به وجود آمده بود، با بازگشت علماي تبعيدي به عراق پايان نيافت؛ بلكه به همت كساني چون شيخ حسين لنكراني و شيخ محمد خالصيزاده فرزند (آيت الله خالصي) ادامه يافت و با حوادثي كه نيرنگ استعمار، براي نابودي آزادي و استقلال ايران پيش آورد به مقابله پرداخت./انتهای پیام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰