مصلحت در مصالحه و سكوت تا كجا خواهد بود؟
گروه انديشه «خبرگزاري دانشجو»؛ در طول تاريخ همواره دنياي كفر سعي داشته ملتهاي جهان را تحت سلطه خود قرار دهد، در دورههايي نيز به دليل شرايط موجود از جمله غفلت و بي بصيرت جامعه و مكر حاكمان وضعيت از آن هم بدتر شده و نوعي استيلا و چيرگي بر جامعه ايجاد شده است؛ طوري كه افراد آن چنان زير فشار وارده قرار مي گيرند كه هيچ راهي براي خروج ندارند و براي تسليم محض و مطلق در مقابل دستگاه ظلم آماده ميشوند .
يكي از اين برهههاي تاريخي زمان امام حسين(ع) است كه استيلا طلبي از طرف دنياي شرك (امويان) كاملاً بر جهان اسلام غالب شده بود و آنها از همه ابزارها براي ظلم بر مردم استفاده مي كردند.
جهان كفر به اسم «اميرالمومنين» بر مسلمين حكومت ميكرد
امويان از دين به عنوان ابزاري براي پيشبرد اهداف خود استفاده ميكردند؛ به طوري كه به اسم «اميرالمومنين» بر مسلمين حكومت كرده و به كارهاي باطل ميپرداختند.
در دوره پيامبر(ص) مرز بين حق و باطل شفاف بود، اما بعد از رحلت پيامبر(ص) و با آغاز خانه نشيني حضرت امير(ع)، آرام آرام حق و باطل با هم مخلوط شدند؛ البته اين واقعه را پيامبر از قبل پيشبيني كرده بودند.
ايشان فرمودند: «در امت من فتنه به وجود ميآيد و فتنه، رواج انديشه هاي ناروا و ناصواب در ميان امت من است.»
هيچ كدام از ائمه دستگاه جور را برنتافتند، ولي كنش آنها يكسان نبود؛ بعضي از ائمه از قبيل امام حسن(ع)، امام سجاد(ع)، امام باقر(ع) و امام صادق(ع) سكوت كردند و بعضي ديگر مانند امام موسي كاظم(ع) تا امام حسن عسگري(ع) تقيه كردند؛ حتي غيبت صغري و كبراي حضرت ولي عصر (عج) نيز نوعي تقيه است.
حسن تدبير امام حسين (ع) چه بود؟
دوره امام حسين(ع) داراي شرايط خاصي است؛ در آن دوران خط قرمزها درنورديده شده و ديگر جاي سكوت كردن نبود، بنابراين امام حسين (ع) با حسن تدبير و تصميم و اقدامي كه در عرصه سياست داشتند، قيام كردند.
خط قرمزهاي مدنظر ائمه «قيود دين» بود، بنابراين گاهي تقيه ميكردند تا شيعه حفظ شود؛ چرا كه اگر شيعه از بين ميرفت تشيع هم از بين ميرفت، بنابراين هنگامي كه مصلحت حكم ميكرد قيام ميكردند.
هدف از قيام اين است كه حكمت در سنجش مصلحت مبتني بر عزلت تعريف شود و سوالي كه ممكن است اينجا مطرح شود، اين است كه مصلحت در مصالحه و سكوت تا كجا خواهد بود؟
مصلحت تا جايي است كه خط قرمزها درنورديده نشود و عزلت جامعه اسلامي تحت الشعاع قرار نگيرد.
مدل عملكردي ائمه در مقابله با دستگاه جور چگونه بود؟
متغيرها در دين كفر و ايمان، حق و باطل است و دين ميآيد كه انسانها را از باطل به حق رهنمون كند.
با اينكه حكومت در دست امام معصوم نبود، اما ائمه سكوت ميكردند؛ چون حق و باطل تفكيك شده بود؛ البته در مقاطعي حق و باطل، نه تنها از يكديگر قابل تفكيك نبودند، بلكه همزيستي مسالمتآميزي با يكديگر داشتند.
پيچيدهترين حالت زماني بود كه نه تنها حق و باطل مخلوط بودند، بلكه با يكديگر خلط هم مي شدند يعني باطل رنگ زده مي شد و در پوشش حق ارائه مي گرديد.
در دوره امام حسين(ع) حق و باطل طوري با يكديگر مخلوط شده بودند كه ديگر امكان تقيه و سكوت وجود نداشت؛ اين مقطع اوج فتنه بود و اين زماني است كه انديشه باطل در ميان مردم رسوخ پيدا كرده باشد.
مفاهيم و انديشههاي باطل از زبان افراد موجه شنيده ميشود
وقتي انديشه باطل در جامعهاي مستولي شد و بشر جاي خدا را در حكومت اسلامي گرفت و مفاهيم عوض شدند و مفاهيم باطل جاي خود را در دل حكومت ديني باز كردند و مثلاً جامعه مدني جاي مدينه النبي، امانيسم جاي تئويسم و ليبراليزم و اباحه گري جاي امر و نهي ديني را گرفت؛ هنگامي كه حقوق بشر جانشين حق الناس، حق الله و حق النفس و سكولاريزم و عرفي گرايي و دنيويت گرايي جايگزين شرع و عقبي گرايي شد، رفتار و عكس العمل مردم نيز تحت الشعاع قرار ميگيرد.
در دوره امام حسين(ع) در اثر اشاعه اين انديشههاي فاسد، از ميان انبوه مسلمانان، فقط 72 نفر در كربلا حضور دارند؛ چرا كه مردم اين دوره قوه و قدرت تشخيص ندارند.
اينها اين مفاهيم را از زبان افراد موجهي مي شنيدند و گويندگان اين عبارات، صحابي و بعضاً جزو فرماندهان دوره پيامبر(ص) بودند، لذا نمي توانستند درستي يا نادرستي مفاهيم را تشخيص دهند؛ عموم انديشمندان نيز در مقابل اين انحرافات سكوت كرده بودند و هر كس هم كه با رفتار دستگاه حاكم مقابله كرده بود مانند ابوذر تبعيد شده بود.
درخواست تأييد حكومت علاوه بر مخلوط بودن حق و باطل
در چنين شرايطي وقتي انديشههاي ناصواب و ناروا در اذهان جامعه ريشه دواند، امكان تحقق سلطه و دشمن فراهم ميشود و دشمن ميتواند اراده خود را تحميل كند.
امام حسين (ع) در شرايطي قرار ميگيرند كه نه تنها حق و باطل قابل تفكيك نيست، بلكه بعد از مرگ معاويه از امام ميخواهند كه اقدامات حكومت را تاييد كنند و حكومت را به رسميت بشناسد؛ اينجاست كه امام (ع) بيان ميكنند: ذلتي از اين بالاتر هست؟!
در اين شرايط امام حسين(ع) در مقابل دكترين ابن زياد قرار ميگيرند و ميفرمايند: اين فرومايه پسر فرومايه، اين پست پسر آن پست مرا بين دو راهي شمشير و ذلت قرار داده است، من و ذلت؟ هيهات!
امام حكومت اين زياد را نمي پذيرد، البته نه از سرسستي و ضعف؛ كه ميجنگد و به تكليف خود عمل مي كند. /انتهاي پيام/