کد خبر:۱۳۴۶۱۷
استراتژي امام حسين (ع)؛
قيام اباعبدالله(ع) نهتنها نرمافزاري بلكه سختافزاري بود
حق و باطل چنان با يكديگر مخلوط شده بودند كه كار فكري، فرهنگي و نرم افزاري پاسخگو نبود، اينكه امام حسين (ع) بنشينند و مفاهيم را تبيين كنند؛ چرا كه فرصت كار نرمافزاري نبود و عمل را بر ميتافت بنابراين قيام امام فقط نرم افزاري نبود بلكه سخت افزاري هم بود.
گروه انديشه «خبرگزاري دانشجو»؛ آنچه در فرهنگ ما به غلط مصطلح شده بكارگيري جنگ در مقابل صلح است يعني چنين تصور ميشود كه يا جنگ است و در صورتي كه جنگ نباشد صلح برقرار خواهد بود حتي اين اشتباه در اشعار حافظ هم ديده ميشود.
هنگامي كه گفته ميشود جنگ نباشد به معني اين نيست كه صلح برقرار ميشود چون خيلي مواقع حتي ضروري است براي برقراري صلح، جنگي رخ دهد.
با توجه به ديدگاه اسلام كه از ادبيات قرآن به دست آمده صلح در نقطه مقابل فساد و صالح در مقابل فاسد قرار ميگيرد.
صلح به معني كنار گذاشتن اسلحه و دستها را بالا گرفتن نيست!
با توجه به ديدگاه اسلام كه از ادبيات قرآن به دست آمده مصلحت، صلاح و صلح نقاط كليدي هستند كه در مقابل مفسده و فساد قرار ميگيرند. اگر بنا باشد فرد صالحي، صلحي را رقم بزند به اين معني نيست كه فرد تفنگش را كنار بگذارد و سنگر را ترك گفته و دستهايش را بالا ببرد بلكه خيلي از مواقع اصلاحات گرم و خونين است.
امام حسن (ع) نيز با اينكه در نهايت با معاويه صلح كردند؛ در ابتدا قيام كرده بودند ولي براي اينكه فساد بيشتري رقم نخورد و با توجه به اينكه مصلحت دين در نشستن بود، قعود كردند.
تشخيصي دير صورت بگيرد سياست خوبي اتخاذ نشده است
سياست و نحوه عملكرد صحيح متشكل از 3 مرحله تدبير، تصميم و اجراست و براي اينكه سياست خوبي پياده شود بايد هر سه مرحله به موقع و به خوبي بهكار گرفته شود.
در حوزه مصلحت دين و اجزاي آن، اگر تشخيصي دير صورت بگيرد و نسبت به اين تشخيص دير تصميم گرفته شود و نسبت به تصميم دير نيز اقدام شود حتي اگر اقدام خوبي هم باشد سياست اتخاذ شده، سياست خوبي نخواهد بود و اساسا سياست مثبتي نيست.
امام حسن (ع) بنا به مصلحت دين به موقع تشخيص دادند و خوب نيز عمل كردند لذا قعود ايشان داراي اهميت بالايي است.
محروم شدن بشريت از تشكيل نظام اجتماعي توسط امام علي (ع)
در زمان امام حسين (ع) 61 سال قمري از هجرت ميگذشت. در اين مدت، 25 سال خانهنشيني امام علي (ع) اتفاق افتاد كه به تبع آن بدعتهايي در دين رخ داد و اين حق از بشريت سلب شد كه علي (ع) بتواند ساخت حكومت و نظام اجتماعي اسلام را رقم بزند.
هر چه زماني ميگذشت لحظه به لحظه از مدينه النبي بيشتر فاصله گرفته ميشد و از نظام آرماني كه پيامبر گرامي اسلام ترسيم كرده بود پوستهاي بيشتر باقي نميماند، تعبيري هم كه حضرت در نهجالبلاغه به كار بردهاند «پوستين وارونه» است.
امام حسين (ع) كاملا متعهد به پيمان صلح امام حسن (ع) بود
امام حسين (ع) در ابتدا به تعهد و بيانيه امام حسن (ع) كاملا مقيد بودند و عمل ميكردند و تا مدتي هم سكوت اختيار كردند، البته سكوتي كه ائمه در پيش ميگرفتند به معناي تاييد حكومت نبود. بعد از مرگ معاويه مفاد عهدنامه نقض شد، به دليل اينكه در «قعود ساباط» ذكر شده بود كه معاويه حق ندارد براي خود جانشين تعيين كند ولي معاويه اين عهد را شكست و فرزندش يزيد كه انسان شهوت ران، شكم پرست بود را به عنوان اميرالمومنين معرفي كرد.
يزيد كسي بود كه بويي از حق نبرده بود و ميخواست از همه بيعت بگيرد و به امام در مدينه هم نامه نوشت ولي امام به عنوان رهبر اپزوسيون كه حكومت را بر نميتافت با او بيعت نكرد.
صلح حركت لحظه به لحظه در تحقق حق است
صلح نشستن نيست بلكه حركت لحظه به لحظه در تحقق حق است، حق، عدالت و نظم زماني محقق ميشود كه صلح رقم بخورد و اصلاحات اتفاق بيفتد.
هرگاه آرامش بود و جنگ نبود به معني صلح نيست چه بسا در متن جنگ كه اصلاحات اساسي روي ميدهد براي نمونه در دوران دفاع مقدس و جنگ تحميلي، بالاترين حركتهاي اصلاحي در كشور در حال اتفاق بود.
رفتار سياسي يا به صلاح ختم ميشود يا به فساد؛ ميانه ندارد!!
رفتار سياسي يا به صلاح ختم ميشود يا به فساد و نقطه ميانهاي ندارد. از يك نقطه عزيمت آغاز مي شود و به سمت مقصد پيش ميرود يا حركت به سمت صلاح و تحقق حق، عدل و نظم است يا نفي حق يعني ناحق، نفي عدل يعني ظلم و جور، نفي نظم يعني بي نظمي و آنارشيست رقم ميخورد.
متغير اصلي در همه حركت ائمه حفظ دين است كه بعنوان معيار و شاخص محكمي است چرا كه اگر دين نبود، مردم و تمدن حفظ نمي شدند.
در هر جامعهاي حركت به سه مولفه انديشه و افكار مبنايي، سامانه و نظام و مديريت و رياست نيازمند است كه هر سه مورد بايد مبتني بر مدل صحيحي ايجاد شده باشد وگرنه جامعه مطلوب حاصل نخواهد شد.
هرگاه انديشهاي فاسد باشد حتي اگر سيستم و مديريت خوبي حاكم باشد ولي نمي توان انتظار اصلاح داشته باشيم.
كار امام حسين (ع) اصلاح ماهيت انديشه نبود!
اتفاقي كه در زمان امام حسين (ع) ميافتد اين است كه انديشه و فكر حاكم، انديشههاي اسلام است كه پاك اند لذا امام حسين (ع) كاري كه انجام ميدهند در حوزه اصلاح ماهيت انديشه نيست بلكه حوزه ورود و اثر ايشان حوزه خنثي كردن نظام حاكم بر اين انديشه بود و تنها كاري كه مي شد براي آن انجام داد قيام بود.
قيام امام حسين (ع) فقط نرم افزاري نبود بلكه سخت افزاري هم بود.
با توجه به اينكه حق و باطل چنان با يكديگر مخلوط شده بودند كه حضرت چاره اي جز قيام نداشتند. چون در اين شرايط صرفا كار فكر، فرهنگي و نرم افزاري پاسخگو نبود كه ايشان بنشينند مفهوم به مفهوم را تبيين كنند و براي هر يك كتابي تدوين كنند چرا كه فرصت كار نرم افزاري نبود و عمل را بر ميتافت يعني قيام امام حسين (ع) فقط نرم افزاري نبود بلكه سخت افزاري هم بود.
جنس حركت امام حسين حركت نرم افزاري توام با سخت افزاري، كار تئوريك توام با كار عملي بود و اينجاست كه امام ذلت را بر نمي تابد و به دنبال عزت است.
منبع: برگرفته از جلسات «سنت حسنه» حسن عباسي /انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰