سينماي گيشه‌اي، سليقه شيشه‌اي و مشكلات ريشه‌اي!
کد خبر:۱۳۴۶۴۴
تحليلي بر «دختر شاه پريون» ساخته كامران قدكچيان؛

سينماي گيشه‌اي، سليقه شيشه‌اي و مشكلات ريشه‌اي!

فيلم «دختر شاه پريون» برداشتي آزاد از كمدي ايتاليايي «دزد و ميليونر» محسوب مي شود، اما متاسفانه ورسيون ايراني اين فيلم محصولي گيشه اي،‌ سطحي و فاقد ارزش هاي بصري از آب درآمده است؛ فيلمي شلخته و بدون انسجام و سست كه مي توان از آن به عنوان اثري كه هيچ كمكي به ارتقاي دانش بصري مخاطبانش نمي‌كند، ياد كرد.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛  يكي از سنت هاي سينمايي كه در طول تاريخ سينما هميشه با فراز و فرودها و افت و خيزهاي فراواني مواجه بوده، بحث اخذ و اقتباس هاي سينمايي است؛ اقتباس در سينما، در شكل معمول و رايجش، با بهره برداري از متون ادبي و ساختار بخشي سينمايي به آن انجام مي پذيرد كه اتفاقا و شايد هم نه از روي اتفاق، بسياري از آثار كلاسيك ماندگار و جاودانه سينماي جهان نتيجه همين اقتباس هاي سينماورزانه از متون ادبيات داستاني است؛ كه مي توان نمونه هاي متنوع و شاخصي را در اين حيطه نام برد و از آنها به عنوان اقتباس هاي موفق ياد كرد و شايد در قله آنها فيلم بي نظير، درخشان و تكرار ناشدني «بر باد رفته» ساخته ويكتور فلمينگ باشد.

اينكه اقتباس يك سنت پذيرفته شده در سينما است، محل ترديد نيست و اينكه اقتباس الزاما منجر به توليد اثري ارزشمند شود نيز، اما مهم اين است كه اقتباس چگونه و بر چه اساس صورت پذيرد؛ اينكه متن مورد توجه داراي قابليت هاي دراماتيك سينمايي باشد يا نه و اينكه سينماگر چقدر از بينش و قدرت و تسلط بر ادبيات و سينما برخوردار باشد تا بتواند پلي ميان ادبيات و سينما پديد آورده و اثري درخور با استفاده از ماده خام ادبياتي و ابزارها و امكانات سينماي بيافريند.

اما اقتباس در سينما نوع ديگري هم دارد كه شايد بتوان بر آن عنوان بازسازي گذاشت؛ بازسازي يك اثر سينمايي كه پيش از اين ساخته شده و لابد كارگردان دوم احساس كرده كه مي تواند با بازآفريني آن اثر چيزي بر شكل اوليه كار بيفزايد يا حرف جديدي براي گفتن داشته باشد كه بتواند به اين وسيله بزند.

اما تمام اين توضيحات به مناسبت فيلم «دختر شاه پريون» به اين دليل است كه اين فيلم از روي يك فيلم خارجي ساخته شده است؛ كمدي ايتاليايي «دزد و ميليونر» كه دختر شاه پريون برداشتي آزاد از آن محسوب مي شود، اما متاسفانه ورسيون ايراني اين فيلم محصولي گيشه اي،‌ سطحي و فاقد ارزش هاي بصري از آب درآمده است؛ فيلمي شلخته و بدون انسجام و سست كه مي توان از آن به عنوان اثري كه هيچ كمكي به ارتقاي دانش بصري مخاطبانش نمي‌كند، ياد كرد.

فيلم برداشتي مشخص و مستقيم از همتاي خارجي اش است، با اين تفاوت كه نه عناصر داستاني درام را درست چيده و نه توانسته مدلي ايرانيزه شده از ورسيون اصلي فيلم كه يك كمدي ايتاليايي است، ارائه بدهد.

به نظر مي رسد تلقي سازنده فيلم از بحث اقتباس دچار ايرادهاي جدي است و شايد چندان نتوان در محصول نهايي كار ايشان مرزي مشخص و حتي كمرنگ ميان اقتباس به عنوان يك سنت سينمايي و سرقت مودبانه ديگران قائل شد.

«دختر شاه پريون» در كنار ساير ايرادهاي ساختاري و فني اش در زمينه شخصيت پردازي، ايجاد كشمكش ها و البته ايرانيزه كردن فضاي درام با مشكلات جدي مواجه است؛ به نحوي كه مخاطب با مشاهده فيلم درمي‌ماند كه به راستي توليد و نمايش چنين آثاري چه فايده اي براي سينماي ايران دارد و به چه درد مخاطب مي خورد.

شايد تنها دليلي كه بتوان براي توليد و ارائه چنين آثاري يافت، همان گيشه و بيكار نماندن يك عده آدم هايي دانست كه سينما را با بقالي اشتباه گرفته اند و به هر قيمت ممكن بايد فيلمي بسازند و از اين خوان پركرامت حظي ببرند.

واقعيت آن است كه سينماي ايران با امثال «دختر شاه پريون» و نمونه فجيعتر و ابلهانه‌ترش «فوتبالي ها»،  تنها به سطحي نگري، گيشه پروري و قلقلك دادن پست ترين غرايض مخاطب مي پردازد و در اين فضا و با چنين شاهكارهايي، گفتن از سينماي متعالي، ‌ملي، آرماني و چيزهاي از اين دست بيشتر به يك شوخي شبيه است./انتهاي پيام/
پربازدیدترین آخرین اخبار