کد خبر:۱۳۴۹۹۴
مروري بر جنگهاي دهه 20 بالكان
پيش بسوي فروپاشي مرد بيمار اروپا
وقوع دو جنگ پياپي در سال هاي 1912 و 1913 در بالكان باعث جدا شدن متصرفات اروپايي دولت عثماني گرديد و اين دولت را كه تا پيش از آن در مسير زوال قرار گرفته بود و آن را با نام مرد بيمار اروپا مي شناختند، در سراشيبي تندتري قرار داد تا اينكه در خلال جنگ جهاني اول از هم فروپاشيد.
گروه بين الملل «خبرگزاري دانشجو»؛ جنگهای بالکان به دو جنگ گفته میشود که در سالهای ۱۹۱۲ و ۱۹۱۳ در جنوب شرقی اروپا رخ داد. جنگ اول بالکان در روز ۸ ام اکتبر سال ۱۹۱۲ آغاز شد. کشورهای بلغارستان، یونان، مونتنگرو و صربستان که تعداد زیادی از همنژادان خود را در تحت حاکمیت عثمانی داشتند، به امپراطوری عثمانی حمله کردند و به پنج قرن حاکمیت عثمانی در بالکان در یک رشته عملیات نظامی هفت ماهه با پیمان لندن پایان دادند.
شروع جنگ اول بالكان:
کنگرة برلین (1878) بخش بزرگی از سرزمینهای روم ایلی را از دولت عثمانی جدا کرد، اما نتوانست به کشمکش موجود بر سر تقسیم سرزمینهای بالکان پایان دهد. سیاست پان اسلاویستی روسیه و رقابت مداوم آن کشور با اتریش نیز این درگیریها را تشدید کرد و در بروز جنگ بالکان سخت مؤثر افتاد.
از طرفي از مهمترین مسائل داخلی دولتهای بالکان که مدتها مانع اتّحاد آنها بر ضد عثمانی می شد، «مسئلة کلیساها» بود، یعنی جدا شدن کلیسای بلغار از کلیسای ارتدوکس ، و اختلاف بر سر این که کلیساها و مدارس مقدونیه، به کدام کشور تعلق دارد. سلطان عبدالحمید دوّم نیز در مدت سلطنت خود (1293ـ1327)، بر این عدم تفاهم دامن می زد.
اقدامات حكومت عثماني بر ضد يونان، به قصد تصرف صربستان و بلغارستان، مانع اتحاد اين سه دولت نشد. رهبري جمعيت داتحاد و ترقي توانست «مسئله كليساها» را كه مهمترين سد راه تفاهم دولت هاي بالكان بود حل کند و هنگامی که سرگرم حوادث داخلی و خارجی بود، روسیه موضوع تقسیم مقدونیه را، که به ترکیه تعلق داشت، مطرح کرد و در پی تحریکات آن کشور، در 6 اکتبر 1912، بلغارستان با یونان و قره داغ با صربستان و همچنین در اوت 1912، قره داغ با بلغارستان پیمان بستند و سرانجام اتحاد بالکان بر ضد عثمانی عملی شد.
در این هنگام دولت عثمانی بحرانیترین روزهای خود را می گذرانید. ایتالیایی ها، در ادامه جنگ طرابلس غرب، به چناق قلعه رسیده بودند و استانبول را تهدید می کردند. شورش آلبانی نیز شدت یافته بود و افسران مخالف دولت به نام «خلاص کاران » در کوهستانها مخفی شده بودند. ازینرو دولت سعیدپاشا مجبور به استعفا شد و حکومت جمعیّت اتّحاد و ترّقی به پایان رسید. حکومت جدید غازی احمدمختار هم، به اتّحاد ملتهای بالکان بر ضد عثمانی توجهی نکرد.
چون دولت عثمانی برای سرکوب شورشیان آلبانی، که به ارتفاعات قره داغ پناه برده بودند، به آن منطقه لشکر کشید، کشورهای متّحد بلغارستان، صربستان، یونان و قره داغ یادداشت مشترکی به عثماني تسلیم کردند (3 اکتبر 1912) و از حکومت ترک خواستند که طی سه روز به صربستان، مقدونیه، آلبانی و کرت خودمختاری دهد؛ یادداشتی هم به دولتهای غربی تسلیم و اعلام کردند که اگر خواستهایشان برآورده نشود، به سلاح متوّسل خواهند شد.
سرانجام با اعلان جنگ قره داغ به عثمانی در 8 اکتبر 1912، اولین مرحله جنگهای بالکان آغاز شد. بقیه متّحدان با یادداشت دیگری ، خواستارِ تسلیم ولایت روم ایلی، براساس ملیّت به حکومتهای خودمختار شدند، امّا حكومت ترك به این یادداشت هم پاسخی نداد. روز بعد، دولتهای بلغارستان و صربستان به عثمانی اعلان جنگ کردند و یونان نیز به آنان پیوست.
نیروی عثمانی در سه جبهه شرق و غرب و دریا با متّحدان می جنگید. سپاهیان جبهه شرق از بلغارها شکست خوردند و عقب نشستند. سپاه غرب، مغلوب صربها شد و تحسین پاشا هم در سلانیک خود را به یونانیان تسلیم کرد.
در نتیجه این شکستها، دولت غازی احمد مختارپاشا استعفا کرد. هنگامی که دولت کامل پاشا با پادرمیانی دولتهای بزرگ سرگرم مذاکره بود، جمعیّت اتّحاد و ترّقی، شکست بالکان را دستاویز ساخت و با کودتایی خونین حکومت را به دست گرفت .
در 3 فوریة 1913، جنگ دوباره آغاز شد. جمعیّت اتّحاد و ترّقی با از دست دادن یانیه ادرنه و اِشکودرا، ناچار شرایط صلح را پذیرفت.
به موجب عهدنامه ای که کنفرانس لندن در 30 مه 1913 به امضای عثمانی و دولتهای بالکان رسانید، خط میدیه اِنِز مرز عثمانی و بلغارستان شناخته شد. ادرنه ، تراکیا و دده آغاج به بلغارستان؛ سلانیک و مقدونیة جنوبی و کرت به یونان ؛ مقدونیة شمالی و مرکزی به صربستان وسلستره به رومانی واگذار شد.
به اين ترتيب، حدود هشتاد درصد از متصرفات عثماني در اروپا از كنترل اين امپراتوري خارج گرديد. اما فاتحين جنگ اول بالكان نتوانستند درمورد تقسيم سرزمينهاي بهدست آمده، به توافق برسند و بههمين دليل، در ۲۹ ژوئن ۱۹۱۳م جنگ دوم بالكان نيز آغاز شد.
جنگ دوم بالكان (1913):
اما فاتحين جنگ اول بالكان نتوانستند در مورد تقسيم سرزمينهاي به دست آمده، به توافق برسند. دلیل شروع جنگ نارضایتی بلغارستان از تقسیم فتوحات جنگ اول بالکان در مقدونیه بود. دو متحد سابق بلغارستان، یعنی یونان و صربستان این توافق را پنهانی انجام داده بودند که موجب ناخرسندی بلغارستان شده بود.
شروع جنگ اول بالكان:
کنگرة برلین (1878) بخش بزرگی از سرزمینهای روم ایلی را از دولت عثمانی جدا کرد، اما نتوانست به کشمکش موجود بر سر تقسیم سرزمینهای بالکان پایان دهد. سیاست پان اسلاویستی روسیه و رقابت مداوم آن کشور با اتریش نیز این درگیریها را تشدید کرد و در بروز جنگ بالکان سخت مؤثر افتاد.
از طرفي از مهمترین مسائل داخلی دولتهای بالکان که مدتها مانع اتّحاد آنها بر ضد عثمانی می شد، «مسئلة کلیساها» بود، یعنی جدا شدن کلیسای بلغار از کلیسای ارتدوکس ، و اختلاف بر سر این که کلیساها و مدارس مقدونیه، به کدام کشور تعلق دارد. سلطان عبدالحمید دوّم نیز در مدت سلطنت خود (1293ـ1327)، بر این عدم تفاهم دامن می زد.
اقدامات حكومت عثماني بر ضد يونان، به قصد تصرف صربستان و بلغارستان، مانع اتحاد اين سه دولت نشد. رهبري جمعيت داتحاد و ترقي توانست «مسئله كليساها» را كه مهمترين سد راه تفاهم دولت هاي بالكان بود حل کند و هنگامی که سرگرم حوادث داخلی و خارجی بود، روسیه موضوع تقسیم مقدونیه را، که به ترکیه تعلق داشت، مطرح کرد و در پی تحریکات آن کشور، در 6 اکتبر 1912، بلغارستان با یونان و قره داغ با صربستان و همچنین در اوت 1912، قره داغ با بلغارستان پیمان بستند و سرانجام اتحاد بالکان بر ضد عثمانی عملی شد.
در این هنگام دولت عثمانی بحرانیترین روزهای خود را می گذرانید. ایتالیایی ها، در ادامه جنگ طرابلس غرب، به چناق قلعه رسیده بودند و استانبول را تهدید می کردند. شورش آلبانی نیز شدت یافته بود و افسران مخالف دولت به نام «خلاص کاران » در کوهستانها مخفی شده بودند. ازینرو دولت سعیدپاشا مجبور به استعفا شد و حکومت جمعیّت اتّحاد و ترّقی به پایان رسید. حکومت جدید غازی احمدمختار هم، به اتّحاد ملتهای بالکان بر ضد عثمانی توجهی نکرد.
چون دولت عثمانی برای سرکوب شورشیان آلبانی، که به ارتفاعات قره داغ پناه برده بودند، به آن منطقه لشکر کشید، کشورهای متّحد بلغارستان، صربستان، یونان و قره داغ یادداشت مشترکی به عثماني تسلیم کردند (3 اکتبر 1912) و از حکومت ترک خواستند که طی سه روز به صربستان، مقدونیه، آلبانی و کرت خودمختاری دهد؛ یادداشتی هم به دولتهای غربی تسلیم و اعلام کردند که اگر خواستهایشان برآورده نشود، به سلاح متوّسل خواهند شد.
سرانجام با اعلان جنگ قره داغ به عثمانی در 8 اکتبر 1912، اولین مرحله جنگهای بالکان آغاز شد. بقیه متّحدان با یادداشت دیگری ، خواستارِ تسلیم ولایت روم ایلی، براساس ملیّت به حکومتهای خودمختار شدند، امّا حكومت ترك به این یادداشت هم پاسخی نداد. روز بعد، دولتهای بلغارستان و صربستان به عثمانی اعلان جنگ کردند و یونان نیز به آنان پیوست.
نیروی عثمانی در سه جبهه شرق و غرب و دریا با متّحدان می جنگید. سپاهیان جبهه شرق از بلغارها شکست خوردند و عقب نشستند. سپاه غرب، مغلوب صربها شد و تحسین پاشا هم در سلانیک خود را به یونانیان تسلیم کرد.
در نتیجه این شکستها، دولت غازی احمد مختارپاشا استعفا کرد. هنگامی که دولت کامل پاشا با پادرمیانی دولتهای بزرگ سرگرم مذاکره بود، جمعیّت اتّحاد و ترّقی، شکست بالکان را دستاویز ساخت و با کودتایی خونین حکومت را به دست گرفت .
در 3 فوریة 1913، جنگ دوباره آغاز شد. جمعیّت اتّحاد و ترّقی با از دست دادن یانیه ادرنه و اِشکودرا، ناچار شرایط صلح را پذیرفت.
به موجب عهدنامه ای که کنفرانس لندن در 30 مه 1913 به امضای عثمانی و دولتهای بالکان رسانید، خط میدیه اِنِز مرز عثمانی و بلغارستان شناخته شد. ادرنه ، تراکیا و دده آغاج به بلغارستان؛ سلانیک و مقدونیة جنوبی و کرت به یونان ؛ مقدونیة شمالی و مرکزی به صربستان وسلستره به رومانی واگذار شد.
به اين ترتيب، حدود هشتاد درصد از متصرفات عثماني در اروپا از كنترل اين امپراتوري خارج گرديد. اما فاتحين جنگ اول بالكان نتوانستند درمورد تقسيم سرزمينهاي بهدست آمده، به توافق برسند و بههمين دليل، در ۲۹ ژوئن ۱۹۱۳م جنگ دوم بالكان نيز آغاز شد.
جنگ دوم بالكان (1913):
اما فاتحين جنگ اول بالكان نتوانستند در مورد تقسيم سرزمينهاي به دست آمده، به توافق برسند. دلیل شروع جنگ نارضایتی بلغارستان از تقسیم فتوحات جنگ اول بالکان در مقدونیه بود. دو متحد سابق بلغارستان، یعنی یونان و صربستان این توافق را پنهانی انجام داده بودند که موجب ناخرسندی بلغارستان شده بود.
نیروهای این دو کشور حمله بلغارها را متوقف کردند و آنها را به درون خاک خودشان عقب راندند. در اين میان رومانی و عثمانی هم از فرصت استفاده کردند و به بلغارستان حمله کردند.
جمعیت اتّحاد و ترّقی، ادرنه را بدون هیچگونه مقاومتی از بلغارها پس گرفت.
در پایان این جنگ پیمان بخارست امضاء شد که به موجب آن بلغارستان بخش بزرگی از سرزمینهایی را که در جنگ اوّل بالکان تصرف کرده بود، به صربستان، روماني، يونان و مونتهنگرو واگذار كرد. جنگهاي بالكان درواقع زمينهساز جنگ جهاني اول بود كه از سال ۱۹۱۴ آغاز شد.
دولت عثمانی نیز با دولتهای بالکان پیمانهای جداگانه بست و در 29 سپتامبر 1913، پیمان استانبول با بلغارستان را در بیست ماده امضا کرد، که طبق آن، ادرنه در تصرّف عثمانی باقی ماند؛ تراکیای غربی به بلغارستان پس داده شد و رودخانه مریچ مرز میان دو دولت شناخته شد.
همچنین به موجب «صورت مجلس راجع به مفتیان» که به پیمان نامه افزوده شده بود، مسلمانان باقیمانده در بلغارستان باید مفتیان خود را برمی گزیدند و مفتیان نیز در بین خود مفتی بزرگ را انتخاب می کردند و نتیجه این انتخاب را سفیر کبیر عثمانی در صوفیه به آگاهی شیخ الاسلام استانبول می رسانید. مفتیان به امور شرعی و آموزشی مسلمانان، همچنین بازرسی و تأسیس مدارس جدید رسیدگی می کردند، و حقوق آنان و هزینه مؤسسات آموزشی را دولت بلغارستان می پرداخت. آموزش اصلی به ترکی و آموزش بلغاری نیز اجباری بود. در جاهایی که بیشتر جمعیت آن مسلمان بود، مجالس جماعت اسلامی برپا می شد.
جمعیت اتّحاد و ترّقی، ادرنه را بدون هیچگونه مقاومتی از بلغارها پس گرفت.
در پایان این جنگ پیمان بخارست امضاء شد که به موجب آن بلغارستان بخش بزرگی از سرزمینهایی را که در جنگ اوّل بالکان تصرف کرده بود، به صربستان، روماني، يونان و مونتهنگرو واگذار كرد. جنگهاي بالكان درواقع زمينهساز جنگ جهاني اول بود كه از سال ۱۹۱۴ آغاز شد.
دولت عثمانی نیز با دولتهای بالکان پیمانهای جداگانه بست و در 29 سپتامبر 1913، پیمان استانبول با بلغارستان را در بیست ماده امضا کرد، که طبق آن، ادرنه در تصرّف عثمانی باقی ماند؛ تراکیای غربی به بلغارستان پس داده شد و رودخانه مریچ مرز میان دو دولت شناخته شد.
همچنین به موجب «صورت مجلس راجع به مفتیان» که به پیمان نامه افزوده شده بود، مسلمانان باقیمانده در بلغارستان باید مفتیان خود را برمی گزیدند و مفتیان نیز در بین خود مفتی بزرگ را انتخاب می کردند و نتیجه این انتخاب را سفیر کبیر عثمانی در صوفیه به آگاهی شیخ الاسلام استانبول می رسانید. مفتیان به امور شرعی و آموزشی مسلمانان، همچنین بازرسی و تأسیس مدارس جدید رسیدگی می کردند، و حقوق آنان و هزینه مؤسسات آموزشی را دولت بلغارستان می پرداخت. آموزش اصلی به ترکی و آموزش بلغاری نیز اجباری بود. در جاهایی که بیشتر جمعیت آن مسلمان بود، مجالس جماعت اسلامی برپا می شد.
عهدنامه عثمانی ـ یونان در 14 اکتبر 1913، در آتن به امضا رسید و طبق آن حقوق مسلمانان یونان، همانند مسلمانان بلغارستان، با یونانیان برابر شد. به موجب ماده 5 عهدنامه لندن، حل مسائل جزایر به دولتهای بزرگ واگذار شد و این دولتها در 16 دسامبر 1913، طی تصمیمی، ایمروز، بوزجه آطه و مه ئیس را به ترکیه دادند و بقیه جزایر را در اختیار یونان گذاشتند.
با آنکه بعد از تجزیه متصرّفات عثمانی در روم ایلی، دیگر مناسباتی با صربستان باقی نمانده بود، در 14 مارس 1914، با صربها نیز عهدنامه ای عمومی امضا شد.
جنگهای بالکان نقطه عطفی در تاریخ عثمانی بود. در روم ایلی هزاران مسلمان بیرحمانه قتل عام شدند و بسیاری به آناطولی پناه بردند. تنها در ادرنه بیش از 225000 مسلمان در اسارت سپاه بلغار از گرسنگی جان دادند و کوچ روزافزون مسلمانان ترک تبار تا امروز ادامه یافته است.
با آنکه بعد از تجزیه متصرّفات عثمانی در روم ایلی، دیگر مناسباتی با صربستان باقی نمانده بود، در 14 مارس 1914، با صربها نیز عهدنامه ای عمومی امضا شد.
جنگهای بالکان نقطه عطفی در تاریخ عثمانی بود. در روم ایلی هزاران مسلمان بیرحمانه قتل عام شدند و بسیاری به آناطولی پناه بردند. تنها در ادرنه بیش از 225000 مسلمان در اسارت سپاه بلغار از گرسنگی جان دادند و کوچ روزافزون مسلمانان ترک تبار تا امروز ادامه یافته است.
به طور كلي حوادث رخ داده در بالكان باعث گرديد كه دولت عثماني كه به گذر زمان دچار ضعف گشته بود تا جايي كه از آن به عنوان مرد بيمار اروپا ياد مي كردند، هر چه بيشتر در سراشيبي سقوط قرار گيرد تا اينكه در خلال جنگ جهاني اول از هم فروپاشيد/انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰