کد خبر:۱۳۵۰۷۶
بررسي شيوه مبارزاتي امام سجاد(ع)؛
امام سجاد(ع) و سلاح دعا براي زنده نگه داشتن مشعل معنویت
امام سجاد (ع) براى تبیین معارف اسلام و برپا داشتن شجره اسلام و زنده نگه داشتن مشعل معنویت، از سلاح دعا استفاده کردند و بذر معنویت پاشیدند تا در موقعیت مناسب ثمر دهد.
گروه انديشه «خبرگزاري دانشجو»؛ امام سجاد (ع) با شش خلیفه معاصر بود که هیچ یک با اهلبیت (ع) مهر نورزیدند؛ این خلفا عبارتند از یزید بن معاویه، عبدالله بن زبیر، معاویهبن یزید، مروان بن حکم، عبدالملک بن مروان و ولیدبن عبدالملک.
امام سجاد (ع) پس از شهادت پدر، در ایام اسارت و در شرایط اختناق، امامت را به عهده گرفت؛ این شرایط سخت تا پایان امامت وى ادامه یافت.
مسعودى نوشته است: «قام ابومحمد علىبن الحسین (ع) بالامر مستخفیا على تقیه شدیده فى زمان صعب» حضرت سجاد (ع) امامت را به صورت مخفى و با تقیه شدید و در زمانى دشوار عهده دار شد.
در چنین مقطع زمانى، آیا امام (ع) مىتوانست دست به مبارزات سیاسى و فعالیت هاى گسترده فرهنگى و اجتماعى بزند؟ به نظر مىرسد پاسخ منفى است، به دو دلیل؛ اختناق شديد مبارزات سیاسى را منجر به شكست مي كرد و شرايط ناسالم فرهنگي در مكه و مدينه.
اختناق شديد مبارزات سیاسى را منجر به شكست ميكرد
جو اختناق و کنترل شدیدى که حکومت ها پس از شهادت امام حسین(ع) به وجود آورده بودند سبب شد مبارزات سیاسى یا مسلحانه نتیجهاى جز هدر رفتن نیروها نداشته باشد؛ چنان که مبارزات زمان آن حضرت تماما به شکست انجامید.
براى درک این وضعیت اسفبار، توجه به دو روایت زیر سودمند است:
الف) «سهل بن شعیب»، یکى از بزرگان مصر مىگوید: روزى به حضور على بن الحسین (ع) رسیدم و گفتم حال شما چگونه است؟ فرمود: فکر نمىکردم شخصیت بزرگى از مصر مثل شما نداند که حال ما چگونه است؟ اینک اگر وضع ما را نمىدانى، برایت توضیح مىدهم: «وضع ما در میان قوم خود مانند وضع بنىاسرائیل در میان فرعونیان است که پسرانشان را مىکشتند و دخترانشان را زنده نگه مىداشتند. امروز وضع ما چنان دشوار است که مردم با ناسزاگویى به بزرگ و سالار ما بر فراز منبرها، به دشمنان ما تقرب مىجویند.»
ب) زراره بن اوفى مىگوید: دخلت على على ابن الحسین (ع) فقال: «یازراره الناس فىزماننا على ست طبقات: اسد و ذئب و ثعلب و کلب و خنزیر و شاهفاما الاسد فملوک الدنیا یحب کل واحد منهم ان یغلب و لا یغلب واما الذئب فتجارکم یذمو (ن) اذا اشتروا و یمدحو (ن) اذاباعوا و اما الثعلب فهولاءالذین یاکلون بادیانهم و لایکون فىقلوبهم ما یصفون بالسنتهم و اما الکلب یهر على الناس بلسانه ویکرمه الناس من شر لسانه و اما الخنزیر فهولاءالمخنثون واءشباههم لایدعون الى فاحشه الا اءجابوا و اما الشاه بین اءسد وذئب و ثعلب و کلب و خنزیر»؛ حضرت در این روایت، حاکمان را به شیران درنده و مسلمانان را به گوسفندان اسیر در چنگ درندگان تشبیه کرده است.
شرايط ناسالم فرهنگي در مكه و مدينه
و دليل ديگر، شرایط ناسالم فرهنگى آن روزگار است كه بر اثر فعالیت هاى ناسالم حکومتهاى وقت و انگیزههاى مختلفى که در آن زمان وجود داشت، مردم به طرف بىبندوبارى سوق داده شدند و با چنین مردمى هرگز نمىشد کارهاى بنیادى انجام داد؛ مگر این که تحولى معنوى در آنان به وجود آید.
در این موقعیت، تمام تلاش حضرت سجاد (ع) این بود که شعله معنویت را روشن نگه دارد و این جز از راه دعاها و نیایشها و تذکارهاى مقطعى كه حضرت به خوبى از عهده آن برمي آمدند، ممکن نبود.
در مورد رواج فرهنگ غلط بىبندوبارى و فحشا در آن عصر، یکىاز محققان مىنویسد: «در مدینه مجالس غنا و رقص برپا مىشد و چه بسا زنان و مردان با یکدیگر بودند و هیچ پردهاى نیز در میان نبود؛ عایشه، دختر طلحه مجالس مختلط از مردان و زنان برپا مىکرد و در آن مجالس با فخر و مباهات آواز مىخواند؛ مدینه پر از زنان آوازهخوان شده بود و آنها نقش فعالى در آموزش غنا به دختران و پسران و گسترش آوازهخوانى و اشاعه بىبندوبارى و فساد داشتند.»
در تاریخ الادب العربى چنین آمده است: «گویى این دو شهر بزرگ حجاز (مکه و مدینه) را براى خنیاگران ساخته بودند تا آنجا که نه تنها مردمان عادى، بلکه فقیهان و زاهدان نیز به مجالس آنان مىشتافتند.»
امام سجاد (ع) براى تبیین معارف اسلام بذر معنویت پاشیدند
در این موقعیت، امام سجاد (ع) براى تبیین معارف اسلام و برپا داشتن شجره اسلام و زنده نگه داشتن مشعل معنویت، از سلاح دعا استفاده کرده و بذر معنویت پاشیدند تا در موقعیت مناسب ثمر دهد.
يکى از نویسندگان معاصر درباره صحیفه سجادیه که در بردارنده دعاهاى امام (ع) است، مىنویسد: «. . . صحیفه سجادیه اساس اندیشه انقلابى را تشکیل داده و امت اسلامى نیز به تکیه گاهى کامل و انقلابى نیاز داشته است. نیاز امت در آن هنگام، سخن و یا اشعار کینه برانگیز و عواطف لحظهاى و زودگذر نبود، بلکه یک نظریه کامل و انقلابى بود؛ امام زین العابدین (ع) این نظریه را تنها در صحیفه سجادیه که چکیده اصول تربیتى امام (ع) است، تبییننکرده، بلکه خود امام زبور ناطق بوده اند.»
این نویسنده در مورد تاثیر صحیفه سجادیه در هدایت انقلابیون و حرکت هاى اسلامى مىنویسد: «من گمان نمىکنم که پس از قرآن کتابى همچون صحیفه سجادیه باشد که این گونه قلب محرومان را تسلى بخشد و خون انقلاب را در رگ هاى مستضعفان به جوش آورد و دل هاى مجاهدان را به درخشش خود روشن کند و هدایتگر انقلابیون در راه مبارزه باشد.»
مبارزه با سلاح دعا
عنوان صحیفه، دعا و نیایش است، اما از موضوعات مبارزاتى و سیاسى تهى نیست، موارد زیر بر درستى این سخن گواهى مىدهد.
دعاى چهل و هشتم صحیفه: حضرت در این دعا به صراحت از مسائل زیر که جنبه سیاسى دارد یاد مىکند:
الف) مقام خلافت مخصوص خلفا و اصفیاى الهى است.
ب) مقام خلافت مورد یورش و غصب قرار گرفته است.
ج) احکام خدا تبدیل گشته و کتاب خدا مورد غفلت قرار گرفته است.
د) واجبات الهى تحریف شده است.
ه) سنت پیامبر (ص) متروک شده است.
دعاى چهل و هفتم: در زمانى که اهلبیت (ع) در فشار بسر مىبردند و امیرمومنان (ع) بر فراز منبرها لعن مىشد، حضرت در دعاى چهلو هفتم (دعاى روز عرفه) به مسائل مهم زیر اشاره مىکند:
الف) مقام امارت و رهبرى از آن اهلبیت (ع) است.
ب) ائمه (ع) از هر پلیدى پیراسته و شایسته وساطت بین خالق و خلقند.
ج) دین به وسیله امام منصوب از سوى خداوند تقویت مىشود.
د) خدا اطاعت از ائمه را واجب ساخته است.
فرازى از دعاى عرفه آن حضرت چنین است: «رب صل على اءطائب اهل بیته الذین اخترتهم لامرک و جعلتهمخزنه علمک و حفظه دینک و خلفائک فىارضک و حججک على عبادک وطهرتهم من الرجس و الدنس تطهیرا بارادتک و جعلتهم الوسیله الیکو المسلک الى خبتک. . .»
«اللهم انک ایدت دینک فى کل اوان بامام اقمته علمالعبادک و منارا فى بلادک بعد ان وصلتحبله بحبلک و جعلتهالذریعه الى رضوانک و افترضت طاعته و حذرت معصیته و امرتبامتثال اوامره . . . و اته من لدنک سلطانا نصیرا وافتح لهفتحا یسیرا...»
دعاى چهاردهم: این دعا سراسر شکوه از ستمگران است که در نظر آن حضرت مصداقىجز حکام وقت ندارد.
دعاى بیستم: دعاى مکارم الاخلاق كه حضرت در این دعا از خداوند مىخواهد او را از سلطه ستمگران نجات بخشد و پیروزش سازد: «اللهم صل على محمد و آل محمد و اجعلنى یدا على من ظلمنى ولسانا على من خاصمنى و ظفرا بمن عاندنى وهب لى مکرا على منکایدنى و قدره على من اضطهدنى ...»
دعاى چهل و نهم: حضرت در این دعا از فراوانى دشمنانش و از برنامههاى حساب شده آنان جهت آزار و حتى قتل امام به خدا شکوه مىکند: «فکم من عدو انتضى على سیف عداوته و شحذلى ظبه مدیته وارهف لى شباحده و دافلى قواتل سمومه و سدد نحوى صوائب سهامه ولم تنم عنى عین حراسته و اضمر ان یسومنى المکروه و یجر عنىزعاق مرارته فنظرت یا الهى ...»؛ بارخدایا! چه بسا دشمنى که شمشیر عداوت آخت و بر من تاخت و براى کشتن من خنجر خویش تیز کرد و با دم برنده آن آهنگ جان من نمود و زهر کشنده به آب من بیامیخت و خدنگ جان شکار خویش در کمان نهاد و مرا نشانه گرفت و چون پاسبانان همواره بیدار، دیده از من برنمىگرفت و در دل داشت که مرا گزندى سخت رساند و شرنگ کینه خویش به کامم ریزد؛ آنگاه اى خداوند من! دیدى که ...»
منبع: سايت تخصصي تاريخ اسلام
/انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰